گزیده ای از خبر های جالب در ایران ناپلئون : حکومتها بر اساس لیاقت ملتها بر آنها حکومت می کند!!!
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

فراموشتان نخواهیم کرد

آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 30 مهر ماه سال 1386
یکی از زندانیان سیاسی بند 209 در اثر شکنجه های غیر انسانی
 2 بار در آستانۀ مرک قرار گرفت
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بند مخوف 209 اوین خانم طاهره پوررستم 44 ساله و همسرشان آقای ناصر سوداگری 46 ساله که در تاریخ 11 شهریور 1386 با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیرو به بند 209 اوین منتقل شدن.
پس از چند هفته مراجعات مکرر به دادگاه انقلاب به خانوادۀ  آنها گفته شد که در بند 209 زندانی هستند.
آقای ناصر سوداگری و خانم طاهره پور رستم  پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در خاوران برای گرامیداشت بستگان و دوستانشان دستگیر شدند.
خانم طاهره پور رستم در اثر شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی که توسط یکی از بازجویان وزارت اطلاعات بنام علوی علیه ایشان  بکار برده بود. او 2 بار در آستانۀ مرک قرار گرفت که بازجویان مجبور شدن او را به بهداری زندان منتقل کنند، و با نصب اکسیژن به ایشان، دوباره حیات خود را بازیافتند. در حال حاضر وضعیت جسمی ایشان در شرایط خطرناکی است که بازجویان مجبور به دادن ملاقت کابینی با فرزندش شدن. هنگام ملاقات کابینی که مکالمه به صورت تلفنی انجام می شد، ایشان به سختی قادر به حرف زدن و ایستادن بودن و شرایط بسیار وخیمی داشتند.
انتقال خانم طاهره پور رستمی و همسرشان آقای ناصر سوداگری به سلولها انفرادی به دستور راسخ بازپرس شعبۀ 1 دادگاه انقلاب بوده و پس از هر بازجوئی که همراه با شکنجه های جسمی بوده خود راسخ در سلول ایشان حاضر می شد و از انها می پرسید که آیا حاضر به اعتراف و مصاحبه هستید؟
راسخ همچنین در جواب پیگیریهای خانوادۀ سوداگری با تهدید  گفته است : بروید و دیگر مراجعه نکنید که پروندۀ آنها سنگین است . راسخ تا به حال بارها خانواده های زندانیان سیاسی رامورد اهانت و  تهدید به زندان نموده.
لازم به یاد آوری است که در جریان یورش به منزل سوداگری تمامی وسائل منزل آنها را مورد بازرسی و تخریب کرده اند. مامورین وزارت اطلاعات تلفنهای همراه تمامی اعضای خانواده را ضبط و با خود برده اند ، آنها همچنین کیس کامپیوتر و رسیور ماهواره ، کارتهای بانکی و آلبوم عکس و فیلم های خانوادگی و سایر وسائل شخصی را با خود برده اند

دوشنبه 30 مهر ماه سال 1386
گزارش از تجمع امروز در پلی تکنیک در ۵ بخش
گزارش لحظه به لحظه  از تجمع امروز در پلی تکنیک-۱
سلام دموکرات : از ساعات ابتدای روز دوشنبه ۳۰ آبان بنا به فراخوانی که از روز های گذشته به صورت گسترده در میان دانشجویان پلی تکنیکی پخش شده بود و مورد حمایت دیگر دانشجویان دانشگاه های تهران قرارگرفته بود . امروز ساعت ۱۲قراراست برگزاری تجمع و تریبون آزادی در اعتراض به صدور احکام ۳ دانشجوی زندانی و ادامه بازداشت دیگر دانشجویان زندانی برگزار شود.
بنا به اخبار رسیده به آوای دانشگاه از ساعات ابتدایی صبح امروز حضور نیرو های امنیتی و اطلاعاتی به صورت محسوسی در درون دانشگاه پلی تکنیک و اطراف آن چشم گیر بود به صورتی که درب خیابان ولی عصر به طور کامل بسته شده است و درب خیابان حافظ کاملا کنترل می شود به صورتی که تنها جا برای حرکت یک نفر وجود دارد و نیروی های حراست کاملا چهره افراد را با عکس کارت دانشجویی پلی تکنیک چک می کننند. در درون دانشگاه در هر چند متر ۲ تن از نیروی های حراست ایستاده اند. در خیایبان حافظ و رشت نیرو های لباس شخصی اطلاعاتی و امنیتی در کنار ماشین ها پلیس حضور چشم گیری دارند.
بنابه همین گزارشات رسیده به آوای دانشگاه اجازه ایستادن هیچ فردی را در خیابان های اطراف دانشگاه نمی دهند. گروهی از دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران سعی دارند که به هر نحو ممکن خود را به دورن دانشگاه برسانند که البته با ممانعت نیروهای امنیتی و حراست مواجه هستند. با تمام این وجود دانشجویان پلی تکنیک مصرانه بر برگزاری تجمع تاکید دارند و بنا به اخبار رسیده دانشجویان مشغول سازمان دادن آغاز تجمع هستند و تا دقایق دیگر تجمع آنان آغاز می شود. فضای کلی دانشگاه ملتهب است و تعداد کثیری از دانشجویان منتظر آغاز تجمع هستند
 
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه های تهران در دانشگاه پلی تکنیک آغاز شد - 2
طبق خبرهای رسیده تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه های تهران در دانشگاه پلی تکنیک با شور و هیجان بی سابقه ای آغاز شد.
این تجمع از ساعت 11 صبح با حضور 500 تن از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک با خواندن سرود "یار دبستانی" و دادن شعارهای " مرگ بر دیکتاتور"، "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"، "انجمن بسیجی تعطیل باید گردد"... آغاز گشت و رفته رفته با شرکت دانشجویان سایر دانشگاه ها و دانشجویان دیگر پلی تکنیک می رود تا به تجمع بی سابقه ای تبدیل گردد.
یکی از ویژه گی های این تجمع اتحاد کامل گرایشات مختلف دانشجویی می باشد. گرایشات "تحکیم وحدت" و "انجمن های اسلامی (مدرن)" و کلیه ی جریانات چپ، در کنار یکدیگر حضور داشته و با صفی متحد و شعارهای مشترک خواهان آزادی فوری دانشجویان دربند گشته اند.
گردانندگان این تجمع اعلام داشته اند که به کلیه گرایشات دانشجویی حاضر امکان سخنرانی و خواندن بیانیه های شان را خواهند داد و اینک دانشجویان دانشگاه های مختلف مشغول سخنرانی می باشند.
همچنین کلیه گرایشات چپ دانشجویی نیز به دعوت "دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پلی تکنیک" با تمام توان مبارزاتی خود شرکت کرده اند. بیانیه های "جمعی از فعالین و دانشجویان چپ"، "دانشجویان آزادیخواه برابری طلب"، و دانشجویان چپ دانشگاه علامه در سطح وسیعی توزیع گشته است.
خبرهای رسیده از خارج از دانشگاه پلی تکنیک حاکیست که تعداد بسیاری از دانشجویان سایر دانشگاه های تهران که هنوز موفق به ورود به دانشگاه نشده اند، با نیروهای حراست دانشگاه که مانع ورورد ایشان گشته اند، درگیر شده و نیروهای امنیتی حاضر در محل تعدادی از دانشجویان را بازداشت کرده اند
 
درگیری دانشجویان معترض با یگان ویژه حکومت اسلامی در پلی تکنیک - 3
منابع خبری سلام دمکرات هم اکنون (ساعت 13:20) گزارش دادند که با فشرده تر شدن صف معترضین در دانشگاه پلی تکنیک، دانشجویان به سمت درب ولیعصر این دانشگاه به حرکت در آمدند تا از محدوده ی دانشگاه خارج شده و از مردم پایتخت حمایت و همبستگی را طلب کنند. این اقدام دانشجویان نیروهای امنیتی و انتظامی را به هراس انداخته و با درگیر کردن نیروهای خود، سعی در جلوگیری از خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه کردند. دانشجویان نیز متقابلاً با حمله به درب ولیعصر تا مرز شکستن آن پیش رفتند. نیروهای حکومتی که خود را بازنده ی میدان تشخیص داده بودند، با توسل به نیروهای ضد شورش و یگان ویژه سعی دارند تا از خروج دانشجویان جلوگیری کنند. این در گیری تا لحظه نگارش این خبر همچنان ادامه دارد
 
 
فریاد مرگ بر استبداد دانشجویان در دانشگاه پلی تکنیک/ با آغاز تجمع دانشجویی تمامی کلاسهای دانشگاه پلی تکنیک تعطیل شده است - 4
ادوارنیوز: در پی فراخوان انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تهران دانشجویان این دانشگاه به همراه دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی دانشگاههای مختلف شهر تهران از ظهر امروز در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس برای احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی در صحن دانشگاه امیرکبیر تجمع کردند.
به گزارش  خبرنگار ادوارنیوز تمامی کلاسهای درس در دانشگاه پلی تکنیک از ظهر امروز و به دنبال آغاز تجمع و تریبون آزاد دانشجویی به حال تعطیل در آمده است و این در حالی است که نیروهای پلیس ضد شورش با استقرار در برابر دربهای خروجی دانشگاه پلی تکنیک تجمع دانشجویان را زیر نظر گرفته اند.
دانشجویان در ابتدا با برگزاری تریبون آزاد به سخنان فعالان دانشجویی دانشگاههای مختلف شهر تهران و بیانیه های صادره از سوی انجمنهای اسلامی گوش فرا دادند و سپس با راهپیمایی در صحن دانشگاه پلی تکنیک و سر دادن شعارهایی همچون" دانشجومی میرد ذلت نمی پذیرد" این آخرین اخطار است جنبش دانشجویی آماده قیام است" زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و سر دادن سرودهای ای ایران و یار دبستانی تجمع خود را ادامه دادند. دانشجویان همچنین با سر دادن شعار "دریای خزر حق مسلم ماست " نسبت به کوتاهی دولت در برابر تضییع حقوق ایران توسط همسایگان شمالی در دریای خزر اعتراض کردند.
این تجمع دانشجویی تا ساعت 14 ادامه داشت. گزارشهای تکمیلی در این خصوص متعاقبا ارسال می گردد
 
ادامه گزارشها از تریبون آزاد «ستاره ها در اوین» در دانشگاه امیرکبیر - 5
خبرنامه امیرکبیر: تریبون آزاد دانشجویی «ستاره ها در اوین» در اعتراض به صدور احکام ناعادلانه و سنگین چندین سال حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر امروز، ۳۰ مهرماه ۸۶، در این دانشگاه با حضور جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه های تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مدیریت دانشگاه از روز گذشته با ممنوع الورود کردن ناگهانی همه اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و همچنین جمع کثیری از فعالین دانشجویی دانشگاه و همچنین فراخواندن کلیه نیروهای انتظامات دانشگاه سعی در جلوگیری از برگزاری این تریبون نمود.
کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر به دستور دکتر رهایی روز گذشته ضمن تماس با خانواده کلیه فعالین دانشجویی از آن ها خواست از حضور فرزنداشان در تریبون آزاد امروز جلوگیری کنند. کمیته انضباطی خانواده دانشجویان را تهدید کرده بود در صورت حضور دانشجویان در این تجمع علاوه بر صدور حکم محرومیت از تحصیل برای ایشان، نیروهای امنیتی هم آن ها را دستگیر خواهند کرد.
انتظامات دانشگاه امیرکبیر همچنین به منظور کنترل بهتر ورود دانشجویان به دانشگاه از صبح امروز دو درب اصلی دانشگاه، درب ولیعصر و درب خیابان سعید، را مسدود کرده و ورود دانشجویان تنها از درب حافظ و درب خیابان رشت امکان پذیر بود.
گزارش های رسیده حاکی از آن است بعضی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی امیرکبیر صبح امروز با درگیری شدید با نیروهای انتظامات دانشگاه توانستند وارد دانشگاه شوند. نیروهای انتظامات دانشگاه با ضرب و شتم محمداسماعیل سلمانپور، آرمان صداقتی و نریمان مصطفوی مانع ورود آن ها به دانشگاه شد. بلافاصله پس از درگیری انتظامات با دانشجویان به درخواست مدیریت دانشگاه، نیروهای انتظامی از کلانتری میدان فلسطین مقابل درب های دانشگاه مستقر شدند.
تدابیر امنیتی اندیشیده شده توسط دکتر رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، جهت کنترل ورود دانشجویان به حدی بود که حتی عده ای از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که کارت دانشجویی همراه نداشتند نتوانستند امروز وارد دانشگاه شوند. همچنین حضور نیروهای امنیتی در داخل و خیابان های اطراف دانشگاه امیرکبیر بسیار چشمگیر بود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود تمام سنگ اندازی های مدیریت دانشگاه امیرکبیر ظهر امروز تریبون بزرگ «ستاره ها در اوین» با حضور جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و همچنین دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران ساعت یازده و سی دقیقه، از جلوی دانشکده پلیمر آغاز شد.
دانشجویان شرکت کننده در این تریبون ابتدا با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران، از مقابل دانشکده پلیمر به سمت صحن اصلی دانشگاه راهپیمایی کردند و با تجمع دانشجویان در صحن دانشگاه تریبون آزاد آغاز شد.
در این تریبون، که گزارش کامل آن متعاقبا ارسال می شود، امیرحسین ایرجی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه علامه، و علی عبدی، عضو شورای مرکزی دانشگاه شریف، بیانیه های انجمن اسلامی دانشگاه علامه و شریف را در حمایت از سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر را قرائت کردند.
در ادامه مجید شیخ پور و سجاد ویس مرادی، دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، اقدام به سخنرانی در این تریبون نمودند. و پس از آن یکی از دانشجویان دانشگاه علامه و خواجه نصیر سخنرانی کردند. علی عزیزی، علی وفقی و علی نیکونسبتی، از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز در این تریبون سخنرانی کردند.
در پایان این تریبون پیام سه دانشجوی در بند، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری که از زندان خطاب به دانشجویان تجمع کننده صادر کرده بودند قرائت شد. پس از اتمام تریبون دانشجویان در حالی که تصاویر سه دانشجوی در بند و پلاکاردهایی با مضامین «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد»، در دست داشتند به سمت درب ولیعصر راهپیمایی کردند. دانشجویان شعار می دادند: «رهایی حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «رهایی برو گمشو»، «رئیس بی لیاقت استعفا استعفا»، «مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین» و… .
گزارش کامل تریبون آزاد امروز به همراه گزارش تصویری متعاقبا ارسال می شود

یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386
!؟!

یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386
انتقال ابراهیم مددی به زندان قزل حصار، نگرانی از
 جا به جایی سه دانشجوی در بند
خبرنامه امیرکبیر: شنیده های حاکی از آن است نیروهای امنیتی به منظور افزایش فشار بر ابراهیم مددی، عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی، چند روز پیش این فعال کارگری را از بند 209 زندان اوین به زندان قزل حصار انتقال داده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پی انتشار گزارشی مستند و تکان دهنده از زوایای پنهان طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، دوشنبه هفته گذشته متهمان موسوم به اراذل و اوباش و همچنین زندانیان مربوط به پرونده پمپ بنزین های تهران به واحد 3 زندان قزل حصار رجائی شهر کرج منتقل شدند. آقای امیرحسین چالوسی نیز در میان منتقل شدگان به آن زندان مشاهده شده اند.
همچنین مامورین زندان اوین هفته گذشته نام کلیه زندانیان اندرزگاه 8، جایی که سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر در آن نگه داری می شوند، که «اقدام علیه امنیت ملی»، جزء موارد اتهامی آن ها بوده را یادداشت نموده اند. بیم آن می رود زندانیان امنیتی بند 8 زندان اوین و 3 دانشجوی بیگناه دانشگاه امیرکبیر نیز طی روزهای آینده به زندان قزل حصار منتقل شوند.
زندان قزل حصار محلی است که بیشتر مجرمین خطرناک و معتادین به مواد مخدر در آن نگه داری می شوند و مسئولین سازمان زندان ها هر از گاهی به منظور تنبیه، اذیت و آزار برخی زندانیان آن ها را به این زندان منتقل می کنند

یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386
گزارشی از آخرین وضعیت هانی خواندار از متهمان موسوم
به اراذل و اوباش
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : هانی خواندارمعروف به هانی کرده از بازداشت شدگان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، با گذشت بیش از 3 ماه همچنان در بند 209 و در سلول انفرادی نگهداری می شود.
مادر وی با اعلام این خبر می گوید:" در طی این مدت تنها یک بار توانسته فرزندش را ملاقات کند و پس از ان دادگاه وی را ممنوع الملاقات اعلام کرده است."
هانی خواندار که به عنوان یکی از افراد موسوم به اراذل و اوباش به اعدام محکوم شده بود، پس از 3 ماه بازداشت در سوله کهریزک به بند 209 انتقال یافت.
وی که به ادعای سایر بازداشت شدگان این طرح در طی دوران بازداشت، بیش از سایرین مورد شکنجه وضرب و شتم قرار گرفت در ملاقات کوتاه با مادرش خبر مربوط به "کشیدن ناخنهایش" را تایید کرد.
مادر هانی می گوید" دو تا از ناخنهای پسرم را کشیده بودند، اما وقتی در دادگاه انقلاب به آقای نمازی( قاضی رسیدگی کننده به پرونده متهمان با عنوان اراذل و اوباش) اعتراض کردم، ایشان گفت که در محل نگهداریشان قند کم بوده، به همین دلیل ناخنهایش سیاه شده و افتاده است."
ادامه بازداشت و نگهداری این متهمان در حالی صورت می گیرد که اکثریت بازداشت شدگان پس از تحمل چندین ماه حبس با قید وثیقه آزاد شده و یا در شرف آزادی قرار دارند، با این حال چند از بازداشت شدگان هنوز در زندان نگهداری می شوند و از حق تماس و ملاقات با خانواده های خود محرومند.
مادر هانی اشاره می کند که دادگاه به وی اعلام کرده، پرونده پسرش در مرحله کارشناسی است و لذا حق تماس و ملاقات ندارد. این درحالی است که به ادعای وی، فرزندش به دلیل شدت شکنجه های موجود، 6 روز در بیمارستان سجاد بستری بوده است.
هانی خواندار معروف به هانی کرده ، همزمان با طرح ارتقای امنیت اجتماعی بازداشت شد. وی که پیش از این نیز سابقه بازداشت و زندان را داشته است، در مدت بازداشت خود، دو بار توسط ماموران به محوطه اجرای حکم اعدام برده شده و پس از طی تمامی مراحل اجرای این حکم، با انداختن ترقه زیر پایش، به سلول بازگردانده شد.
بازداشت شدگان که همگی اتهامات مشابهی داشته اند، می گویند:" پس از بازداشت و انتقال به پلیس امنیت از همه آنان سوال شده است ،" چند بار تجاوز کرده اید؟!"
مادر هانی به نقل از پسرش می گوید." پسر بچه ها را کتک می زده اند تا اعتراف کنند که از جانب متهمان مورد تجاوز قرار گرفته اند!"
با آزادی اکثریت بازداشت شدگان این طرح در طی هفته های گذشته از زندان، عملکرد غیرقانونی و غیر انسانی دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرد. چراکه تمامی بازداشت شدگان در طی دوران زندان به سخت ترین اشکال ممکن مورد شکنجه واقع شده اند تا جایی که 10 تن از آنان بر اثر شدت جراحات و عدم رسیدگی مسئولین بازداشتگاه، جان باخته اند

شنبه 28 مهر ماه سال 1386
عکس :

شنبه 28 مهر ماه سال 1386
استمداد برای نجات جان دانشجوی بیماری که در بند مخوف 209 است
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده آقای میثاق یزدان نژاد 21 ساله دانشجویی که در تاریخ 18 شهریور 1386 با یورش وحشیانۀ مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 اوین منتقل شد.
زمانی که مامورین وزارت اطلاعات  به منزل ایشان یورش بردند او در حال استراحت بود او را در مقابل چشمان خانواده اش بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. سپس او را دستگیر و با خود بردند.مامورین وزارت اطلاعات  در حین انتقال به زندان همچنان به ضرب وشتم او ادامه دادند.
آقای میثاق یزدان نژاد از بیماری رنج می برد که نیاز مبرم به مصرف به موقع داروهای خود را دارد. و در صورت  اینکه داروهای خود را به موقع مصرف نکند وضعیت او به وخامت می گرایید. این مسئله باعث خواهد شد که بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن او جهت گرفتن اعترافات دروغین و احتمالا مصاحبۀ تلویزیونی سو، استفاده کنند. از زمان دسگیری تا به حال هیچگونه اطلاعی از وضعیت ایشان در دسترس نیست.
شرایط بیماری آقای ایزد نژاد و بی خبری از وضعیت او از زمان دستگیری تا به حال خانوادۀ ایشان را در شرایط نگران کننده ای قرار داده آنها دلیل ندادن ملاقات و یا ندادن اجازۀ تماس به او حاکی از وقوع یک حادثۀ ناگوار برای فرزندشان  است.
مراجعات مکرار آنها به ارکانها و نهادهای مختلف بخصوص به دادگاه انقلاب بی نتیجه بوده . بازپرس پرونده فردی بنام راسخ می باشد. برخورد او با خانواده های زندانیان سیاسی  تهدید آمیز و غیر انسانی  است. در قبال مراجعات این خانواده تنها جواب او این بوده که آقای یزدان نژاد در بند 209 است و تحت بازجوئی و بازجوئیهای او هنوز پایان نیافته است

شنبه 28 مهر ماه سال 1386
همراه با دکتر علیرضا نوری زاده در یکهفته با خبر
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل...
سه شنبه 9 تا جمعه 12 اکتبر

پیشدرآمد: در آمریکا که بودم دکتر سه چهار باری زنگ زد. اعتراف میکنم همیشه در امر پرس و جوی احوال دوستان (صله ارحامی که پدر بر آن اصرار داشت) او بر من پیشدستی میکرد. در دو سه ساله اخیر حداقل هفته ای دوبار لطفش نصیبم میشد. و او همیشه میگفت میدانم سرت شلوغ است و همین الآن باید دو سه تا مصاحبه بکنی یا بنویسی، فقط خواستم حالت را بپرسم. سال پیش در پی گفتگوئی که پیرامون بودجه دولت احمدی نژاد داشتیم به لندن آمد. حقاً که در کارش جدی بود و وقتی اشتیاق مرا برای دانستن جزئیات بودجه دید آمد و یک فایل کامل جلویم گذاشت. اهل خراسان بود و رشته الفتی دیر و دور به مشهدمان متصل میکرد. بیش از نیم قرن معلم بود، صدها شاگرد تربیت کرد که بعضی از آنها امروز از برجسته ترین اقتصاددانان و اساتید در ایران و خارج کشور هستند. جلوه هائی از رفاقت و آزادگی و مهر او را در فاجعه بمبگذاری کتابخانه و دفتر رضا فاضلی و قتل ناجوانمردانه بیژن فرزند برومندش توسط عوامل امنیت خانه نایب امام زمان از نزدیک شاهد بودم...

دکتر خسرو پاکباز آنقدر به زیستن امیدوار بود و چنان تصویر زیارت دوباره خانه پدری را بر خانه دل آویخته بود که به دفعات در لحظه های دلتنگی و افسردگی از آرزوهایش برایم گفت و اینکه تردید ندارد، چشم دلش به رویت خانه پدری روشن خواهد شد. آخرین بار دو سه روز پیش از رفتن به بیمارستان در یک مکالمه طولانی، گفت که حالش خوش نیست اما اینکه چیزی نیست بدتر از این را هم داشته ایم... بدتر از این اما هرگز نداشت که بانوی عزیزش با صدای سرشار از اشک روز جمعه خبرم کرد که خسرو رفت و دیدارمان به قیامت افتاد.
دکتر خسرو پاکباز پس از عمری پربار، عمری که سالهای درازی از آن را در کار تدریس در دانشگاه، تحقیق، قضاوت و وکالت گذراند، به هفت هزارسالگان پیوست. آزادمردی بود از خراسانیان که دور از شاندیز و طرقبه و وکیلآباد و در حسرت دیدار بینالود چشم از جهان فروبست. یادش پایدار و برقرار باد.
آقا صدای مرگ بر دیکتاتور را شنید

دیدار سید علی آقای نایب امام زمان با جمع نخبگان دانشجو، برگزیدگان چند رشته تحصیلی، و البته اساتیدی که انسان از ذکر صفت استاد در کنار نامشان شرم میکند، یک بار دیگر آشکار ساخت حضرتش با همه سلطه و اقتدار و پول و نوکر، ارتش و سپاه و امنیت خانه های مبارکه، خیل مداحان و کاسه لیسان، بوزینه ها و آفتابه آبکُن ها، به یک شعار بند است. به معنای دیگر طنین یک شعار میتواند چنان او را وحشتزده کند که یا مثل فردای 18 تیرماه با گردن آویخته و صدای افسرده بگوید «من از حق خود گذشتم، اشکالی ندارد به من ناسزا بگویند، من به هیچ روی آزرده از فرزندان دانشجویم نیستم و...» و یا هم چون همین جلسه اخیر از آنجا که میداند محمود آرادانی رقمی نیست که واژه دیکتاتور را نثارش کنند بلکه به در گفتند تا در پس دیوار آنکه باید بشنود، سنگینی واژه دیکتاتور را حس کند. سیدعلی آقا که تا دیروز تحفه آرادانی را روی سر میگذاشت و خدا را سپاس میگفت که چنین بیخِرَد خُردی را نصیبش کرده تا در مقام ریاست جمهوری اوامر و منویات ملوکانهاش را به اجرا بگذارد، در جلسه با دانشجویان تا آنجا رفت که اگر نقصی میبینید گناهش با من رهبر نیست که نمیتوانم نظارت فائقه خود را بر همه دستگاهها برقرار کنم بلکه بروید گریبان دولت را بگیرید. این سخنان از زبان مردی بیرون میآمد که در طول تاریخ ایران هیچ امپراطور و سلطانی دارای قدرت و امکاناتی در حد آنچه نصیب او شده است نبوده و او به جهت نشان داشتن از آسمان و زمین در واقع سلطانی است که مشروعیت مضاعف و قدرت نامحدود دارد. سید ترسیده بود. این را میشد از لابلای واژگانش حس کرد. دیگر با «آنکه شال فلسطینی میاندازد و شرق و غرب عالم را به انگشت تهدید نشانه میگیرد» سر و کار نداشتیم بلکه بال شکسته سیدی را میدیدیم که به نوعی میکوشید به شنوندگانش بقبولاند من سیدعلی آقای دیروز نیستم و صدای انقلاب شما را شنیدم.
این صدا را آقا در 18 تیر نیز شنید اما دو روز بعد که فرماندهان سپاهش آن نامه کذائی را برای خاتمی فرستادند، دوباره حالش دیگرشد و حسن روحانی را به دانشگاه فرستاد تا ذوالفقار ولی فقیه را دور سر بچرخاند و خواستار اعدام و نابودی دانشجویان شود.
این بار نیز چند روزی که بگذرد، شمار دیگری از دانشجویان را که بگیرند و سروصداها تا حدودی بخوابد، باز هم آقا لباس غضب خواهد پوشید و فرزندان عزیز دانشجوی امروزش را حوالت به سعید مرتضوی و زندان اوین خواهد داد. اگر فقط ذره ای از حمیت و پایداری آن یک هزار دانشجوئی که فراگرد تالار علامه امینی، احمدینژاد را با شعار مرگ بر دیکتاتور استقبال کردند، در وجود ما بود، بدون شک فریاد دانشجویان بی پیامد نمی ماند و فریادهای اولیای آنها و دیگر شهروندان در خانه پدری جاری میشد.
سیدعلی آقا اینک نیم میلیون بسیجی و صدهزار سپاهی را به محمدعلی جعفری سپرده تا آنها را برای سرکوبی مردمانی آماده کند که روز خروش آنان دور نیست. امید رهبر جمهوری اسلامی بر این است که با حمله موشکی آمریکا به تأسیسات اتمی و پایگاههای سپاهی که حالا رسماً در فهرست گروههای تروریستی قرار گرفته، عالم اسلام از جاوه تا تیمباکتو، جهت دفاع از کیان اسلام ناب انقلابی محمدی و البته اصل مترقی ولایت فقیه مطلقه به پا خواهد خاست. و حضرتش از یاد میبرد که صدام حسین هزار بار از محمود تحفه و ارباب فقیهش در جمع توده های جاهل مسلمان محبوبیت بیشتری داشت. ضمن اینکه دلارهای نفتی اش خیلی بیشتر از پترودلارهای ولی فقیه در خرید عواطف و وجدانها توفیق داشت. به آن خفت دستگیرش کردند و با آن فلاکت به دارش کشیدند. نه تظاهرات میلیونی ضد جنگ قبل از حمله به عراق او را نجات داد ونه داد و قال سه تا و نصفی مصری و فلسطینی و مغربی باعث تغییری در سرنوشتش شد. سیدعلی آقا هنوز این را درک نکرده است که هر چه شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر دهد و محمود تحفه اش هالوکاست را انکار کند و خواهان حذف اسرائیل از روی کره زمین شود هنوز به گرد پای احمد شقیری سلف یاسرعرفات نخواهد رسید که تا روز 5 ژوئن 1967 بر آن بود تا یهودیان را به دریا ریزد و وعده داده بود ـ ساعاتی پیش از شروع جنگ ـ که صبحانه روز بعد را به همراه دستیارانش در تلآویو نوش جان کند. امروز شاید در همه جهان عرب هزار نفر هم نام او را به یاد نیاورند. شقیری به قول مشقاسم دود شد و به هوا رفت، اما هنوز هستند کسانی مثل نایب امام زمان و تحفه اش که خواب شقیری شدن را میبینند. و از اینکه حمالهای راه آهن دمشق و جاشوهای ساحل طنجه به شنیدن اسم احمدینژاد به وجد میآیند، سرشار از شادی و غرور میشوند.

معامله پشت پرده
1 ـ روز شنبه مطلبی از یک منبع بسیار مطلع و قابل اعتماد به دستم رسید که بلافاصله با حذف بعضی از جزئیات (برای حفظ جان و موقعیت منبع خبر) در الشرق الاوسط به چاپ رساندم. گزارش در دو بخش بود، نخست اشاره میکرد به اینکه از مدتها قبل دو سرباز اسرائیلی را که حزب الله به دستور تهران و دمشق ربود و باعث ویرانی ثلث لبنان، مرگ هزار انسان، و میلیاردها دلار ضرر مادی به مردمان لبنان شد، به ایران منتقل کرده اند درست مثل خلبان رون آراد و پیش از او «ویلیام باکلی» رئیس ایستگاه خاورمیانه ای سازمان سیا که آنها را به ایران بردند و این دومی همانجا زیر شکنجه به قتل رسید.
در گزارش همچنین پرده از نقش سپاه در جنگهای سی روزه حزب الله با اسرائیل برداشته شده بود و اینکه در همان روزهای نخست محسن رضائی فرمانده سابق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمدباقر ذوالقدر جانشین سابق فرمانده سپاه و معاون امنیتی فعلی وزیر کشور، احمد وحید، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و تنی چند از فرماندهان و متخصصان واحدهای موشکی سپاه به لبنان رفته بودند. و همینها اداره جنگ و سرپرستی واحدهای موشکی حزبالله را عهده دار بودند.
در بخش دوم گزارش آمده بود که از مدتها پیش یک تیم اطلاعاتی وابسته به صدارت عظمای آلمان مشغول مذاکره با چند مسئول امنیتی ایرانی از سپاه و وزارت اطلاعات برای یافتن راه حلی جهت آزاد کردن دو سرباز اسرائیلی است. جمهوری اسلامی به طور ضمنی پذیرفته است که در مقابل دریافت امتیازاتی حاضر است برای آزادی دو سرباز تلاش کند. امتیازات مورد درخواست اهل ولایت فقیه چیزی جز آزادی کاظم دارابی سردسته گروه تروریستی نیست که زنده یاد دکتر صادق شرفکندی و سه دوست و همرزمش را در رستوران میکونوس در سپتامبر 1992 به قتل رساند. البته مذاکره کنندگان رژیم از آلمانها خواسته اند از نفوذ خود برای رهائی افسران سپاه قدس که در عراق در چنگ آمریکائیها هستند استفاده کنند. دارابی قرار است در دسامبر آینده در حالی که فقط 14 سال از محکومیت حبس ابد خود را گذرانده آزاد شود، همدستان او عباس رایل، یوسف امین و محمدعتریس که آتش به روی قربانیان میکونوس گشودند، چندی پیش در معامله ای دیگر آزاد شده بودند. جالب است که جمهوری ولایت فقیه و اسرائیل با هم خبر انتقال دو سرباز اسرائیلی به ایران را تکذیب کردند. همانگونه که خبر دیگر مرا چند ماه پیش درباره پرداخت قیمت منظومه های موشکی و تانکهای مدرن که سوریه از روسیه دریافت کرده توسط رژیم ولایت فقیه تکذیب کردند و دو سه هفته بعد البته تکذیب قبلی را بلعیدند و خبر مرا که از سوی منابع غربی تأیید شده بود کاملاً درست خواندند. کمی صبر کنید معامله پشت پرده آزادی قریبالوقوع کاظم دارابی نیز برملا خواهد شد.

شنبه 13 تا دوشنبه 15 اکتبر
بازگشت به حوزه ها

دنباله مطلب مربوط به حوزه علمیه قم را که تأخیری در آن رخ داد میآورم با سپاسی مجدد از روحانی آزاده که درتهیه این گزارش از جان و دل و وقت مایه گذاشت. در بخشهای پیشین با تعدادی از مدارس قم آشنا شدید اینک وضعیت مدارس دیگر را مرور میکنیم.
مدرسه وحید خراسانی: این مدرسه در کوچه ای موسوم به «سپاه» قرار دارد و چند سالی است که ساخته شده و دارای صحن بزرگ و حجره های متعدد است. طلاب این مدرسه فارغ از اینکه به کدام مسلک و مشرب فقهی و سیاسی وابستهاند باید سخت کوش و درسخوان باشند همچنین متدین و ساده زیست چون آقای وحید در این مقولات بسیار سختگیر است.

مدرسه غیوری: این مدرسه بسیار بزرگ و مجلل است و در کوچه تکیه خلوص واقع است و طلاب آن که در همین مدرسه زندگی میکنند انقلابی غیرفعالند. در حال حاضر ساختمان جدیدی به این مدرسه اضافه میشود. غیوری که نماینده ولی فقیه در هلال احمر و رئیس سازمان باقیات صالحات (صندوق بازنشستگی آخوندها) است از قارونهای رژیم است که به همراه چند واسطه و کار چاق کن ایرانی مقیم لندن و پاریس و دبی، در معاملاتی طی سالهای اخیر میلیونها دلار به جیب مبارک خود و آقازاده سراریز کرده است. بخش جدید این مدرسه از طریق کوچه اراک به خیابان ارم گرانترین خیابان قم راه پیدا میکند.

مدرسه میرزا هاشم آملی: این مدرسه نیز گرچه هم چون مدرسه حقانی گهگاه با نام «شهیدین» خوانده میشود ولی در سالهای اخیر نام میرزا هاشم (پدر لاریجانیها) بر سردر مدرسه نصب شده است. این مدرسه کوچک در خیابان فاطمی قرار دارد. روبروی این مدرسه دفتر جامعه مدرسین و در فاصله ای نزدیک به آن کتابخانه مصادره شده مرحوم آیت الله سید کاظم شریعتمداری قرار دارد. تعدادی طلبه پاکستانی نیز در این مدرسه درس میخوانند و به آن آملیه میگویند.

مدینه العلم
مرحوم آیتالله خوئی اعتقاد داشت که طلبه باید از حداقل رفاه برخوردار باشد و وضع غذا و مسکن او فرقی با سایر دانشجویان نداشته باشد. از آنجا که وی دارای امکانات مالی گسترده به علت داشتن مقلدین ثروتمند در حاشیه خلیج فارس و ایران بود، از همان سالهای پیش از انقلاب توسط دامادش آقای فقیه ایمانی و وکلایش در ایران به ساخت گسترده و انبوه مدرسه و مسکن برای طلبه ها پرداخت. مساکنی در سه سطح برای مجردها (با امکانات ناهار و شام و امور رفاهی) متأهلین بیفرزند یا کم فرزند (آپارتمانهای کوچک) و مسکن طلابی که تا چهار فرزند داشتند ساخته شد. بزرگترین مجتمع مسکونی در راه قم و مدرسه عالی قضائی در جاده قدیم تهران برپا شد که ساخت آن هنوز هم ادامه دارد. این مجتمع شامل مدرسه، مسکن، بیمارستان، خانه های کوچک و امکانات رفاهی میباشد. محیط مجتمع بسیار آرام است و طلبه های ساکن آن متعهد میشوند بعد از پایان تحصیل آنجا را ترک کنند. آقای سید جلال فقیه ایمانی داماد مرحوم خوئی علاوه بر قم در اصفهان نیز زمینهای زیادی خرید که در بخشی از آن زمینها مدرسه و خانه برای طلاب و مدرسین ساخت. بعضی از مقلدین مرحوم خوئی از دخل و تصرف داماد وی در اموال موجود نزد او چندان راضی نبودند و در این مورد حرف و شایعات بسیاری مدتها بر سر زبانها بود. برادر آقای سید جلال، سید کمال نام دارد که از علمای معروف اصفهان است و به آقای خمینی و اینک خامنه ای ارادت بسیار داشته و دارد. مجتمع مدینه العلم خارج از سلطه شورای مدیریت حوزه بود اما به مرور در سالهای اخیر و به ویژه پس از شهادت مرحوم سید عبدالمجید خوئی به دست مقتدی صدر و اوباش او، سلطه شورا به مرور بیشتر میشود. به طوری که مسئولان مدینه العلم موظفند نام طلبه های جدید را به شورا داده و در عین حال طلبه های معرفی شده از سوی شورا را بپذیرند.
مدتی است مسئولیت ساخت و ساز مدرسه به یکی از تجار رانده شده از نجف به نام عبدالحسین شبستری واگذار شده، این شخص اهل تحقیق و تألیف است و تا کنون چند کتاب از او منتشر شده است.
طلاب مدارس خوئی اغلب غیرسیاسی و پیرو روش مرحوم خوئی و شاگرد او آقای سیستانی هستند. در این مدارس تعدادی از طلبه های خارجی از جمله عراقی و پاکستانی درس میخوانند و زندگی میکنند.

مدرسه شیرازی

مرحوم آیت الله سید محمد شیرازی مدرسه ای در گذر خان قم برپا کرد که همچنان دایر است اما رژیم آن را مصادره کرده است. این مدرسه که نام مرحوم سید حسن شیرازی برادر آی تالله شیرازی را بر پیشانی دارد (این برادر که خود را رقیب امام موسی صدر میدانست در بیروت به ظاهر توسط عوامل صدام حسین ولی در حقیقت عوامل وابسته به مکتب اسلام ناب انقلابی محمدی ولایتی کشته شد.) بعد از تضییقاتی که برای آقای شیرازی و فرزندانش فراهم کردند، طلبه های این مدرسه موضعی سخت علیه رژیم اتخاذ کردند به گونه ای که نام مدرسه ضدانقلاب و ضدولایت بر آن گذاشتند. هر روز فشار برای اخراج شماری از طلبه ها بیشتر میشد که هدفش به تعطیل کشاندن مدرسه بود. گاه به طلبه ای تهمت جنسی میزدند و همین کافی بود تا او و یک دوجین از دوستانش را از مدرسه شیرازی اخراج کنند. هم اکنون این مدرسه نیز در اختیار شورای مدیریت منتخب خامنه ای است و شماری از طلبه های عراقی و پاکستانی و افغانی در این مدرسه درس میخوانند.

مدرسه الامام الهمدی

این مدرسه که در یکی از کوچه های خیابان معروف چهارمردان قم واقع است توسط سیدی به نام سید محمد علی ابطحی برپا شد. ابطحی ها اصلاً اصفهانی هستند. برادر بزرگ آنها داماد مرحوم آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی بود که چند سال پیش درگذشت و برایش مرقدی باشکوه ساختند که مدرسه ای نیز در جوار آن وجود دارد و بیشتر محفل اصفهانیهای حوزه است.
در آغاز مدرسه الامام المهدی به عنوان یک مرکز پژوهشی برای تحقیق درباره مهدویت و حضرت حجت به وجود آمد و کم کم حجره های آن را به طلبه های اصفهانی دادند و مدرسه نیز بعد از آن به راه افتاد. در این مدرسه اطعام زوار و برگذاری جشنهای مذهبی رونق بسیار دارد. گرایش فکری طلبه ها اغلب خرافاتی در ارتباط با مهدی موعود است و از نظر سیاسی آنها از رفسنجانی حمایت میکنند و با خاتمی به علت عقاید خشک و خرافی خود مخالف بودند. مسئولان مدرسه مرتب خواب امام زمان را میبینند و بساط خواب و الهام و رؤیت آقا بسیار در این مدرسه پررونق است.
یکی از ابطحی ها مدعی شده بود که در خواب صاحب الامر را دیده و او به وی گفته است من یعنی امام زمان رفسنجانی را در کنف حمایت خود دارم چون او مشغول فراهم کردن مقدمات ظهور من است.

مدرسه الامام الهادی

این مدرسه را شیخ علی مشکینی برپا کرد. مدرسه در منطقه خاکفرج در میدان الهادی در انتهای خیابان کیوانفر قرار دارد. شاگردان مدرسه همه انقلابی و از کرامات ولی فقیه و مکنت و ثروت دستگاه دفتر رهبری برخوردارند. مدرسه کتابخانه بزرگی دارد و در مراسم انقلابی پیشتاز است. با آنکه طلبه ها تظاهر به طرفداری از رهبری میکنند ولی از نظر فکری بسیار سنتی و متعصب هستند.

مدرسه الوندیه

این مدرسه در نزدیکی مزار سید باقر ابطحی داماد آقای گلپایگانی قرار دارد و به نام محله الوندیه نامیده میشود. طلاب این مدرسه کوچک بیشتر شهرستانی هستند و با آنکه از سوی دستگاه گلپایگانی مرحوم کمکهای مالی زیادی به مدرسه میشود اما شورای مدیریت سرپرستی عملی آن را عهدهدار است.

مدرسه امام حسن مجتبی
این مدرسه در حقیقت دفتر ناصر ابوالمکارم شیرازی است که به نام مدرسه آن را به ثبت داده اند. و دارای بخشهای استفتا، استخاره، زائرسرا میباشد. از آب و برق و گاز مجانی استفاده میکند. آقای مکارم نیز از دوستان و مریدان خود در این مدرسه پذیرائی میکند.
(دنباله مطلب را در شماره آینده میخوانید.)


شنبه 28 مهر ماه سال 1386
وضعیت وخیم محمود صالحی در زندان
خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان: محمود صالحی، فعال کارگری سقزی در  زندان سنندج به بیماری پروستات دچار شده است و خانواده ی وی مسئولیت جانی این فعال کارگری را بر عده ی قوه ی قضاییه و زندانبانی سنندج می دانند.
محمود صالحی،فعال کارگری سقزی که از 20 فروردین 1386 در زندان بسر می برد، به ناراحتی پروستات دچار شده است و هم اکنون در بهداری زندان سنندج بستری است.خانواده ی این فعال کارگری شدیدا نگران سلامتی "محمود صالحی" هستند و با توجه به وخامت حال وی، تاکید میکنند که سریعا پزشک متخصص باید وی را مورد درمان قرار دهد.خانواده ی محمود صالحی زندان سنندج را فاقد امکانات لازم برای مداوای وی می دانند و مسئولیت جانی این فعال کارگری را بر عهده ی قوه ی قضائیه ی و زندانبانی سنندج می دانند

پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386
تجمع روز گذشته دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
نمایشگاه نیروی انتظامی در مصلای تهران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386
اقدام به ترور مجید حمیدی از فعا لین کارگری در سنندج
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران : طبق اطلاع رسیده، امروز 18 اکتبر دوهزار و هفت، ساعت 9 صبح ،مجید حمیدی از فعالین کارگری سنندج و عضو کمیته دفاع از محمود صالحی  در خیابان مورد هجوم افراد مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفت.
مهاجمان که سه موتور سوار بوده و چهره خود را با نقاب پوشانده بودند و با لهجه کردی لُری صحبت می کردند، هفت گلوله بطرف این فعال کارگری شلیک کردند.
حال مجید حمیدی بسیار وخیم است و قرار است از بیمارستان سنندج به بیمارستانی در تهران متقل گردد

پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386
اقدام به خودکشی یک زندانی در اوین
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده روز دوشنبه متهمان به نام امنیت اجتماعی که اکثر توسط شعبه دوم امنیت به ریاست بازپرس موسوی مطرح بود اعم از زندانیان مربوط به پرونده پمپ بنزین های تهران و متهمان دستگیر شده در طرح ارتقای امنیت اجتماعی با اعمال فشار های گسترده از زندان اوین به واحد 3 زندان قزل الحصار منتقل شدند ، آقای امیر حسین چالوسی نیز در میان منتقل شوندگان به آن زندان مشاهده شدند و همچنین آقای حامد اکبری از دستگیر شدگان طرح اراذل و اوباش از بند 240 به بند 209 منتقل شد و یکی از افراد دستگیر شده در طرح اراذل و اوباش که در بازداشتگاه 240 بسر می برد روز دو شنبه اقدام به خودکشی نمود که در بیمارستان زندان اوین بستری شد

پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386
وخیم شدن شرایط جسمی زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهرداشت کرج زندانیان سیاسی امروز پنجشنبه 26 مهر 1386 وارد نهمین روز اعتصاب غذای خود شدند.شرایط جسمی زندانیان سیاسی که در اعتصاب غذا هستند رو به وخامت گراییده و در روزهای اخیر بعضی از آنها مدتی را در اغما فرو رفتند. آنها از افت فشار خون و سرگیجه سردرد و ناراحتیهای دیگر رنج می برند.
آقای افشین بایمانی که در طی هفته های گذشته 2 بار مورد یورش وحشیانۀ  کارگزاران زندان قرار گرفت و به شدت زخمی گردید که در یورش اول از ناحیۀ شکم 50 بخیه خورد و در یورش دوم بینی اش شکسه شد و هنوز زخمهای ایشان ترمیم نیافته است.در اعتصاب غذای که وارد نهمین روز خود گردیده وضعیت جسمی اش رو به وخامت گراییده  او علاوه بر زخمهای ترمیم نشده دچار ضعف شدید و سرگیجه است و به راحتی قادر به راه رفتن نیست. شرایط این زندانی سیاسی نگران کننده است .
وضعیت جسمی آقای امیر حسین حشمت ساران خیلی بد می باشد ایشان از افت فشار خون ، ضعف شدید و عوارض دیگر رنج می برند.
آقای بهروز جاوید طهرانی تا به حال 2 بار در اغما فرو رفته اند. ایشان دارای سردردهای شدید ، ضعف زیاد و سرگیجه هستند.( لازم به یادآوری است که آقای جاوید طهرانی زمانیکه در سلولهای انفرادی بند 209 اوین بودند تحت شکنجۀ وحشیانۀ  یکی از سربازجویان وزارت اطلاعات به نام سعید شیخان قرار گرفتند. و در اثر ضربه ای که سعید شیخان به سر ایشان وارد کرد دچار سرداردهای شدید و باعث کاهش  بینائی او گردید. او بارها در زندان گوهرداشت مورد یورش کارگزاران زندان قرار گرفت و بشدت زخمی گردید.
زندانیان سیاسی گوهرداشت در اعتراض به حملات سازمان یافته و خونین ، فشارهای طاقت فرسا ومستمر علیه خود وخانواده هایشان ، و رعایت نکردن حقوق اولیۀ زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده اند.
در هفته های اخیر حملات سازمان یافته و خونین علیه زندانیان سیاسی گوهردشت به اجرا گذاشته شد و همچنین فشارهای زیادی را علیه بکار بردند و این فشارها چنان طاقت فرسا بودند که راهی جزء اعتصاب غذا برای آنها باقی نگذاشت.
فعلین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، توجه تمامی سازمانهای حقوق بشری نسبت به تهدیدات جدی که علیه جان زندانیان سیاسی و بخصوص زندانیان سیاسی گوهردشت وجود دارد معطوف می دارد.


چهارشنبه 25 مهر ماه سال 1386
مدگرایی؟؟؟

چهارشنبه 25 مهر ماه سال 1386
آغاز تجمع اعتراضی به حکم نا عادلانه ی دانشجویان
 زندانی در دانشگاه پلی تکنیک
سلام دموکرات : منابع خبری سلام دمکرات از دانشگاه پلی تکنیک تهران گزارش می دهند که در ساعت 12 ظهر امروز تجمعی 100 نفره از دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک و تنی چند از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران شکل گرفته است. این دانشجویان با همراه داشتن پلاکاردهایی هدف خود را از این تجمع محکوم کردن احکام ناعادلانه ی قضایی علیه سه دانشجوی زندانی این دانشگاه احسان منصوری، احمدقصابان و مجید توکلی اعلام داشته اند.
گزارش های رسیده حاکیست که دانشجویان معترض در مقابل سالن غذاخوری دانشگاه بصورت آرام و مسالمت آمیز گرد آمده و با در دست داشتن عکس های این سه دانشجو و پلاکاردهایی با مضمون محکومیت احکام زندان برای این دانشجویان اعتراضات خود را بیان نموده اند. بر روی این پلاکاردها نوشته شده است که: " دانشجویان زندانی را آزاد کنید"، "احکام زندان برای دانشجویان اوج مهرورزی است"، " دسیسه دانشگاه و نهاد های امنیتی علیه دانشجویان را محکوم می کنیم"، " اتهامات دروغین و احکام ناعادلانه ی قوه قضائیه را محکوم می کنیم"، " ما خواستار رفع توقیف از نشریات دانشجویی هستیم"، "ما خواستار لغو احکام تعلیق دانشجویان هستیم"، "یاران دبستانی ما را آزاد کنید"!
این منابع گزارش می دهند که حراست دانشگاه با برخی از دانشجویان معترض گفتگو کرده است، اما تا کنون هیچ برخورد و یا درگیری ای صورت نپذیرفته است
 
 گزارشات تکمیلی حاکیست که با پیوستن دیگر دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک، دانشجویان معترض با خواندن سرود "یار دیستانی" به سمت درب خیابان حافظ به حرکت در آمدند.
گفته می شود که نیروهای حراست و انتظامات دانشگاه در مقابل این در حضور انبوهی داشته و از بیرون رفتن دانشجویان از دانشگاه به خیابان حافظ جلوگیری کردند. دانشجویان معترض که خواهان برگزاری آرام و مسالمت آمیز این تظاهرات بودند، در فاصله چند متری صف مأموران توقف کرده و مشغول شعار دادن می شوند. مضمون این شعارها عبار ت بود از : "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"، "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد"، "دانشجوی آزاده، حمایت! حمایت!"، "دانشجوی دانشگاه، اتحاد! اتحاد!".
این گزارش حاکیست که پس از دادن شعار، دانشجویان به سمت سالن اجتماعات حرکت کرده و در آن محل، برگزارکنندگان این تجمع از دانشجویان خواسته اند که با خواندن سرود "یار دبستانی" به این تجمع پایان دهند.
این منابع خبری متذکر شده اند که علیرغم اعلام رسمی پایان تجمع، دانشجویان هنوز پراکنده نشده اند و در مقابل سالن اجتماعات بصورت گروه های چند نفره مشغول گفتگو در مورد چگونگی ادامه تعرضات خود می باشند. که در صورت تداوم این اعتراض، خبرهای تکمیلی متعاقباً ارسال خواهد شد

چهارشنبه 25 مهر ماه سال 1386
11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم
 اعدام به زندان اوین منتقل شدند
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین ظهر دیروز 11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند .
11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج که ظهر امروز به زندان اوین انتقال یافته بودند ساعاتی پیش از اتاق اعزام به سلول های انفرادی بند 240 منتقل شدند تا سحرگاه فردا اعدام شوند ، از هویت این افراد اطلاعی در دست نیست ، لازم به ذکر است رژیم جمهوری اسلامی در برخی موارد زندانیان سیاسی و امنیتی را نیز تحت نام زندانیان عادی اعدام می کند.
رژیم جمهوری اسلامی در روز جهانی علیه اعدام در 18 مهر ماه نیز دو تن از زندانیان سیاسی در کردستان را اعدام کرد

دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386
از میان سخنان و توشته های خمینی
ریاضی: 
"شما یاوه گویان با زندگانی معنوی و سعادت اجتماعی یک گروه انبوه صدها هزار میلیون نفری بازی میکنید."  
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفح ه 74
 
* صد هزار میلیون میشود صد میلیارد نفر،  صدها هزار میلیون را خودتون حساب کنید. جمعیت جهان چند نفره؟ 
"میلیونها میلیون سلاطین و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند."
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 176
 
"اسلام میلیونها حکم دارد."
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 55
 
فلسفه: 
"فیثاغورث حکیم در زمان سلیمان بود و حکمت را از او اخذ کرد."
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 32
* فیثاغورث در قرن پنجم پیش از میلاد در یونان زندگی میکرد و حضرت سلیمان در قرن 10 قبل از میلاد در اورشلیم زندگی میکرد. بین این دو نفر پنج قرن اختلاف هست. 
"انبذقلس فیلسوف بزرگ در زمان داوود نبی بود و حکمت را از او و از لقمان حکیم اتخاذ کرد."
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 33
 
*انبذقلس - Empedocles -  فیلسوف بزرگ یونانی در قرن پنجم پیش از میلاد و حضرت داوود در قرن دهم پیش از میلاد زندگی میکردند. 
" از حکما و فلاسفه بزرگ دیگر اسکندر است"
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 35!!!
 
تاریخ:
"این موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست. دو هزار سال است که آمریکا ما را استعمار کرده است"
دیدار با دانشجویان خط امام پس از گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا، جماران، 19 آبان 1358 
 
پزشکی:
"امروز بر دکترهای کشور ثابت شده که برای علاج ناخوشیهایی مثل تیفوس و تیفوئید (حصبه) چاره ای جز عمل کردن به طبق دستورات یونانی نیست و علاجهای اروپایی نمیتوانند کاری به اینگونه مرضها بکنند"
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 280 
 
هنر:
اوریانا  فالاچی در مصاحبه با امام خمینی (متن کامل سخنرانی در کتاب مصاحبه با تاریخ نوشته فالاچی- البته اگه کتاب رو تو دست دوم فروشی ها پیدا کردین) 
"سوال: شما موسیقی را عامل فساد و شهوترانی دانسته اید. ولی آیا آثار موسیقی کسانی چون باخ و موتسارت و بتهون و وردی را نیز با این همه معنویت آنها عامل فساد میدانید؟ 
امام خمینی: من اینهایی را که اسم بردید نمیشناسم ولی اگر مارش جنگی ساخته باشند کارشان خوب است. در غیر اینصورت کارشان قابل قبول نیست. "
 
سیاست: 
"اسلام به کاخ کرملین هم کشیده شده، به کاخ سفید هم کشیده شده. به آمریکای لاتین هم رفته. به افریقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم کرده است همه آنها را که از اسلام اطاعت کنند. "
دیدار با رئیس جمهور و مقامات کشور، جماران، 18 مرداد 1363 
"یکی از راههای ایجاد اختلاف در یک ملت وجود احزاب است... اساساً احزاب از اول برای این درست شده اند که مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها میترسند احزاب سیاسی را درست کرده اند." 
 
اسلام سیاسی یا غیر سیاسی؟
"روحانی نباید کار دیگری غیر از روحانیت یعنی بسط توحید و تقوی و پخش و تعلیم قانون های آسمانی و تهذیب اخلاق بپردازد"
کشف الاسرار نوشته امام خمینی، صفحه 208 
"این را بدانید که تنها روحانیت میتواند در این مملکت کارها را از پیش ببرد. فکر نکنید که بخواهید کنار بگذارید روحانیت را"
دیدار با نمایندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360
 
دانشگاه کجاست؟
"