گزیده ای از خبر های جالب در ایران ناپلئون : حکومتها بر اساس لیاقت ملتها بر آنها حکومت می کند!!!
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

فراموشتان نخواهیم کرد

آرشیو
موضوع بندی
پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386
دادگاه حسین کاظمینی بروجردی به تعویق افتاد
به گزارش وبلاگ بام آزادی  جلسه رسیدگی به پرونده ی آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی و تعدادی از یارانش (آخرین دادگاه ) که طبق اطلاع قبلی قرار بود روز چهارشنبه 30 خرداد 86 برابر با 20 ژوئن 2007 برگزار شود، به نعویق افتاد.
مسئولین دادگاه ویژه روحانیت ضمن امتناع از بیان دلایل عدم برگزاری این جلسه ، ادامه رسیدگی به این پرونده را به روز دوشنبه هفته آینده برابر با 25 ژوئن 2007 موکول نمودند .
به نظر می رسد با توجه به هفتمین روز اعتصاب غذای سید حسین کاظمینی بروجردی و وضعیت نگران کنندۀ ایشان ، امکان برگزاری این دادگاه میسر نبوده است . لازم به ذکر است حسین کاظمینی بروجردی برغم ابتلا به بیماریهای متعدد وآغاز اعتصاب غذا ، تا این لحظه از هر گونه امکانات و معالجات پزشکی محروم می باشند.
مسئولین دادگاه ویژه روحانیت به جای پاسخگویی به خواسته های مشروع ایشان ، نامبرده را ممنوع الملاقات کرده و ایشان را از هرگونه امکان برقراری تماس تلفنی محروم کرده و خانواده ی وی را تحت فشار بیشتری قرار داده است

پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386
واگذار کردن امور کارخانه نیشکر به وزارت اطلاعات
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : کارگران نیشکر هفت تپه وارد یازدهمین روز اعتصاب خود شدند.در طی این مدت وعده های پی در پی مدیر عامل شرکت برای پرداخت یک ماه حقوق، از سه ماه حقوق به تعویق افتاده کارگران تا به امروز عملی نگردیده .پرداخت نکردن سه ماه حقوق عقب افتاده باعث گردیده که کارگران  را با مشکلات معیشتی زیادی مواجه کند و اکثرآنها از تهیه غذای روزا نه خانواده خود عاجز هستند.از شروع اعتصاب تا به امروز مدیر کل و هیئت مدیره در کارخانه حاضر نمی شوند و تماس با کارگران از طریق تلفن انجام می شود.اکثر اعضای هئت مدیره از عناصر اطالاعاتی و نظامی هستند.
کارگران اعلام کردند تا زمانی که به 14 خواسته خود نرسند اعتصاب را پایان نخواهند داد .
در طی 2 سال گذشته این یازدهمین اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه است. 
از طرفی دیگر فشارها و تهدیدات علیه فعالین  کارگری این کارخانه  شدت یافته و از آنها خواسته می شود که به اعتصاب خود پایان دهند بدون اینکه بخواهند به خواسته های آنها رسیدگی کنند.
در روزهای اخیر به فعالین کارگران گفته شده که برای مقابله با کارگران امور این کارخانه را به وزارت اطالاعات واگذار شده.و این مسئله بنابه گفتۀ کارگران بدین معناست که در روزهای آینده فشارها و سرکوب ها افزایش  خواهد یافت.
مصباح یزدی که از گردانندگان مافیای شکر در ایران است با وارد کردن شکر و اشباع بازار سعی دارد که این کارخانه را ضرر دهنده نشان دهد و در چهارچوب طرح خصوصی سازی با نازلترین قیمت این کارخانه را خریداری کند. مجریان این طرح در خود کارخانه مدیر کل و هیئت مدیره کارخانه است. در شروع اعتصاب کارگران یکی از اعضای هیئت مدیره را بنام مستحبی از کارخانه بیرون کردن این فرد به طور علنی با مافیای شکر همکاری می کرد

پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386
فراخوان بمناسبت فرا رسیدن 18 تیر ماه 78 سالگرد جنبش دانشجویی

انجمن خط دانشجو

دانشجویان بیدارند...............از دیکتاتور بیزارند
دوستان دانشجو,
در آستانه 18 تیرماه سالروز جنبش دانشجویی درود می فرستیم بر عزم یاران و اهورائیان در بند ضحاکان دین فروش و بر تداوم مسیر تابناک خود در سنگر آزادی و آگاهی پای می فشاریم.
واقعیت این که پس از روی کار آمدن دولت اقتدارگرایانه احمدی نژاد, نظام مستبد ولایت فقیه مقدم ترین نوک حملات خویش را متوجه دانشجویان کرده, چرا که این قانون هر حاکم جبار است که نیزه خود را ابتدا بر بدن قشر آگاه و روشن فرو ببرد تا پیش قراران را خاموش و مجروح سازد.
جنبش دانشجویی از 16 آذر 32 و سپس 13 آبان 57 و در ادامه 18 تیر 78 زخمی و مستمر هزینه ایستادگی خود را میدهد. روز به روز شعله ور تر شد و از خاکستر خود ققنوس وار بر آسمان تیره میهن پر می کشد تا آزادی از چنگال ستم بگشاید و به مردم ما به ارمغان بیاورد.

یاران,
همچنانکه که بار دیگر همسنگرانمان در دفاع از اهورائیان در بند در زندان گفتند, ?ما ترمز قطار جنبش دانشجویی را کنده ایم?, ما نیز در ادامه این پیام می گوییم, بگیر, ببند, به زندان بی انداز, بسوزان و همانند عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی جان ما را برای آزادی وطن بگیر. اما این را مطمئن باش و بدان آنکه حرف نهایی را خواهد زد, مشت دانشجو خواهد بود.

دانشجویان آزاده,
امسال در حالی به پیشواز 18 تیر می رویم که استبداد مذهبی با سرکوبگریهای بی امان در تلاش است تا اقشار مختلف اعم از دانشجویان, زنان و جوانان را مهار کرده و با عتراضات حق طلبانه ممانعت بعمل آورد. در همین راستا آنچه مسئولیت عنصر پیشرو هست اینکه پاسخگوی داده ها باشد.
ما بعنوان دانشجویان این مرز و بوم بر آنیم که فلک سیاسی و اجتماعی را شکافته و طرحی نو در اندازیم. پس همه یاران را برای هر چه با شکوهتر برگزار کردن این روز فرا می خوانیم که :

1. تحریم امتحانات بعنوان حربه یی که حاکمیت برای سکون و سکوت دانشجویان استفاده می کند.
2. فعال کردن انجمن ها و هسته های فعال و عنصر فعال دانشجویی
3. برگزاری نمایشگاههای مختلف کتاب و عکس در دانشگاهها و دانشکده ها و مدارس عالی از تاریخچه جنبش دانشجویی و قیام پرشکوه 18 تیر
4. اجرای مراسم ها و گردهمایی های هر چه با شکوهتر در تهران و شهرستانها بمناسبت سالگرد 18 تیر.
5. اعلام حمایت و همبستگی از فعالان دانشجویی و انجمن های دانشگاههای مختلف
6. اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان زندانی و خواستار آزادی زندانیان دانشجویی.

بر افراشته باد پرچم جنبش دانشجویی
زنده باد آزادی
-----------------------------------------
ویدئو کلیپ ، مرگ پرستان
       ایران ب ب ب      روی لینک کلیک کنید.

سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386
یورش به زندانیان سیاسی در زندان ارومیه
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : نابه گزارشات رسیده از زندان ارومیه روز شنبه 16 خرداد 1386 مامورین حفاظت اطلاعات زندان همراه با رئیس بند وتحت نظارت مستقیم رئیس زندان فردی بنام فتحی و همچنین مدیر کل زندانهای استان بنام جبار باقری به زندانیان سیاسی به بهانه بازرسی از بند حمله ور شدند و آنها را مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادن و اندک امکانا تی که توسط بستگانشان فراهم گردیده یا تخریب نمودند ویا ضبط نمودند.
وقتی که زندانیان سیاسی نسبت به این اعمال آنها اعتراض نمودند با برخورد وحشیانۀ آنها مواجه گردیدند و یکی از زندانیان بنام آقای اسعد امیری را به شکنجه گاهی که معروف به قرنطینه است  منتقل کردند.در این شکنجه گاه تعدادی سلول انفرادی وجود دارد که بعد از شکنجه کردن زندانیان سیاسی آنها را در آن آنجا به حال خود رها میکنند. یکی از شیوه های معمول شکنجه در قرنطینه این است که ابتدا دست و پای زندانی را می بندند و با مشت و لگد و باتوم به جان زندانی می افتند و او را تا مرز بیهوش شدن مورد ضربات خود قرار میدهند. واین نوع شکجه تقریبا علیه اکثر زندانیان سیاسی بکار برده میشود،سپس زندانی را 2 الی 3 هفته در سلول انفرادی نگه میدارند. این شکنجه گاه فاقد هر گونه امکانات بهداشتی است. زندانی سیاسی که در این سلولهای انفرادی  قرار دارده می شوند از حداقل جیره غذای برخوردارهستند.
اسامی تعدادی از شکنجه گران که توسط زندانیان سیاسی شناسائی شده اند به قرار زیر می باشد:
1.فتحی رئیس زندان
2. اکبر افشار رئیس بند زندانیان سیاسی
3.فریدون کردور رئیس حفاظت و اطلاعات زندان
4.پیمان خان زاده از افراد حفاظت و اطلاعات زندان
5. سهرابی از افراد حفاظت و اطلاعات زندان
6. بحرینی  از افراد حفاظت و اطلاعات زندان
در حال حاضر در حدود 63 زندانی با شرایط قرون وسطائی در این بند نگهداری می شوند

سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386
عکس

دوشنبه 28 خرداد ماه سال 1386
فوت فاضل لنکرانی و همایشی که تا نباشی ندانی !
در خبرها خواندید که آیه الله فاضل لنکرانی در محلی ! درگذشتند و به دیار باقی شتافتند ، احتمالا ضایعات این فقدان ، جبران ناپذیر خواهد بود و شاید تا سالیان سال نشود کسی دیگر مثل فاضل لنکرانی پیدا کرد و البته احتمالش هم هست دیگر کسی مثل او پیدا نشود ، عالم فقیه و وارسته ای که در سالهای اخیر یک تنه مثل ریگ بیانیه صادر می کرد وبا ذره بینی خاص همواره مشغول دیده بانی اسلام بود و از کف زدن دانشجویان مثلا در سالگرد دوم خرداد در سال 1378 در ماه محرم را طی بیانیه ای به جهان اسلام تسلیت می گفت و یا رای دادن به ناطق نوری را برای ریاست جمهوری زنده نگه داشتن اسلام دانسته ، همین عالم نورانی و پیرو شیعه علی در حالیکه امت مسلمان و بی نوای ایران در فقر و فلاکت غوطه ورند وبسیارند کسانی که برای سیر نگه داشتن شکم زن و بچه شان کلیه خودشان را می فروشند در بیمارستانی در لندن درگذشتند ، حتما شیر توشیر خبری و اطلاع رسانی در محل فوت ایشان را از سوی خبر گزاری ها خوانده اید اگر ندیده اید اینجا را ببینید اما می دانید چرا ؟ چرا نمی خواستند اعلام کنند که حضرت آیه الله فاضل لنکرانی در لندن ودر بیمارستان کرون ول فوت نموده اند ؟ برای اینکه اینجا را ببینید ! بله همه مسئله اینجاست ، این فقیه وارسته در بیمارستانی بستری شده اند که بطور متوسط هر شب هزار پوند معادل یک میلیون و ششصد هزار تومن هزینه اش بوده است البته این فقط هزینه بستری و بقول معروف پول تخت است ها و باید خرج درمان وعمل هم اضافه بشود ! دیگه خودتان تا تهش رو بخونید دیگه .
دوستان از این فوت که بگذریم هنوز در پاریس هستم امروز دومین روز همایش همبستگی برگزار شد و فردا روز پایانی هست ، هنوز برای اعلام نظر و نتایج این همایش زود است و باید ببینیم که آخرش چه می شود البته از برکات این نشست و همایشهاهمیشه این هست که دوستان و رفقای دیده و نادیده را می بینی و این تا الان برایم بهترین رهاورد این نشست بوده است . هوای پاریس لطیف وبارانی هست و جایتان خالی الان در لابی هتل نشسته ام وداشتم به این فکر می کردم که چقدر دیگه باید از این نشست ها وهمایشها داشته باشیم و نسخه بپیچیم و راه کاروسندهای استراتژیک و بیانیه و قطعنامه صادر کنیم تا ایران از شر جمهوری اسلامی خلاص شود ؟ الان ما در حالی داریم اینجا بر سر نوع نظام سیاسی آینده ایران با همدیگر بحث می کنیم که دانشجویان دانشگاه امیر کبیر زیر گیوتین دادگاه انقلاب هستند و زنان و دختران ایرانی به بهانه بیرون بودن تار مویشان سرکوب می شوند و جوانان هم به نام اراذل واوباش مورد مهرورزی آفتابه ای و چک و لگد قرار می گیرند ! . امیدوارم دیگر شاهدبرگزاری هیچ « نشستی » برای آزادی ایران نباشم و همه هر چه باشد « برخواست » باشد و بس !
امیرفرشادابراهیمی

دوشنبه 28 خرداد ماه سال 1386
سینه زنی، این بار برای سالگرد مرگ حضرت فاطمه (س):
 روزهای عزاداری در ایران بیشتر و طولانی تر میشود

یکشنبه 27 خرداد ماه سال 1386
همراه با دکتر علیرضا نوری زاده در یکهفته با خبر

... چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

سه شنبه 5 تا جمعه 8 ژوئن

پیشدرآمد: مرگ، شاه و گدا نمیشناسد، در عین حال تعامل این هر دو با مرگ چنان متفاوت است که از قدیم میگفتند آنکه دنیایش پشیزی بیش نیست، راحتتر جان میدهد تا آنکه باید دولت و نعمت را واگذارد و با حسرت برای آنچه داشته و اینک وا می نهد تا میراث خواران از آن متنعم شوند. چنین کسی تا لحظه آخر جان کندن افسوس میخورد که چرا آن کار نکردم که دلی شاد کنم و آن زر ندادم که خانه ای آباد سازم. گفتند حضرت آیت الله العظمی شیخ مملکت فقاهت و استاد حوزتین، مرجع مورد لطف سیدعلی آقای نایب امام زمان و اخ الزوجه شیخ ملکی رئیس کمیته شمیرانات در آغاز انقلاب، هفته گذشته برای دومین یا سومین بار جهت فحوصات طیبه به ام القرای لندن وارد شده و در بیمارستان مستضعفین که به نام شورشی گردن شکسته «کرامول» نام گرفته بستری شده اند.

در این بیمارستان که تنها کرایه اتاقهایش 20 پاوند از بیمارستان مستکبران که نام دریادار معروف «ولینگتون» را بر پیشانی دارد کمتر است و برای علما چهارصد و پنجاه پاوند معادل 900 دلار ناقابل در 24 ساعت حساب میکنند، یک چکآپ و سه چهار روز اقامت، چند هزار پاوندی خرج بر میدارد٬ وای به حال وقتی که عالم عالیقدر با دو متر قد و یکصد و سی چهل کیلو وزن بخواهد بیماری مزمن راعلاج کند. در کشوری که بیمارانش در راهروهای بیمارستانهای دولتی حیران و سرگردان باید سوزن و تیغ و پنبه جراحی را خود از دلالان مربوطه خریداری کنند٬ و بیمارستانهای خصوصی در کار تجارت با جان انسانها رقابتی نفسگیر را دنبال میکنند، البته جائی برای علمای کبار و مراجع عظام وجود ندارد.
شما فکر میکنید جان مبارک حضرت آیت الله فاضل لنکرانی، با جان آن شهروند بلوچ که کنار در بیمارستان جان میدهد چون خانواده اش پول نداشته اند٬ یک میلیون ودیعه به صندوق بیمارستان بسپارند٬ در یک سطح و قیمت است که حضرت آیت الله هم مجبور باشد در بیمارستان راه آهن قم٬ که روزگاری آقای امامی٬ مرضای اسلام را مجانی در آن بستری میکرد، بستری شود؟ آقای فاضل، بحرعلوم ظاهر و باطن، استاد فقه و اصول، خطیب بلیغ حوزه، اندیشمندی که در توضیح المسائلش همه مشکلات دنیوی و اخروی را حل کرده٬ و با یک مجوز٬ ولایجوز٬ راه بهشت را به مؤمنان نشان داده است، نمیتواند مثل مشدی باقر آبدارچی مسجد قندی٬ وقتی بیمار میشود٬ به امید شفای غیبی راهی جمکران شود٬ و با انداختن نامهای درچاه مردانه به امید معجزتی آنقدر درد بکشد تا جان ناقابلش به عالم بالا صعود کند، شخصیتی چون جناب فاضل که در لنکران و باکو و مملکت تاتارستان و تفلیس و شوشی و نخجوان حداقل یک دوجین مقلد دارد و به علت تعلق و دلبستگی که به مقام ولایت دارد مورد لطف و عنایت ویژه اعتماد السلطنه دربار معدلت گستر جناب حاج آقا محمدی گلپایگانی است، جواهری است که باید برای حفظ و صیانت از وجود باهرشان، بیمارستان کرامول که سهل است، مایوکلینیک آمریکا را هم به حال آماده باش درآورد تا مبادا خدای ناکرده گزندی متوجه وجود مبارکش شود...
پیش خود منظری را به یاد آوردم از یک روحانی (امروز سرشناس) که اتفاقا از خانوادهای اصیل و نسبتا متمکن آذربایجانی است. پیش از انقلاب این روحانی به بیماری قلبی سختی مبتلا شده بود. در آن تاریخ البته به آسانی امروز رگهای قلب را عوض نمیکردند و عمل قلب باز همواره با مشکلاتی همراه بود. گفتند که آقا باید در لندن تحت عمل جراحی قرار گیرد. مرحوم آیت الله شریعتمداری مبلغی داد و سه چهار آدم خیّر دیگر نیز مبالغی بر آن افزودند٬ و روحانی جوان آن روز به لندن آمد. من آن زمان در این ولایت دانشجو بودم. از همان لحظه ورود روحانی بیمار که بسیار هم وسواسی بود، پرس و جو آغاز کرد که در کدام بیمارستان میشود عمل قلب او را انجام داد که هزینه کمتری داشته باشد. کلینیک معروف لندن٬ گرانترین و برامپتون هاسپیتال به علت ارزانتر بودن اتاقهایش ارزانترین مکان برای اجرای عمل و دوران نقاهت بیمار بود. روحانی جوان دومی را انتخاب کرد و با آنکه پول کافی برای بستری شدن در کلینیک لندن داشت به من که همراهش بودم گفت چرا باید به خاطر در و دیوار و تیر و تخته٬ پول بیشتری بدهم در حالی که جراح همان جراح است فقط بیمارستان فرق میکند. خوشبختانه عمل با موفقیت انجام گرفت و بعد از یک هفته روحانی بیمار، سالم و سرحال بیمارستان را ترک گفت. چند روز بعد (اینها را که میگویم مربوط به سال 1975 یعنی چهار سال قبل از انقلاب است) درمراجعه به سفارت برای مهر کردن اوراق بیمارستان، با فردی برخورد کردیم که برای معالجه به لندن آمده بود٬ و مقداری از پولش را گم کرده بود یا از او دزدیده بودند. در میان شگفتی من، روحانی جوان که از پولش (به علت صرفه جوئی و اقامت در بیمارستان درجه 2) نزدیک به هزار پاوند مانده بود، صد پاوند را برداشت و بقیه را به هموطن بیمار داد که باورش نمیشد از یک آخوند چنین کرامتی را ببیند. بعد هم طرف را کنار کشید و گفت این مبلغ بر ذمه شماست که وقتی به ایران آمدید معادل آن را به یک مستحق بدهید. از سفارت بیرون آمدیم. من هنوز در حیرت بودم، پرسیدم نمیخواهد برای خانم و فرزندانتان سوقاتی بخرید؟ گفت سه چهار تا خرده ریزه میخریم و کل مبلغی که برای سوقاتی خرچ کرد از پنجاه پاوند بیشتر نبود.
حالا اما در روزگار سلطنت فقیه، البته وضع فرق میکند، چون هزینه ها از بیت المال ملت همیشه در صحنه پرداخت میشود، چه کسی استحقاق بیشتری از حافظان بیضه اسلام برای هزینه کردن بیت المال دارد؟
حضرت آیت الله فاضل لنکرانی در کرامول هاسپیتال در اتاق دولوکس آرمیده اند و آقازاده و ارادتمندان در خدمت حضرتش دست به سینه اند. قلب آقا از مصائب امت به درد آمده و معده مبارکشان از زور غصه دچار اختلال شده است، بنابراین خیلی طبیعی است که دولت اسلام، وسیله انتقال حضرتش را در اولین فرصت و در قسمت «هما کلاس» هواپیمائی جمهوری اسلامی و یا فرست کلاس هواپیمائی بریتانیا به پایتخت دولت فخیمه، ام القرای لندن فراهم کند.
هفتاد میلیون امت ایرانی اگر نفس میکشند از برکت وجود همین علمای گرانقدر است که با دعایشان ابنای امت را در برابر بلایا و مصائب بیمه کرده اند. یادم هست قبل از انقلاب، و در سالهائی که در برابر موج مدرنیته، حوزه نیز ناچار شده بود در خطاب و خط و ربط خود پذیرای تحولی هرچند ظاهری شود، مرحوم آیت الله شریعتمداری که روشنترین ملای زمانه بود تشکیلاتی را به نام دارالتبلیغ پایه گذاشت که روحانیون جوان و خوشفکری چون امام موسی صدر (آقا موسای آن روز) مطهری، بهشتی، سید هادی خسروشاهی، گلسرخی ـ شیخ ـ صدر بلاغی، و ناصر مکارم شیرازی در حاشیه آن «مکتب اسلام» را بیرون دادند. مجله ای خواندنی که برای ما جوانها نیز جذابیت داشت چون به جای مباحث حیض و نفاس و شکیات مسائل روز را مطرح میکرد و در حوزه علم و فرهنگ و حتی هنر رای و نظر متفاوتی از نظر متداول حوزه را عرضه میداشت. البته با به تخت نشستن امام وارده از پاریس، و از اعتبار افتادن سکه روحانیون واقعی چون مرحوم شریعتمداری، دیگر جائی برای «مکتب اسلام» نبود. تا دیروز ناصر ابوالمکارم زیر سایه شریعتمداری میخواست جوانان را جذب دین کند حالا اما دکان دین چنان رونق گرفته بود که دیگر نیاز به جلب مشتری نبود. از جمع مکتب اسلامی ها البته بعضی چون امام صدر در آستانه انقلاب در حوض تیزاب سرهنگ قذافی ذوب شدند، گلسرخی چندان دوام نیاورد و به خاک رفت، بهشتی در نیمه راه نشستن بر کرسی نیابت سلطنت با بمب ساعتی مجاهدین تکه تکه شد، و مطهری را گلوله فرقان (که فقط ساخته شد تا مطهری و قرنی را از صحنه خارج کند) از امت گرفت. از آنها که ماندند حکایت ناصر ابوالمکارم از همه جالبتر بود. او را با یک کارخانه قند خریدند و از مقام عالم روشنفکر به جایگاه مداح مرتجع ولایت فروکشیدند. در باب اعمال و رفتار آقایان علما چیزی نمیگویم فقط عمل روحانی جوان مبتلا به بیماری قلب قبل از انقلاب را با عملکرد جناب ناصر ابوالمکارم که مدتی است برای استفاده بیشتر، صدها کارگر کارخانه قند دزفول را بیکار کرده و با کمک آقازاده ها با وارد کردن شکر از هند، به فروش ماشین آلات و زمینهای کارخانه قند مشغول شده، مقایسه کنید و نیز درنظر آورید هر بار آمدن و رفتن حافظان بیضه اسلام به لندن واقامت در بیمارستانهای سوپر دو لوکس چه اندازه برای امت همیشه در صحنه هزینه بر میدارد... آن وقت شما نیز چون خواجه بزرگ به فریاد میآئید که ریش و اطوار و دولا و راست شدنشان را نگاه نکنید که چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. و ظاهراً از یادشان میرود که بالاخره این زندگی را پایانی است و پیش از آنها نیز بودند کسانی که بر بوریا خفتند و کرباس تن پوششان بود اما حالا که کفنشان هم پوسیده است اعتبار و جایگاهشان دست نخورده باقیمانده است. در مقابل تاجدارانی نیز بوده اند که بر و بحر را به فرمان داشتند اما امروز اگر هم کسی نامشان را بر زبان آورد لعن الله علیه ای نثارشان میکند. شگفتا که ارباب قدرت انگار مرگ را از یاد میبرند اگر جز این بود، امروز ما شاهد این اوضاع مصیبت بار در کشورمان نبودیم.

ژنرال امامی کاشانی1 ـ

وقتی سیدعلی آقای ولی فقیه میشود فرمانده کل قوا و در دیدار از صنایع دفاع در برابر موشکهای کوتاه و دراز و خمپاره اندازهای هوشمند و کودن و دستگاههای عریض و طویل ردیابی و رصد، اظهار فضل میکند که بهبه چقدر صنایع نظامی اسلام پیشرفت کرده و انشاء الله به برکت دعای علمای اعلام و عنایات امام زمان عساکر اسلام با این سلاح و عتاد کمر دشمن استکباری را خواهند شکست، نباید تعجب کرد که آیت الله امامی کاشانی نیز که به ضرب عینک ته اسکانی به زور نیم قدمی اش را میبیند درباره سپر دفاعی جدیدی که آمریکائیها در اروپای شرقی برپا میکنند اظهار نظر فرمایند.
دو سه روز بعد از صدور حکم نخست وزیری ارتشبد ازهاری و بعد از آنکه با حضور ژنرالهای چهار ستاره در مجلس شورای ملی معلوم شد حضرتش بیش از تیر و تفنگ دلبسته قرآن و کتاب دعا است مقاله ای در یکی از روزنامه های چهار صفحه ای که بعد از سالها غیبت بار دیگر در غیاب روزنامه های کثیرالانتشار در حال اعتصاب، ظاهر شده بودند به چاپ رسید که عنوانش هنوز به یادم مانده است «وقتی که ژنرالها قرآن به سر میگیرند و قاریان قرآن شمشیر میکشند»... در نظام ولائی یک آخوند فارغ التحصیل فیضیه یا حقانی یا... میشود فرمانده کل قوا و آخوند دیگری در مقام وزیر کشور عنوان فرمانده کل نیروهای انتظامی، و آخوند دیگری وزارت اطلاعات را یدک میکشد. ترفیع درجه در نیروهای مسلح ربطی به قابلیتهای نظامی و دانش و میزان رزم آوری و توانمندیهای هدایت و رهبری ندارد بلکه اگر فرمانده در مراسم سینه زنی عاشورا نشان داد محکمتر از بغل دستیاش به سینه میکوبد و هنگام ادای نیایش صبحگاهی با صدای رساتری مراتب جان نثاری خود را نسبت به مقام معظم فرمانده کل قوا ابراز داشت استحقاق گرفتن درجه بالاتر را پیدا میکند. در ارتش ما صدها افسر شایسته تر از تیمسار آشتیانی برای جانشین فرمانده کل ارتش، وجود دارد اما جای مهر روی پیشانی هیچکدام از آنها به اندازه پیشانی حضرت آشتیانی، قابل رویت نیست. روز جمعه امامی کاشانی اظهار لحیه فرمودند که سپر دفاعی موشکی آمریکا در شرق اروپا برخلاف گفته آمریکائیها و به خصوص جورج بوش برای دفع شر احتمالی جمهوری اسلامی نیست بلکه رفیق ولادیمیر پوتین راست میگوید که این سپر را علیه او بالا برده اند تا خطر موشکهای اورا دفع کنند. شما در تمام جهان مسیحیت بگردید حتی یک کشیش یا اسقف را پیدا نمیکنید که مثل آقای امامی کاشانی چنین با بلبل زبانی درباره سپر دفاعی و موشک و خمپاره سخن گوید. به هر حال قرار است هنگام ظهور حضرت این آقایان جزو آن دویست و اندی مجاهد برگزیده خدا در رکابشان حاضر باشند. در گذشته البته میگفتند یاران حضرت برای نابودی منافقین شمشیر میزنند اما با توجه به پیشرفت علم و توسعه صنایع نظامی به ویژه در پرتو رهبریهای داهیانه نایب امام زمان در سالهای اخیر، اصحاب خاصه امام ناچارند با وسائل حربیّه جدید از نوع لیزری و الکترونیکی به محاربه مشغول شوند. شما انتظار دارید آقای مشکینی با تیر و کمان به جنگ کفار بروند؟ استغفر الله، حتما باید حضرت ایشان از چگونگی پرتاب خمپاره 107 اطلاع داشته باشند و دامادشان جناب ریشهری وزیر سابق امنیت ولی فقیه نیز ضروری است از زیر و بم موشکهای کرم ابریشم باخبر باشد. وظیفه عالمی از نوع امامی کاشانی که دچار قلّت بصر است در چهارچوب برپائی سپر دفاعی خلاصه میشود در حالی که مسئولیت فوج موشکهای ضدهواپیمای سام 7 و RBS70 هم بر شانههای مقتدر حضرت آیت الله شیخ احمد جنتی گذاشته شده است. در این میان کار آیت الله محمد تقی مصباح یزدی هم معلوم است که جناب ایشان با توجه به علاقه ای که به سلاحهای ساخت انگلیس دارند فرماندهی واحدهای تانکهای سبک انگلیسی «سنتوریون» را برعهده خواهند داشت.

شنبه 9 تا دوشنبه 11 ژوئن

وقتی خون ناحق حریری امان بشار را میبرد
1 ـ سرانجام شورای امنیت با همه اطوارهای روسیه و نامردیهای قطر و حضور چین و آفریقای جنوبی و اندونزی، قطعنامه برپائی دادگاه بین المللی رسیدگی به جرایم قاتلان رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان و شماری از شخصیتهای برجسته سیاسی و فرهنگی و مطبوعاتی این کشور را تصویب کرد. البته تا دهم ژوئن به لبنانیها فرصت داده شد با برپائی جلسه پارلمان این قطعنامه را مورد تأیید قرار دهند تا دادگاه در لبنان و با شرکت قضات لبنانی و ناظران بین المللی تشکیل شود وگرنه مطابق ماده 7 میثاق سازمان ملل، شورای امنیت مختار است که دادگاه را خارج از لبنان و با ترکیب مشترکی از قضات لبنانی و بین المللی برپا کند و در صورت عدم تمکین دولتهائی که شهروندانشان مورد اتهام هستند از همکاری، با مراجعه به ماده 7 به وسائلی که تشخیص میدهد (از جمله اعمال زور و قوه قهریه) موانع را از سر راه دادگاه و اجرای احکامش بردارد. به معنای دیگر شورای امنیت میتواند از انواع و اقسام مجازاتها علیه سوریه و نیز وابستگانش در لبنان استفاده کند و حتی جواز عملیات نظامی علیه سوریه را صادر کند، تا آنها را وادار به تمکین به دادگاه و تصمیماتش سازد.
در لبنان از شش ماه پیش که دولت فواد سینیوره چهارچوب تشکیل دادگاه بین المللی را مورد تصویب قرار داد، نبیه بری رئیس پارلمان که دستی در بیعت رژیم سوریه دارد و حسن نصرالله که نوکر دمشق و تهران به طور همزمان است در کنار مشتی نوکران حقیر از نوع سلیمان فرنجیه و طلال ارسلان و عاصم قانصوه در کنار پیرمردان جاه طلبی مثل عمر کرامی و سلیم الحص، به هر حیله ممکن متوسل شده اند که دولت را به زیر کشند و مانع از تصویب طرح تشکیل دادگاه چه در لبنان و چه در خارج لبنان شوند. دولت که با داشتن اکثریت در مجلس (70 نماینده از جمع 120 تن) قادر است به راحتی طرح را در مجلس ملی کشور به تصویب رساند، به علت مخالفت نبیه بری با برپائی جلسه پارلمان و خروج شش وزیر وابسته به اقلیت از کابینه ناچار دست به دامان سازمان ملل شد که طرح را در شورای امنیت به تصویب رساند.
فردای تصویب طرح، منوچهر متکی وزیر خارجه ولی فقیه به دمشق رفت تا ضمن ابراز همدردی با شریک سوری تاکید کند جمهوری ولایت فقیه با تمام قوا در کنار رژیم برادر بعثی که خلیج همیشه فارس را عربی و جزایر تا ابد ایرانی را اماراتی میداند، ایستاده و به عوامل خود فرمان داده به سرعت اوضاع آشفته لبنان را آشفته تر و فتنه و آشوب را در این کشور گسترده تر کنند. لبنانیها که با ماجراجوئی حزب الله در به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی، فصل توریستی تابستان گذشته شان به عزا و ویرانی تبدیل شد، امسال امیدوار بودند بار دیگر با هجوم گرما، مسافران اهل حاشیه خلیج فارس را پذیرا شوند. هتلها و رستورانها آماده پذیرائی از میهمانان میشدند اما بار دیگر با توطئه مشترک دمشق و تهران در به راه انداختن فتنه فتح الاسلام در شمال لبنان و بمبگذاریها در بیروت و دیگر نقاط کشور، سایه وحشت بر سرتاسر لبنان گسترده شد.
به قول نویسنده و تحلیلگر لبنانی ولید شقیر حالا میتوان با ولید جنبلاط همصدا شد که از همان فردای قتل حریری اعلام کرد تهران و دمشق و نوکرانشان در این جنایت همدست بوده اند.
دادگاه رسیدگی به قتل رفیق حریری آنگونه که فواد سینیوره نخست وزیر لبنان گفته است علیه هیچ دولت و یا فرد خاصی نیست بلکه فقط هدفش رسیدگی به جنایت کسانی است که با کشتن حریری و شمار دیگری از آزاد اندیشان لبنانی، سرزمینی را که میرفت زخمهای جنگهای داخلی اش را کاملا التیام بخشد، بار دیگر خونین و مجروح در وسط میدان خاورمیانه رها کردند.
حالا کمتر کسی تردید دارد آن کس که کامیون مملو از بمبهای هوشمند و مواد منفجره پلاستیکی را از دمشق وارد بقاع کرد از عوامل احمد جبریل فرمانده جبهه خلق فرماندهی عمومی بود که از نوکران قدیمی دمشق و تهران است و آن که کامیون را به بیروت آورد از دست پروردگان عماد مغنیه رئیس اطلاعات حزب الله میباشد. حالا همه میدانند ژنرال جمیل السید فرمانده اطلاعات لبنان دستور قتل حریری را از رستم غزاله رئیس وقت اطلاعات نظامی سوریه در لبنان دریافت کرد. و آصف شوکت شوهر خواهر بشار اسد و مرد قدرتمند دمشق تلفنی به ژنرال الحاج فرمانده امنیت داخلی لبنان دستور داده بود صحنه قتل حریری را قبل از رسیدن بازرسان سازمان ملل پاکسازی کند. من مطمئنم خون حریری هم چون خون بسیاری از دولتمردان و نویسندگان و چهره های سرشناس لبنان به هدر نخواهد رفت و در عین حال معتقدم دادگاه ویژه بین المللی روزی نیز به جنایات اهل ولایت فقیه رسیدگی خواهد کرد. امروز نوبت رژیم بعثی سوریه و فردا نوبت رژیم ولایت فقیه در ایران خواهد بود

http://www.nourizadeh.com


یکشنبه 27 خرداد ماه سال 1386
یک زندانی در بند 209 دچار مشکلات حاد مفصلی و بینایی شده است
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده آقای ابوالفضل جهاندار به دلیل بازداشت طولانی مدت در بند 209 دچار مشکلات حاد مفصلی و بینایی شده است .
زندانی سیاسی و فعال دانشجویی ابوالفضل جهاندار که به 5/2 سال زندان محکوم شده است از جمله افرادی است که علیرغم در یافت حکم وزارت اطلاعات حاضر به انتقال نامبرده از بازداشتگاه موقت و مخوف 209 به زندان اوین نمی باشد. وی به علت شرایط جسمی و مشکلات محیطی به مشکلات حاد مفصلی و بینایی دچار گشته است و مسئولان 209 طی چند ماه گذشته اقدام به تجویز مسکن و گاها تقویت مسکن ها نموده اند و همچنین با انتقال نامبرده به بیمارستان یا درمانگاهی مجهز جهت رسیدگی مخالفت می نمایند.
تجربه عدم رسیدگی پزشکی منجر به معالجه مسبوق است از اینرو ضمن اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی مناسب به زندانیان خواستار انتقال هر چه سریعتر این زندانی سیاسی و فعال دانشجویی به بیمارستان یا مرکز پزشکی جهت مداوا و رسیدگی می باشیم

شنبه 26 خرداد ماه سال 1386
دستگیری نماینده مجلس شورای اسلامی حوزه نکا و بهشهر
 با یک دختر جوان در خلوتگاه
پیک ایران:بنا به گزارش دریافتی  حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسن جمشیدی نماینده حوزه مجلس از حوزه انتخابی نکا و بهشهر که از نمایندگان اصولگرا و افراطی جناح راستدر دوره هفتم مجلس شورای اسلامی می باشد ماه گذشته در خانه  محل سکونت خود در تهران نوسط مامورین نیروی انتظامی همراه با یک دختر یسیار جوان (در واقع نوجوان) بدون در دست داشتن صیغه نامه یا عقدنامه معتبری در حال معاشقه دستگیر شد .
  طبق گزارشات دریافتی این نماینده اصولگرا و نماینده سابق ولی فقیه در سپاه  پاسداران در مازندران به دادگاه معرفی گردیده است و جرم او طبق مستندات به وی ثابت گردیده است و محاکمه وی به بعد از دوران نمایندگی وی در مجلس شورای اسلامی موکول گردیده است .  
  حسن جمشیدی هم اکنون نیز دارای دو همسر بوده و از افتخارات خود که به ان اشاره دارد ضرب و شتم  عبدالله نوری در هنگام معرفی به وزرات کشور دولت خاتمی در مجلس می باشد که بیان داشته از کیان ولایت فقیه پاسداری کرده است.
 

پنجشنبه 24 خرداد ماه سال 1386
آیه الله بروجردی در آستانه اعدام !
امیر فرشاد ابراهیمی (گفتنی ها) :روز یک‌شنبه 20 خرداد 1386پس از گذشت نه ماه از بازداشت آیه الله سید حسین کاظمینی بروجردی و بیش از پانصد تن از یارانش اولین دادگاه ایشان در دادگاه ویژه‌ی روحانیت تهران ، بطور غیرعلنی برگزار گردید .
پرونده آیه الله بروجردی و 17 نفر دیگر از متهمین پرونده هم اکنون در شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت تهران بدون آنکه به در خواست مکرر ایشان مبنی بر داشتن وکیل و برگزاری دادگاه بصورت علنی بنا برنص صریح قانون اساسی کشور و قوانین تصریح شده در آئین نامه دادگاه وی‍ژه روحانیون توجهی گردد در جوی کاملا غیر قضایی و قانونی در حال بررسی است و بنا به اعلام دفتر دادگاه آخرین جلسه دادرسی در روز چهارشنبه 24 خرداد ماه سالجاری برگزار می گردد . قاضی دادگاه اتهامات آیه الله بروجردی و هفده نفر از چهارصد و بیست و شش متهم این پرونده را که بنا به اعلام وزارت اطلاعات کار تحقیق و بازجوئی شان به پایان رسیده است را اینچنین اعلام نموده است : محاربه و اقدام علیه امنیت ملی، برگزاری سخنرانی و تحریک افکار عمومی بر علیه نظام، نامشروع خواندن "ولایت فقیه"، نایب وزارت اطلاعات نامیدن فقها و مراجع تقلید، متهم کردن بنیانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاری در دین و دروغگوئی، ارتباط با چهره‌های شاخص ضدانقلاب و جاسوسی از اوضاع داخلی کشور برای آنها، متهم کردن مسئولین بلندپایه در کوتاهی نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ی "دیکتاتوری دینی" به جای "جمهوری اسلامی" در مصاحبه با رادیو و تلویزیونهای خارجی، جعل دین جدیدی به نام "دین سنتی"، سوء استفاده از لباس روحانیت، استفاده از سلاح سرد در رویاروئی با مامورین قضائی و نیروهای انتظامی و ....
در پایان اولین جلسه دادرسی ، حجه السلام قدیانی دادستان دادگاه ویژه روحانیت ضمن قرائت خلاصه ای از کیفر خواست 350 صفحه ای از قاضی پرونده تقاضای دوبار اعدام برای آیه الله بروجردی به اتهام محاربه و جعل و تشکیک در دین و برای هفده نفر دیگر متهمین پرونده یکبار اعدام به اتهام محاربه و اقدام مسلحانه بر علیه حکومت اسلامی نموده .
بنا به گفته یکی از نزدیکان آیه الله بروجردی که در پشت درهای دادگاه حضور داشته است قاضی دادگاه پس از تفهیم اتهام و شنود کیفرخواست توسط دادستان ضمن اعلام به آیه الله بروجردی که با تحقیقات بسیار جایی برای دفاع وی از اتهاماتش وجود ندارد صرفا کمتر از دو دقیقه به ایشان وقت دفاع داده که آیه الله بروجردی نیز در همان وقت کوتاه اظهار می دارند : « من در سالهای 1374 و 1379 نیز به علت فعالیتهای مستقل مذهبی که با استقبال عمومی مواجه شده بود زندانی شدم، جرم حقیقی من، مسائل سیاسی و امنیتی نیست، اختلاف من با حکومت، اعتقادی است، این حقیر بدعتی در دین ایجاد نکرده‌ام بلکه ‌پیرو اجدادم و علمائی چون آیت الله العظمی بروجردی و شریعتمداری و خوئی هستم که مخالف التقاط دین و دولت بودند و "ولایت فقیه" را نوعی شرک می‌دانستند و اتهامی بیش از این را قبول ندارم و از دادگاه محترم می‌خواهم امکان انتخاب وکیل و مناظره در فضای آزاد را برایم فراهم سازد » .
گفتنی است آیه الله بروجردی و بیش از 500 تن از یارانش در 15/7/ 1385 پس از گذشت چهل و سه روز درگیری خونین با عوامل امنیتی و لباس شخصی ها در منزلشان در تهران بازداشت شدند . هم اکنون 120 نفر از هواداران ایشان همچنان در زندانهای امنیتی تهران در بازداشت بسر می برند و مابقی نیز در مجموع با دو میلیارد و سیصد و چهل میلیون تومان وثیقه موقتا آزاد می باشند ، در میان بازداشت شدگان 79 نفر زن وجود داشته است که بنا به اظهار چهار نفر از آنان در زندان اوین مورد اهانتهای شدید جنسی و تجاوز واقع شده اند .
آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی از جمله روحانیون و مراجع بنامی می باشد که مخالف دین سیاسی و قرائت ولایت فقیه در شیعه می باشد ، آقای بروجردی بارها از نهادهای بین‌المللی تقاضای کمک کرده است،‌ دفتر نمایندگی آیه الله بروجردی در اروپا ضمن استمداد از تمامی نهادهای بین المللی و حقوق بشری و شخصیتهای سیاسی و فعالان حقوق بشر اقدامی عاجل در جهت توقف این دادگاه غیر علنی و فاقد وجاهت حقوقی و قضائی که حتی مخالف نصوص صریح 165 و 168 قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشد را داشته. خاطر نشان می سازیم تنها خواسته آیه الله بروجردی داشتن وکیل مدافع و برگزاری دادگاه بصورت علنی می باشد

چهارشنبه 23 خرداد ماه سال 1386
مقاومت دلیرانه دانشجویان پلی تکنیک در اوین با شعار
 مرگ بر دیکتاتور/ مرگ بر استبداد
خبرنامه امیرکبیر : بنابر گزارشهای رسیده از زندان اوین، در حالیکه دانشجویان پلی تکنیک تحت شدیدترین فشارها و شکنجه های جسمی و روحی و در سلول های انفرادی زندانی شده اند، همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند.
بنابر این گزارش، دانشجویان پلی تکنیک با شعارهای “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر استبداد” همدیگر را به مقاومت در برابر فشارهای وارده تشویق می کنند و هنگامیکه یکی از دانشجویان از شروع به شعار دادن می کند، دیگر دانشجویان نیز با وی همراهی کرده و شعارها را فریاد می زنند. این اتفاق از صبح امروز بارها در زندان اوین تکرار شده و تیم شکنجه گر در زندان اوین را به شدت عصبانی کرده است. این در حالی است که طی هفته های گذشته، بازجویان اوین با نگهداری دانشجویان در سلولهای انفرادی، از ارتباط این دانشجویان با یکدیگر جلوگیری کرده اند.
لازم به یادآوری است که تیم بازجویی از طرف حداد، معاون امنیتی سعید مرتضوی، در تلاش است که با انواع شکنجه های قرون وسطایی و به هر نحو ممکن از دانشجویان اعتراف گرفته تا بتوانند در مهلت مقرر از سوی حداد پروژه ننگین خود را به پایان برسانند

چهارشنبه 23 خرداد ماه سال 1386
ایران ما:
مقایسه دو عکس همراه فتوای آقای روحانی!!!
عکس اول از شمال ایران در حال برداشت چای
عکس دوم از چابهار بعد از توفان گونو در حال برداشت آب
-------------------------------------------------
 
سؤال: با دختری باکره که خود او راضی است با او می خواهم عقد موقت کنم اما به پدر او نگوییم چون ترس است که اجازه ندهد تکلیف چیست؟
 
جواب: جواب : باسمه جلت اسمائه چنانچه رشیده است یعنی خوب وبد (؟!) را تشخیص می دهد اشکال ندارد واجازه پدر شرط نیست
http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=4714&subid=&merg=1
منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی آیة الله العظمی روحانی
-------------------------------------
دست به دست هم دهیم تا باری دیگر یک زندگی را از مرگ نجات دهیم
اعتراض خود به حڪم اعدام دلارا را از طریق طومار اینترنتی اعلام ڪنید 
کمپین برای نجات دلارا دارابی
 
جهت اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید: 
 

سه شنبه 22 خرداد ماه سال 1386
شکنجه قرون وسطایی هشت دانشجوی زندانی پلی تکنیک
 به منظور اعلام عاملین انتشار نشریات در مهلت مقرر قاضی حداد
خبرنامه امیر کبیر : از ساعاتی پیش چندین خبر موثق به گوش می رسد که هشت دانشجوی پلی تکنیکی بازداشتی تحت شدیدترین فشارها و شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند.به گزارش این منبع خبری از روز گذشته و پس از دستگیری و انتقال عباس حکیم زاده و علی صابری به تهران ، فشارهای شدیدی روی افراد دستگیر شده برای پذیرفتن نگارش، انتشار و پخش چهار نشریه جعلی که حدود ۴۰ روز پیش در دانشگاه منتشر گردیده بود.وارد آمده است.دستگاه امنیتی که ظاهراً تعداد نفرات لازم برای تکمیل سناریوی خود را یافته است اینک به دنبال پایان دادن قضیه به غیر اخلاقی ترین روش ممکن می باشد. در حالی که مدیران مسئول و سایر افراد دستگیر شده از همان روز اول هر گونه دخالت و یا حتی اطلاع از نشریات منتشر شده را تکذیب نموده بودند، اکنون در زندان تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی برای پذیرفتن انتشار نشریات جعلی قرار گرفته اند.
از سوی دیگر طی خبری دیگر دستگاه امنیتی شرط آزادی ۴ غیر دانشجوی دستگیر شده در این پرونده که کارکنان یکی از مراکز تایپ و تکثیر بوده اند را اعتراف علیه دانشجویان بازداشتی تعیین نموده و سپس آنان را آزاد کرده است .
همچنین حداد،معاون امنیتی سعید مرتضوی، امروز طی مصاحبه ای اعلام نموده است که تحقیقات در مورد پرونده نشریات تا آخر هفته پایان خواهد یافت و نتایج اعلام خواهد شد.
این سومین باری است که حداد اقدام به تعیین زمان برای تکمیل تحقیقات و اعلام مجرمان می نماید و این بار با دستگیری دو دانشجوی دیگر وشکنجه روحی و جسمی بازداشت شدگان احتمال اعلام خبر مقصر بودن دانشجویان بی گناه در این زمینه وجود دارد.ظاهراً ماموران امنیتی در حال حاضر تمام تلاش خود را می کنند تا در مهلت مقرر از سوی حداد خروجی مطلوب سیستم امنیتی را تولید نموده و اعلام نمایند.قاضی حداد در هردو بار قبلی با اطمینان از مقصر بودن دانشجویان بازداشتی در این پرونده سخن گفته بود که این سخن نشان می دهد منظور وی از تحقیقات نه یافتن حقیقت که بلکه پیشبرد سناریوی ذهنی وی و همفکرانش از طریق فشار به دانشجویان بازداشتی برای پذیرفتن تقصیر بوده است.
از سوی دیگر ساعتی پیش علیرضا رهایی رییس دانشگاه امیرکبیر طی جلسه ای با سران بسیج و نیروهای تندرو از آنان خواست تا در نامه ای به قوه قضاییه خواستار اعلام سریعتر مجرمان پرونده نشریات امیرکبیر شوند که این اقدام وی در هماهنگی کامل با موارد بالا و در راستای حضور بیشتر نیروهای تندرو در روزهای جاری برای جوسازی بیشتر برای اعلام خبر اصلی ارزیابی می شود.
مجموع موارد فوق حکایت از این دارد که به نظر می رسد این بار نیز حکومت رو به ستاریوی نخ نما شده گرفتن اعترافات از طریق شکنجه روی آورده است، سناریویی که همواره به جز ریختن آبروی نظام در عرصه داخلی و صحنه بین المللی هیچ دستاورد دیگری برای دستگاه امنیتی نداشته است
 

سه شنبه 22 خرداد ماه سال 1386
وضعیت نگران گننده یک زندانی در بند 209 زندان اوین
فعالان حقوق بشر در ایران  : بنا بر گزارشات رسیده آقای عباس حکیم زاده در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های روحی و جسمی مامورین وزارت اطلاعات قرار دارد .
خانواده آقای حکیم زاده تا کنون موفق به ملاقات با فرزند خود نشده اند ، مسئولین دادگاه و زندان از وجود این زندانی ابراز بی اطلاعی می کنند ، عباس حکیم زاده به دلیل عمل جراحی که در ستون فقرات خود انجام داده است قادر به تحمل شرایط زندان نیست .
بنا بر گزارش رسیده به فعالان حقوق بشر در ایران طی روز یک شنبه شخصی به نام عباس به بهداری زندان اوین منتقل شده و پس از معاینات پزشکی به سرعت به بیمارستان طالقانی انتقال یافته است  و طی امروز مجددا به بند 209 زندان اوین منتقل شده است و این مسئله نگرانی ها را در مورد وضعیت عباس حکیم زاده افزایش داده است

سه شنبه 22 خرداد ماه سال 1386
ایران ما :
وضعیت و زندگی بسیار سخت مردم در سیسنان و بلوچستان در پی وقوع توفان گونو 
 

دوشنبه 21 خرداد ماه سال 1386
نا آرامی های پراکنده در دانشگاه فردوسی مشهد
 از صبح  دیروز( یکشنبه ) دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به وضعیت بد خوابگاه ها و امکانات دانشجویی دست به اعتراض و شورش های پراکنده درسطح این دانشگاه زدند و از ساعت 8 شب دانشجویان خوابگاه دخترانه پردیس  با تجمع در جلوی خوابگاه پردیس 2 این دانشگاه با سر دادن شعار دانشجو یان اتحاد اقدام به مسدود کردن خیابان جلوی خوابگاه کرده و خواستار پاسخ به درخواستهای دانشجویان شدند.تجمع کنندگان که بالغ بر 150 نفر می شدند خواستار حضور دکتر بذر افشان معاون  بی کفایت و متحجر دانشجوی دانشگاه که تا آن ساعت در دانشگاه حضور داشت شدند و با حضور بذر افشان که این تجمع را لات بازی و تجمع کنندگان را اوباش خواند دانشجویان با حمله بسوی  وی او را وادار به ورود به محوطه خوابگاه پردیس کرده و در محوطه حبس کردند. اوضا تا این ساعت 12.30 شب بسیار متشنج بوده و نیروهای یگان ویژه در ورشگاه 22 بهمن این دانشگاه آماده حمله به سوی تجمع دانشجویان که تا کنون تعدادشان بالغ بر 700 تن رسیده می باشد و تمامی ورودی و خروجی های این دانشگاه را نیروهای حراست دانشگاه مسدود کرده اند

   1      2      3      4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 197642


ساعت و هوای تهران و ایران

Click for Tehran, Iran Forecast