| |
| جمعه 31 فروردین ماه سال 1386 |
| کیوان رفیعی فعال حقوق بشر به بند معتادین در زندان اوین منتقل شده |
فعالان حقوق بشر : بنا بر گزارشات رسیده آقای کیوان رفیعی فعال حقوق بشر به بند معتادین در زندان اوین منتقل شده است . آقای کیوان رفیعی طی تماسی در روز گذشته با فعالان حقوق بشر اعلام کرد که به بند 7 زندان اوین و در کنار زندانیان عادی با جرایم موارد مخدر منتقل شده است . این در حالی است که وی به دلیل اعتصاب غذا دچار نارحتی در دستگاه گوارشی شده است و باید در بیمارستانی در خارج از زندان معالجه شود . آقای کیوان رفیعی سخنگوی فعالان حقوق بشر در تاریخ 18/4/85 توسط مامورین وزارت اطلاعات در تهران دستگیر شد ولی در طول مدت بازداشت خود و در اعتراض به وضعیت خود بارها دست به اعتصاب غذا زد وی به انواع بیماری های روحی و جسمی مبتلا شد و در موج انتشار ویروس آنفولانزا در بند 209 به بهداری زندان اوین منتقل شد |
|
| |
| جمعه 31 فروردین ماه سال 1386 |
| همراه با دکتر علی رضا نوری زاده در کانال ۱ |
پنجره ای رو به خانه پدری
 جمعه ۲۰/۴/۲۰۰۷
Download file |
|
| |
| جمعه 31 فروردین ماه سال 1386 |
| تجمع نجات پاسارگاد در تهران |
|
اگر خود را ایرانی می دانی بدان که نمادافتخار ایرانی بودنت به زودی با آب گیری سدی به نام سیوند تخریب خواهد شد. اگر نمی خواهی نفرین آیندگان را به جان بخری با هم میهنانت هم گام شو .
روز شنبه1 اردیبهشت ساعت 10 صبح مقابل سازمان میراث فرهنگی خ آزادی نبش زنجان(یادگار امام)
(ما زندگی را به خاطر ایران دوست داریم نه ایران را به خاطر زندگی)
|
|
| |
| پنجشنبه 30 فروردین ماه سال 1386 |
| احمدی نژاد :مردم از شنیدن نام دموکراسی تهوع می گیرند |
|
|
| |
| پنجشنبه 30 فروردین ماه سال 1386 |
| اعتراضات گسترده دختران پلی تکنیک به محدودیت های پوششی |
دانشجویان دختر پلی تکنیک اعتراض گسترده ای را علیه محدودیت های مدیریت دانشگاه در حریم خصوصی و پوشش خود آغاز کرده اند. دانشجویان دختر پلی تکنیک با جمع آوری بیانیه ای با امضاء ۷۰۰ نفر از دانشجویان، اعتراض خود را به اعمال سلیقه ها و توهین های مدیریت و انتظامات اعلام داشنه اند. روز گذشته نشریه دانشجویی “ری را” (ارگان رسمی کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشجویان) در تیتر یک با پرداختن به این موضوع از پیگیری فعالین حقوق بشری دانشگاه را در پی حصول نتیجه و فشار بر دانشگاه در جهت جلوگیری از برخوردهای زننده و غیرعقلانی دانشگاه توصیف کرد. یک عضو کمیته حقوق بشر در همین ارتباط بیان کرد: مدیریت بهتر است هرچه سریع تر نسبت به رسیدگی به این مسئله اقدام نماید و محدودیت ها علیه پوشش دختران به دستور هر کسی که باشد لغو گردد. در غیر این صورت عواقب اعتراضات متوجه مدیریت خواهد بود. شورای صنفی دانشگاه نیز در حمایت از اقدام دانشجویان پلی تکنیک در همان روز به صدور بیانیه ای پرداخت. گزارش “ری را” از روند اعتراضات: اعتراضات گسترده دختران پلی تکنیک چندی است که در کنار درب های ورودی دانشگاه پلی تکنیک و نیز برخی دانشگاه های دیگر شاهد برخورد ناپسند و نادرست انتظامات با نوع پوشش و آرایش دانشجویان هستیم. این عمل که از ابتدای سال آغاز شده و با گذشت زمان فزونی یافته است در حالی توسط مدیریت دانشگاه مورد تایید قرار می گیرد که این امر اعتراض جمعی بسیاری از دانشجویان علی الخصوص دانشجویان دختر را برانگیخته است. در همین راستا جمعی از دانشجویان ضمن صدور بیانیه ای به جمع آوری امضا در سطح دانشگاه و سلف دختران در اعتراض به این روند نموده اند. هدف اصلی این بیانیه توجه به شان و منزلت دانشجویان در رویه های در پیش گرفته شده توسط تصمیم گیرندگان عرصه دانشگاه است. چرا که این برخورد ها نه تنها منجر به حل مشکلات موجود نمی شود بلکه بی اعتمادی میان دانشجویان و مدیریت دانشگاه را دامن خواهد زد. وقتی دانشجو در کنار درب ورودی دانشگاه – مکانی که وی در آن مظاهر جامعه مدنی را جست و جو می کند- با وراندازی چهره و لباسش توسط نگهبانان روبرو می شود و پس از آن برای ورود به دانشگاه باید در آن مکان اقدام به تعویض لباس یا گرو گذاشتن کارت دانشجویی اش نماید دیگر نمی توان انتظار روابط سالم مبتنی بر احترام متقابل را از دانشگاه و قشر تحصیل کرده آن داشت. جمع آوری امضاهای این بیانیه که با حرکتی خودجوش از ۸ مارس آغاز گردیده است چندین هفته بدلیل تعطیلات نوروزی به وقفه افتاد و در نهایت با بیش از ۷۰۰ امضا که غالب آن را دانشجویان دختر تشکیل می دهند در روز گذشته به پایان رسید و دیروز توسط تنی چند از جمع آوری کنندگان آن به دفتر دکتر رهائی ریاست دانشگاه واقع در طبقه هفتم ساختمان دانشکده بین الملل تحویل داده شد و از وی به نمایندگی از کلیه دانشجویان معترض برای بیان این اعتراض همگانی وقت گرفته شد. لازم به ذکر است که شورای صنفی دانشگاه نیز طی بیانیه ای حمایت خود را از این اقدام عنوان نموده است.
متن کامل بیانیه: بی تردید دانشگاه در حیات نه چندان طولانی خود همواره تجلی گاه خرد ورزی و عقلانیت بوده است. ذکر همین نکته کافی است تا از هر گونه سیاست و تدبیر اتخاذ شده خردگریزانه اجتناب شود و هیچ حکم خلاف عقلی در آن صادر نگردد. وجود تعامل آشکار میان دانشگاه در ابعادی جزیی تر و جامعه به مثابه سطحی کلان تر حاکی از تاثیر و تاثرات متقابل این دو حوزه است. از یک سو قانون تفکیک و پذیرش جنسیتی در کنکور تحت عنوان قداست جنسیتی در مجلس یعنی در سطح کلان تصمیم گیری جامعه مطرح می شود و از سوی دیگر در دانشگاه محدودیت برای دختران افزایش می یابد که بی شک مبنای همه این رویکردها استقرار و نهادینه نمودن تفکرات سنتی در راستای سرکوب جامعه زنان است. متاسفانه چندی است که دانشگاه پلی تکنیک شاهد برخوردهای زشت و زننده با دانشجویان بوده است برخوردهائی که آشکارا آگاهی و شان دانشجو را نادیده می انگارد. سختگیری در ورود دانشجویان به دانشگاه وراندازی قیافه آنان، دخالت انتظامات در راستای تصمیمات مدیریت دانشگاه در حریم خصوصی افراد و اعمال حدود و ثغور سلیقه ای در موارد متعدد، تذکر به نوع و رنگ لباس و نوع آرایش و پیرایش دانشجویان موجب خدشه بر ارزشمندی شان دانشجو و دانشگاه بوده و توهین مستقیم به شعور آنان است. در حالیکه حریم خصوصی افراد حوزه حیثیت و حقوق وی است. قانون اساسی آشکارا همگان را از تعرض به حیثیت به حقوق اشخاص منع نموده است. تردیدی نیست که هر کس با هر وضع و پوششی نمی تواند وارد دانشگاه شود اما این دلیل نمی شود که در توجیه تفکرات تحمیلی بر داشنگاه بنام شرع و بر خلاف ان، انتظامات را به وراندازی چهره و ظاهر دانشجویان بویژه دختران موظف سازد و از ورود برخی از دختران به داشنگاه خودشان جلوگیری کرد. گرفتن کارت دانشجویان و تهدید آنان به احضار کمیته انظباطی و به طور کلی برخوردهای از این دست جز سلب آرامش روحی و روانی دانشجو و تنش آفرینی برایند دیگری نخواهد داشت. تاسف بارر آنکه این اقدام بنام اسلام و از سوی مدیریت دانشگاه صورت می پذیرد. با وجود چنین فضائی چکونه می توان پویائی و بالندگی جامعه دانشگاهی را انتظار کشید؟ ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن اعلام اعتراض خود نسبت به این گونه برخودهای سلیقه ای و خرد ستیزانه نسبت به تداوم و تکرار این گونه برخوردها هشدار داده و از مسئولان دانشگاه پایان دادن و توقف این روند را خواستاریم.
جمعی از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک
بیانیه شورای صنفی جامعه دانشگاهی پلی تکنیک بر اساس اصول اولیه اخلاقی و دینی همواره احترام به شخصیت انسانی امری ضروری بوده و تساوی حقوق زن و مرد از طبیعی ترین مسائل جوامع امروز است. اما متاسفانه شاهدیم که امروزه حتی در دانشگاه به عنوان یک محیط آکادمیک نیز این اصول زیر پا گذاشته شده و آپارتایدهای جنسی موجود در جامعه و افزایش فشار بر زنان و دختران غیر قابل تحمل گشته است. دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر که مشروعیت از رای مستقیم دانشجویان می گیرند به عنوان مرجع اصلی دفاع از حقوق صنفی دانشجویان و در حمایت از فعالیت های آنان که اقدام به جمع آوری امضا برای بازیابی حقوق طبیعی خود نموده اند، این برخوردها و فشارها را محکوم نموده و در راستای حفظ شخصیت دانشجویان و جلوگیری از هر نوع توهین به این قشر فهیم جامعه خواستار لغو فوری این برخوردها می باشند. متبع : امیر کبیر |
|
| |
| پنجشنبه 30 فروردین ماه سال 1386 |
| بازداشت 5 فعال سیاسی در شاهدشت |
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده 5 تن از اعضای سازمان جبهه ی اتحاد ملی و میهنی در 15 فروردین توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدند. آقایان مهدی باغبان بفرویی ( دانشجوی کارشناسی برق دانشگاه کرج ) ، امیر باغبان بفرویی ( دانشجوی کارشناسی ساختمان دانشگاه کرج ) ، محمد جعفری ، رضا حیدری ، یوسف اسفندیاری در 15 فروردین سال 86 توسط مامورین وزارت اطلاعات در شهرستان شاهدشت دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده اند . تلاش خانواده این عزیزان برای اطلاع از وضعیت فرزندان خود به جایی نرسیده است و تا کنون هیچگونه اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست و در طی چند روز گذشته مامورین وزارت اطلاعات با یورش به منازل خانواده های آنها شروع به جستجوی خانه ها کرده اند |
|
| |
| پنجشنبه 30 فروردین ماه سال 1386 |
| کسانی که در استان کهگیلویه و بویر احمد |
به احمدی نژاد نامه نوشتند نفری 40 هزار تومان دریافت کردند
reza67.blogfa.com : در سفر احمدی نژاد به استان کهگیلویه و بویر احمد ، تعداد زیادی از مردم با توجه به مشکلاتشان ( شخصی و عمومی ) شکوائیه هایی برای ایشان فرستادند که به قولی بالغ بر چند گونی شده بود . حال بدون توجه به متن نامه ها ،برای هر کدام مبلغ چهل هزار تومان فرستاده شد ، که چند روزی است بوسیله کمیته امداد بین آنها تقسیم می شود
اسامی نویسنگان نامه ها بر روی دیوار
|
|
| |
| پنجشنبه 30 فروردین ماه سال 1386 |
| همراه با دکتر علی رضا نوری زاده در کانال ۱ |
پنجره ای رو به خانه پدری
 پنجشنبه ۱۹/۴/۲۰۰۷ Download file
|
|
| |
| چهارشنبه 29 فروردین ماه سال 1386 |
| همراه با امیر فرشاد ابراهیمی در گفتنی ها |
علیرضا عسگری ، معاون سابق وزیر دفاع پناهنده آمریکا شده !
نیمه بهمن ماه سال گذشته علیرضا عسگری معاون آماد و پشتیبانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دوران وزارت شمخانی ، (دولت خاتمی) در شهر استانبول مفقود شد ، همان زمان خبری منتشر شد که تیمی از سازمان مجاهدین خلق وی را ربوده و تحویل نیروهای  آمریکایی در عراق داده اند این خبر که با پیگیری هایی سازمان مجاهدین خلق نه تائیدش نمودند و نه تکذیب(فرشته یگانه یکی از اعضای شورای رهبری آن گروه ) ، به زودی به فراموشی سپرده شد ، تهران با اعزام تیمی به آنکارا در سفارت ایران هیاتی را مسئول پیگیری سرنوشت نامبرده نمود که با همکاری با میت " سازمان ملی استخبارات ترکیه " مفقود شدن این افسر ارشد سپاه راپی گیرند ، اخبار بعدی حاکی از آن بود که نامبرده درخواست پناهندگی به چند کشور اروپایی و آمریکا داده است و خانواده اش هم از مدتها قبل کشور را ترک گفته بودند اما به چند دلیل آن خبر مردود به نظر می رسید دلیل اول اینکه خانواده وی در اقدامی که به نظر می رسید مسئولان دولت ایران متولی آن بوده اند با تجمع در مقابل سفارت ترکیه در تهران اعلام کردند که ما در ایرانیم ! و نگران علیرضا هستیم ، و دلیل دیگر اینکه معمولا شم اطلاعاتی ایران هر گاه متوجه شود فردی که زمانی درنظام دارای جایگاهی بوده و اکنون مشکوک به مخالفت و معاندت
شده است از همان ابتدا وی را تکذیب می کنند و اینچنین است که به نا گاه وی را که دارای یکی از عالیترین مناصب دفاعی و نظامی کشور بوده را حتی منشی و یا حتی آبدارچی اعلام می کنند تا اطلاعات و اخبار وی را به نوعی بسوزانند و اورا فاقد ارزش بدانند ، اما اینبار دولت ایران در بخشهای اطلاعاتی و دیپلماتیک نه تنها وی را تکذیب ننمودند بلکه در عالیترین سطوح وضعیت وی را پیگیری می نمودند . در همان زمان خبرگزاری فارس که نزدیکترین ارتباطات را به دستگاههای امنیتی و قضایی کشور دارد برای اولین بار عکسی از وی را منتشر نمود که به شیوه ای کاملا ابتدایی و آشکار و با استفاده از فتو شاپ تمام ریش وی را محو نموده بود و علیرضا عسگری را بدون ریش و با سبیل در معرض دید گذاشت ، این امر جای بحث و حدس و گمانهای زیادی را گشود . اکنون و با گذشت بیش از دوماه از مفقود شدن وی و سکوت به یکباره محافل خبری و دیپلماتیک ایران این گمان تقویت می شد که عسگری مفقود نشده است و بر اساس میل و اراده خود به نقطه ای نامعلوم رفته است و یا درخواست پناهندگی داده است ، البته این موضوع از همان ابتدا حدسش می رفت ، چرا که طبق قوانین جمهوری اسلامی خروج نیروهای مسلح حتی در پنج سال اولیه دوران بازنشستگی جز با اجازه سازمان حفاظت اطلاعات متبوع آن فرد مجاز نمی باشد و علیرضا عسگری نیز با اجازه سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و برای زیارت

حرم حضرت زینب و رقیه در سوریه اجازه داشته است و درسیزدهم دی ماه سال گذشته با روادید زیارتی و توسط پرواز هواپیمایی ماهان به دمشق می رود ، این روادید که گذرنامه زیارتی می باشد و فقط برای یکبار سفر و در زمانی معین آنهم به اماکن زیارتی همچون عتبات عالیات عراق و سوریه و مکه مکرمه می باشد طبیعتا برای استفاده به دیگر کشورها همچون ترکیه مجاز نمی باشد و فاقد اعتبار بوده است ، واینکه چگونه علیرضا عسگری در هفدهم همان ماه خود را با اتوبوس و از مرز زمینی به دوبایزید و آنکارا و پس از آن استانبول می رساند جای بحث دارد و اصلا اصولا وی در ترکیه چه کار و منظوری داشته است ؟ اکنون و پس از مدتها تحقیق از منابع مختلف در ترکیه و ایران برای اولین بار در این مجال برایتان ناگفته های علیرضا عسگری را منتشر می نمایم :
علیرضا عسگری پس از آنکه یک روز در هتلی بنام هتل ارشان در آنکارا اقامت می نماید با هدایت فردی بنام " گرین " ( مامور امنیتی سفارت آمریکا در آنکارا ) خود را به دفتر نمایندگی پناهندگان سازمان ملل متحد معرفی می نماید و در خواست پناهندگی سیاسی می دهد ، پرونده وی بدلیل حساسیتهای مطرح در آن و پیگیریهای سفارت آمریکا و واشنگتن با سازمان ملل ظرف مدت پنج روز بررسی و ضمن موافقت با آن به علیرضا عسگری پناهندگی سیاسی اعطاء و با توجه به پذیرش داوطلبانه دولت آمریکا برای پذیرش وی نامبرده و پرونده اش به استانبول دفتر نمایندگی سازمان اعزام پناهندگان به آمریکا – آی سی ام سی – فرستاده می شود ، عسگری که به مدت چهار روز در هتل هیلتون آنکارا تحت حفاظت و نگهداری دو مامور آمریکایی بود خود را به استانبول می رساند که توسط فردی بنام "محمت ایلماز " کارمند محلی آی سی ام سی برای وی در هتل جیران طبق معمول همه پذیرفته شدگان اتاقی رزرو می شود اما هم عسگری و هم ماموران مراقبت وی ترجیح می دهند ی در هتل دیگری با نام هتل مرمره اقامت نماید ، عسگری در بیست وپنجم ژانویه موافقت رسمی اعزام به آمریکا را می گیرد و در تاریخ هفت فوریه نیز استانبول را به مقصد آمریکا ترک می گوید .

علیرضا عسگری کیست ؟
عسگری سرتیپ دوم سپاه و از فرماندهان ارشد ستاد مشترک کل سپاه پاسداران بوده که مدت بیش از سه سال نیز طی سالهای 1370 تا 1373 در نیروی قدس سپاه فرماندهی یگان القادمون ( ستاد مسئول حوزه بالکان ) را بر عهده داشته است ، پس از آن از نیمه سال 1373 به ستاد مشترک سپاه پاسداران رفته و تا پایان سال 1376 دراداره طرح و تجهیزات ستاد مشترک به عنوان مسئول مدیریت خرید خارجی فعالیت می نماید و با ایجاد دهها شرکت و نهادهای اقتصادی پوششی در داخل کشور و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس و مالزی و سوئد به تامین نیازمندیهای نظامی سپاه مشغول می گردد ، با منصوب شدن علی شمخانی در دولت خاتمی به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ، عسگری به معاونت آماد و پشتیبانی نیروهای مسلح آن وزارت خانه منصوب می گردد ، با توجه به تجارب عسگری اصلی ترین وظیفه و ماموریت نامبرده تامین امکانات و تجهیزات توان موشکی و هوایی نظامی کشور بوده است . عسگری در سال 1379طی توافقی که با ساپو ( سازمان امنیت سوئد ) انجام شده بود به همراه هیاتی برای خرید رادارهای فلدرماوس که به جهت تامین قدرت موشکی و ضد هوایی نیروهای مسلح کشور بوده عازم سوئد می شود و همانزمان عکسهایی از جلسات و دیدارهای وی سر از مطبوعات کشور سوئد درآورد که واکنش هر دو کشور را دنبال داشت و اعلام شد صرفا این دیدار و اعزام هیات نظامی ایران دیداری دوستانه بوده است . عسگری از جمله مشاوران فنی شرکت کالا الکتریک بوده است که از جمله اصلی ترین نهادهای پیگیر تکنولوژی هسته ای نظامی ایران می باشد . اکنون عسگری در آمریکاست و باید در انتظار باشیم تا زمانی که این خادم و محرم نظام لب به سخن بگشاید .
پی نوشت :
کسانی که تصاویر اسناد را در ابعاد بزرگتر می خواهند ببینند به اینجا بروند
فعلا هیچ توضیحی بابت منابع خودم نمی توانم بدهم ، همانطوریکه اولین بار نیز وقتی در نشریه عربی زبان المجله درباره مفقود شدن عسگری گفتم همگان گفتند که این شایعه است ، حالا نیز می توانید این پناهندگی را شایعه بدانید ! |
|
| |
| چهارشنبه 29 فروردین ماه سال 1386 |
| همراه با دکتر علی رضا نوری زاده در کانال ۱ |
پنجره ای رو به خانه پدری
 چهار شنبه ۱۸/۴/۲۰۰۷
Download file |
|
| |
| سه شنبه 28 فروردین ماه سال 1386 |
| نامه محمود صالحی از زندان : |
دستگیری من سه هفته قبل از اول مه 2007 یک اقدام سیاسی است و نه قضائی
تاریخ ۱۳/۰۴/۲۰۰۷ آقای گای رایدر عزیز، امروز 12/04/2007 امکان یافتم تا از زندان سنندج با یکی از رفقایم تماس تلفنی بگیرم. طی این تماس از وی خواستم تا از طریق این نامه چگونگی ربودن مرا به اطلاع شما برساند. روز دوشنبه 9 آوریل در محل کارم، یعنی شرکت تعاونی مصرف کارگران سقز، مشغول انجام وظایفم بودم که یکی از فرماندهان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی سقز در ساعت 12 و 30 دقیقه به وقت ایران وارد شد و گفت که آقایان فرماندار و دادستان می خواهند تا در مورد مراسم اول ماه مه سقز با من مذاکره کنند، از آنجا که این شخص بارها شخصا به محل کارم آمده و مرا برای مذاکره با کاربدستان دعوت کرده بود دچار هیچ شکی نشدم و همراه وی رفتم. وقتی به آنجا رسیدم متوجه شدم که نه دیدار با فرماندار و دادستان مطرح است و نه مسئله مراسم اول مه امسال. در آنجا یکی از کاربدستان قضائی حکم دادگاه تجدید نظر را به من شفاها اعلام کردند که طی آن به یک سال حکم تعزیزی در زندان و سه سال حکم تعلیقی محکوم شدهام. من به شیوه فریبکارانه دستگیری خود اعتراض کردم و آنرا مخالف شان انسانی دانسته و از امضا کردن آن خوداری کردم. من هم گفتم که این حکم باید به دست وکلایم برسد یا از طریق مامور ابلاغ به در خانه ام آورده شود بعد از تفتیش بدنی من را به سرعت از دادگاه بیرون آورده و سوار ماشین کردند و با سرعت سرسام آوری ربودند . بعد از چند ساعت متوجه شدم که به زندان مرکزی سنندج برده می شوم . آنها به این ترتیب اجازه ندادند تا من با همسر عزیز و بچههای نازنینم خدا حافظی کنم و حتی اجازه ندادند داروهایم را بردارم. بدون شک خبر دارید که یکی از کلیههای من از کار افتاده و کلیهی دیگرم در حال از کار افتادن است و بدون آن داروها و مداوای مداوم جانم در خطر خواهد بود. این در عرف انسانی چه معنائی دارد؟ آنها من را صرفا به خاطر تلاش برای برگزاری روز جهانی خود و هم طبقهئی هایم محکوم کردهاند و در عین حال جرات نمیکنند من را به صورتی معمولی احضار کنند. آنها مرا میربایند تا از خشم کارگران و مردم آزاده و از اعتراض در امان بمانند.
در واقع دستگیری من سه هفته قبل از اول مه 2007 یک اقدام سیاسی است و نه قضائی. آنها مرا در این شرایط معین دستگیر کردهاند تا برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه امسال دچار مشکل شود و تلاش کارگران ایران برای ایجاد تشکلهای مستقل از دولت دچار سستی گردد. اما آنها از این نکته غافلند که من متعلق به یک جنبش اجتماعی – کارگری هستم. آنها غافلند که من و سایر فعالین کارگری و مردم مبارز به شیوه جمعی کار میکنیم. این جنبش با این شیوه کار همیشه این امکان را دارد تا جای خالی افرادش را پر کند. حتی این احتمال وجود دارد که فعالین جنبش کارگری در چنین شرایطی بر میزان فعالیت خود به لحاظ کمی و کیفی بیفزایند و مراسم مستقل روز جهانی کارگر را باشکوه تر از قبل برگزار کنند. این امکان وجود دارد که تلاش برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری مضاعف شود. ضروری دانستم این نامه را برای شما بفرستم و شخصا شما را در جریان وقایع بگذارم. از روزی که در اول مه 2004 من و همکارانم را دستگیر کردند تا امروز در داخل و خارج تلاش ها، اعتراضات و مبارزات زیادی صورت گرفته است تا قوه قضائی ایران عقب نشانده شود. آنها در ابتدا ما را منتسب به سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومهله) کردند و به خطر انداختن "امنیت ملی" را در پرونده ما وارد کردند. مبارزه وسیع نهادها و تشکلهای کارگری در ایران و جهان کاربدستان قوه قضائی را واداشت از اینگونه پرونده سازیها دست بردارند. به عبارت دیگر مبارزه گسترده داخل و خارج پرونده سازان را کیلومترها به عقب نشاند. اما این مبارزه لازم است تا تبرئه کامل ما و تحمیل حق برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر در سراسر ایران ادامه یابد. من شکی ندارم که شما همچنان نقش شایسته و قابل ستایش خود در این مرحله را نیز ادامه خواهید داد. ارادتمند محمود صالحی. رونوشت: آنا بیوندی جانکس کوچکیویچ |
|
| |
| سه شنبه 28 فروردین ماه سال 1386 |
| تشدید فضای پلیسی و امنیتی در بابلسر در پی اعتراضات دانشجوئی |
فضای شهر بابلسر ، به خصوص دانشگاه آن ، هر لحظه امنیتی تر می شود . تهدید شفاهی دانشجویان ادامه دارد . یکی از دانشجویان که توسط نیروهای امنیتی چند ساعت ربوده شده بود ، ( در صورت ادامه فعالیت خود ) به مرگ تهدید شده است . شب گذشته نیروهای ناشناس با یورش به خانه ی یکی از دانشجویان ( که در هنگام این یورش در خانه نبوده است ) تمامی خانه را مورد تفتیش قرار داده و با به هم زدن وسایل زندگی او و جستجوی صفحه به صفحه ی کتابهای شخصی وی ، محل را ترک کرده بودند . اخبار رسیده از شهر حاکی از آن است که نیروهای امنیتی و نظامی ، علاوه بر دانشگاه ، تمام شهر را اشغال کرده اند
|
|
| |
| سه شنبه 28 فروردین ماه سال 1386 |
| خبرهای کوتاه |
دستگیری نوجوان 16 ساله توسط نیروهای اطلاعاتی
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارش رسیده آقای محمد شفیع خانزاده در شهرستان اشنویه توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده است . آقای محمد شفیع خانزاده 16 ساله به اتهام سیاسی در تاریخ 20/1/86 توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت و اکنون به مدت 8 روز است که در شرایط بلاتکلیفی و در بازداشت نیروهای اطلاعاتی قرار دارد
---------------------------------
اجرای حکم اعدام در تکاب
گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان(PRMMK): یک شهروند کرد اهل تکاب به نام خالد زرکندی به اتهام مقاومت در مقابل نیروهای اسلام، اعدام شد. نامبرده عضو یک حزب کرد بود و در سال 1381 دستگیر و زندانی شده بود. خالد زرکندی پیش تر به اعدام محکوم شده بود. حکم وی روز 20 فروردین ماه در شهر تکاب به اجرا درآمد |
|
| |
| سه شنبه 28 فروردین ماه سال 1386 |
| همراه با دکتر علی رضا نوری زاده در کانال ۱ |
پنجره ای رو به خانه پدری
سه شنبه ۱۷/۴/۲۰۰۷
Download file
اعتراض دانشجویان دانشکده فنى بابل
|
|
| |
| دوشنبه 27 فروردین ماه سال 1386 |
| ربوده شدن 15 دانشجوی متحصن دانشگاه مازندران |
در یورش شبانه نیروهای ناشناس به این دانشگاه
ادوارنیوز: نیمه شب گذشته نیروهای ناشناس لباس شخصی با یورش به داخل دانشگاه بابل دستکم 15 دانشجوی این دانشگاه که در اعتراض به شرایط ایجاد شده در این دانشگاه در پی ربوده شدن بیژن صباغ در فضای دانشگاه تحصن کرده بودند را مورد ضرب و شتم قرار داده و ربوده اند. به گزارش خبرنگار ادوارنیوز به نقل از دانشجویان دانشگاه مازندران نیروهای ناشناس بدون ارائه هرگونه حکم و یا کارت شناسایی با ورود به داخل دانشگاه سعید یعقوبی نژاد، علی تقی پور، ضیا نبوی که در اعتصاب غذا بسر می بردند و همچنین 12 دانشجوی همراه آنها را ربوده و به مکان نامعلومی منتقل ساخته اند. نیروهای ناشناس همچنین با یورش به خانه های دانشجویی اقدام به بازداشت تعداد دیگری از دانشجویان کرده اند که هنوز اطلاع مشخصی از وضعیت آنان در دست نیست. علی نیکو نسبتی عضو شورای مرکزی و مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با محکوم کردن یورش نیروهای لباس شخصی به دانشگاه بابل در این خصوص گفت: متاسفانه در ادامه حوادث اخیر در دانشگاه مازندران شاهد هجوم نیروهای لباس شخصی به داخل دانشگاه و ربوده شدن فعالان دانشجویی متحصن در این دانشگاه بودیم. فعالان دانشجویی که تنها جرمشان اعتراض به بی تدبیری ها ی مسئولین و صدور احکام کمیته های انضباطی است. نیکو نسبتی ادامه داد: افزایش هجوم نیروهای ناشناس لباس شخصی پس از سخنان اخیر وزیر اطلاعات و ایراد اتهامات بی پایه و اساس وی به جنبش دانشجویی و از سوی دیگر قانونی شدن بازداشتگاههای امنیتی برخی نهادهای نظامی و انتظامی خبر از قدرت گرفتن دوباره گروههایی دارد که عملکردشان همواره مورد اعتراض نهادهای مدنی و دانشجویی بوده است. عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم گفت: متاسفانه بنظر می رسد دولت نهم که از پاسخگویی نسبت به مطالبات مردمی عاجز است اکنون و با کمک نیروهای لباس شخصی در تلاش برای ساکت کردن منتقدان است و در ان میان دانشجویان بدلیل مشی انتقادی خود ، هدف اصلی برخورد هستند. همچنین وزارت علوم نیز که در سرکوب دانشجویان عاجز مانده است تلاش دارد با توسل و همراهی با این روشهای ارعاب انگیز صدای اعتراض دانشجویان را خاموش سازد. . نیکونسبتی در پایان گفت: دفتر تحکیم وحدت ضمن ابراز نگرانی نسبت به سلامت افراد ربوده شده و محکومیت حمله افراد ناشناس به دانشگاه بابل که یادآور فجایع تلخی همچون حمله به کوی دانشگاه تهران است، خواهان آزادی سریع دانشجویان، مشخص شدن هویت اصلی کسانی که بدون ارائه هرگونه حکم و مجوز قانونی به دانشگاه یورش برده اند و همچنین عزل مسئولین بی کفایت دانشگاه مازندران که حتی قادر به تامین امنیت دانشجویان خود نیستند بوده و حمایت کامل خود را از خواسته های متحصنین دانشگاه مازندران اعلام می دا |
|
| |
| دوشنبه 27 فروردین ماه سال 1386 |
| آخرین خبر از وضعیت بیژن صباغ و وضعیت دانشگاه مازندران |
eteraz-e-daneshjoo.blogfa : ساعت 12 ظهر امروز (دیروز یکشنبه)میثم عسگری و میلاد معینی به همراه چند تن دیگر از هم دانشگاهیان بیژن صباغ برای پیگیری وضعیت وی به دادسرای انقلاب شهر بابل مراجعه کردند که پس از برخورد غیر مسئولانه ی دادسرا مبنی بر بی اطلاعی از وضعیت بیژن ، برای طرح شکایت ( بابت ربوده شدن بیژن توسط عده ای ناشناس ) به کلانتری 11 بابل رفتند . اما کلانتری با نگه داشتن میثم و میلاد ( امضا کنندگان دادخواست ) به بهانه ی تکمیل اطلاعات ، به مدت 7 ساعت ( از ساعت 12 ظهر تا 7 عصر ) آنان را تحت بازجویی قرار داد و نهایتا در ساعت 7 عصر اجازه خروج آنان از کلانتری داده شد !!! کلانتری کوچکترین اطلاعاتی درباره وضعیت بیژن بروز نداده و هیچ اقدامی برای یافتن او نکرده و همه چیز را منوط به حضور والدین بیژن نموده است . همچنین گفتنی ست به دنبال ربوده شدن بیژن صباغ امروز (دیروز یکشنبه) تجمعی گسترده در دانشگاه بابل ( با جمعیتی در حدود 800 نفر ) در اعتراض به این آدم ربایی وقیحانه برگزار شد . و در ادامه یک اعتصاب غذای همگانی ( با شرکت 400 نفر از دانشجویان ) از طریق تحریم غذای سلف دانشگاه و چیدن ظروف غذا تا دفتر ریاست دانشگاه صورت گرفت که در نهایت با صدور قطعنامه ای با مفاد زیر ادامه یافت :
1- روشن شدن وضعیت بیژن صباغ ثانی 2- لغو احکام محرومیت از تحصیل صادر شده برای دانشجویان و جلوگیری ازادامه روند احضار به کمیته انضباطی 3- آغاز به کار دوباره کانون ها وتشکل های دانشجویی 4 - برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با حضور رئیس و مسئول حراست دانشگاه دانشجویان اعلام کردند که تا رسیدن به این خواسته ها دست از اعتصاب غذا نخواهند کشید. همچنین گفتنی ست که سه تن از دانشجویانی که به همراه بیژن صباغ به احکام انضباطی محکوم شده و از روز شنبه در اعتصاب غذا به سر می برند . |
|
| |
| دوشنبه 27 فروردین ماه سال 1386 |
| ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده آزاد شدند |
کانون زنان ایرانی – بازداشتشدگان کمپین یک میلیون امضا، بعد از ظهر امروز-یکشنبه- از زندان اوین آزاد شدند.  محبوبه حسینزاده و ناهید کشاورز، دو تن از فعالان امور زنان که روز سیزدهم فروردین در پاک لاله ی تهران در حال جمعآوری امضا برای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، بازداشت شده بودند؛ عصر امروز با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شدند. این دو فعال امور زنان طی دو هفته بازداشتدر بند عمومی زندان اوین نگهداری شدند |
|