| |
| شنبه 30 دی ماه سال 1385 |
| همراه با دکتر علیرضا نوری زاده در یکهفته با خبر |
در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهی است...
یکهفته با خبر
سه شنبه 9 تا جمعه 12 ژانویه پیشدرآمد: اینهمه email که در پی انتشار مطلب هفته گذشته در رابطه با ایران بعد از خامنهای دریافت کردم بهترین گواه بر این اشاره من است که خانه پدری روزهای بسیار حساسی را پیش رو دارد و با آنکه طرف هنوز سر پا و مشغول دُر فشانی است اما نزاع میراث خواران از هم اکنون آغاز شده است. شما فکر میکنید سخنان هاشمی رفسنجانی در گفتگو با مجله «حکومت اسلامی» پیرامون جایگاه رهبری و نحوه انتخاب او و امکان دورهای کردن ولایت به طور تصادفی در این روزها به چاپ رسیده است و یا آنکه فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام بیدلیل چاک دهان کشیده، جد و آباء و اولاد و احفاد رفسنجانی و خاتمی را یکی میکند؟ پیش از هر چیز چند فراز از حرفهای رفسنجانی را میآورم و سپس چند جملهای از نامه فاطمه خانم به سید علی آقای رهبر را.
ولایت ادواری در سخنان رفسنجانی سه نکته بسیار مهم به چشم میخورد؛ نخست اینکه ولی فقیه منتخب خبرگان مشروعیت خود را از مردم (به صورت دو درجهای و یا غیرمستقیم) کسب میکند و مزخرفاتی از قبیل کشف نور ولایت در فقیه اصلح، لغو است و در واقع شیخ خوشوقت و مصباح یزدی شارلاتان چرند میبافند. در عین حال رفسنجانی اذعان دارد که رهبر و ولی فقیه حتماً اصلح نیست، چه بسا کسان دیگری باشند که شایستگیشان به مراتب از او بیشتر است منتها رغبتی به ورود به دایره قدرت ندارند. نکته دوم، اشاره او به نظارت مستمر خبرگان بر عملکرد رهبر است که باز به تاکید او تا کنون این نظارت اعمال نشده است. و سرانجام موضوع ابدمدتی رهبری است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام میگوید قانون اساسی هیچ نوع منعی برای دورهای کردن رهبری قائل نشده است. یعنی اینکه میتوان رهبر را نیز مثل رئیس جمهوری برای زمان مشخصی انتخاب کرد. مثلا برای دو دوره چهار یا پنج یا حتی شش ساله ولی در پایان هر دوره باید عملکرد او مورد بررسی کامل قرار گیرد و در عین حال نظارت مستمر از سوی مجلس شورا بر عملکرد ارگانهای زیر نظر او برقرار باشد... حرفهای هاشمی رفسنجانی با این صراحت نشانه آن است که شیخ علی اکبر بهرمانی از هم اکنون مشغول چیدن اساس و بنیان قرار گرفتن خود در جایگاه رهبری پس از رحیل سید علی آقا از مجتمع آذربایجان به لقاءالله میباشد. همزمان با درز کردن بعضی از مسائل مورد بحث در اتاق فکر رهبری که پیش از این به آنها اشاره کردم رفسنجانی میداند اگر مراقبت نکند و به قول استاد باستانی پاریزی «مرد رندی روستائی» را به کار نگیرد به زودی سرنوشت سید احمد در انتظار او و حسن روحانی و حتی کروبی و خاتمی خواهد بود. چنین است که او نیز به همراه مجموعهای که در پستوی مجمع تشخیص مصلحت نظام گرد آورده است مشغول طراحی است. اخیرا اجلاسی از سران دیروز و امروز سپاه در سالروز کشته شدن سردار احمد کاظمی فرمانده پیشین نیروی هوائی و زمینی سپاه در اصفهان تشکیل شده بود که در آن علاوه بر محسن رضائی فرمانده سابق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که یکچند راه تمرد علیه اربابش هاشمی را در پیش گرفته بود ولی از چند ماه قبل دوباره به عتبه بوسی مشغول است، چهرههای گمشدهای چون علائی و ایزدی و مسعود حجاریان و... حاضر بودند، حداقل نیمی از شرکت کنندگان از سرسپردگان هاشمی بودند (جمعی با پول و عدهای نیز به علت مصلحت خود و ارتباطات قدیمی با شیخ علی اکبر بهرمانی). سفر هاشمی به قم در چهارچوب همین برنامهریزیها تدارک دیده شده بود اما در ظاهر به علت بیماری شیخنا در آخرین لحظه به عقب افتاد بعد هم رفسنجانی از حضور در نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام خودداری کرد تا هم خبر بیماریاش تأیید شود و هم دلخوری خود را از سید علی آقا و نوکرانش به سمع مبارک «آقا» برساند. هاشمی مثل همه آخوندهای صف اول نظام سالی چند بار به قم میرود. هفت ماه پیش اما با کارگردانی محسن غرویان از شاگردان مصباح یزدی، هنگام سخنرانیش در قم، عدهای از طلبهها سخت به او تاختند و عمامهاش را فروانداختند. هاشمی با قم قهر کرد و تنها پس از کسب مقام اولی در انتخابات خبرگان، و با توجه به وضع بحرانی کشور و بیماری خامنهای و در پی نشستی با متحدانش تصمیم گرفت سری به قم بزند. شگفتا که چند روز پیش از سفر ناگهانی، معاون امنیتی استاندار قم با انتشار بیانیهای ضمن اشاره به سفر دو روزه هاشمی رفسنجانی به قم یادآور شد که حضرتش سخنرانیهائی در قم خواهد داشت. طبق قرار و مدارهای قبلی رفسنجانی بر آن بود تا با آقایان بهجت و وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، یوسف صانعی، شبیر زنجانی و به گفته یک روحانی مطلع در قم آیتالله منتظری دیدارکند. محور گفتگوها ضرورت حفظ نظام در برابر خطر حمله نظامی آمریکا (با کنار زدن احمدینژاد که اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس به همراه تابش خواهرزاده خاتمی مشغول جمعآوری امضا برای استیضاح اوست) و آمادگی برای مرحله بعد از خامنهای، مانع از تزلزل نظام و حمله نظامی آمریکا به ایران شد. سفر اما انجام نگرفت و به جای آن نامه فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام خطاب به سید علی آقا در سایت انصار، و چند سایت وابسته به احمدینژاد و... منتشر شد. نامهای که در آن فاطمه خانم همان حرفهای همیشگیاش را علیه خاتمی و اصلاح طلبان و کارگزاران تکرار کرده بود با این تفاوت که این بار نوک حمله چنان به قصد دریدن رفسنجانی جهت گرفته بود که بعضی از تعبیرها علیه وی و فرزندان و نزدیکانش به مراقب تندتر و شنیعتر از حملاتی بود که از سوی مخالفان رژیم علیه کل حاکمیت و... طی 28 سال گذشته صورت گرفته است. فاطمه خانم از عملکرد دولتهای هاشمی و خاتمی به عنوان عملکردی که به فساد و تبعیض و فقر در جامعه دامن زد یاد میکند، از رشوه 15 میلیون دلاری که «استات اویل» نروژ به مهدی هاشمی داد یاد میکند، فائزه را فاسد معرفی میکند و فاطمه را خانمزادهای که بدون داشتن صلاحیت بر کرسی ریاست یک تشکیلات تخصصی مینشیند میداند. شبیخون فرهنگی استکبار به گفتۀ او با عاملیت هاشمی و خاتمی صورت گرفت و اگر امروز «دکتر احمدینژاد!!» در مبارزه با مافیای فسادی که هاشمی حامی آن است با دشواریهای زیادی روبرو است همه و همه به این علت است که محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه نیز همدست هاشمی رفسنجانی است. فاطمه خانم در رنجنامه خود خطاب به رهبر لنگه کفش را بر میدارد و چون پشتش قوی است نه فقط بر سر هاشمی رفسنجانی و آن یکی شاهرودی و سید یزدی میکوبد بلکه ژنرال قالیباف را با ذکر عبارت مشهور او (من رضا خان اسلامی هستم) به باد حمله میگیرد و چند ضربهای هم نثار او میکند. من در شگفتم که فاطمه خانم این عربدهکشی را از که آموخته چون پدرش مرحوم علی دوانی از آخوندهای روشن قم بود که به آیتالله شریعتمداری ارادت داشت و در مکتب اسلام نیز مقاله مینوشت. کتاب 14 جلدی او در باب نهضت روحانیت و یکصد سال مبارزه بسیار خواندنی است. چاپ اول کتاب در سالهای نخست انقلاب بیرون آمد و چون کتاب فاش میکرد که در دوران تبعید خمینی این شریعتمداری بود که چراغ حوزه را روشن نگاه داشته بود و بسیاری از روحانیونی که حالا انقلابیون روز یکشنبه آنها را کنار زدهاند دردوران تبعید سید روحالله با جان و دل در راه اهداف نهضت فعالیت کردهاند، به کتاب اجازه چاپهای بعدی را ندادند. علی دوانی که چند هفته پیش درگذشت بعد از انتشار اولین نامه دخترش او را عاق والدین کرد. برادران فاطمه خانم نیز از مردان موقر و معتدل هستند و یکی از آنها دکتر رجبی استاد است و از دوستان نزدیک خاتمی، اما فاطمه خانم دست پرورده همان زهرا خانم معروف است که اول انقلاب چماق به دست به سراغ دانشجویان و اهل قلم میرفت. از جمله روزی در راس گروهی از اوباش و تیغ کشان و بانوان معروفه شهر که آب توبه بر سرشان ریخته بودند به مجله «امید ایران» آمد و قصد داشت «این نوریزاده پدر... ضد انقلاب را قیمه قیمه کند». از آنجا که من در آن تاریخ ریش داشتم و از اتاقم نیز بیرون آمده بودم زهرا خانم فکر کرد منهم یکی از انقلابیها هستم و مرتب از من میپرسید میدانی اتاق این پدر... کجاست؟ من و سیاوش خورشیدی معاون فنیام نیز میگفتیم از صبح غیبش زده و معلوم نیست کدام گوری رفته است. تردیدی ندارم آن روز اگر زهرا خانم و همراهان مرا شناخته بودند سالها بود که از شر بنده خلاص شده بودید. باری فاطمه خانم تنهانیست، در واقع او سخنگوی کسانی است که اتاق فکر رهبری را در تصرف دارند و به همان سرعت رفسنجانی مشغول تدارک برای قبضه کردن قدرت در مرحله بعد از سیدعلی آقا هستند. صف آرائیها بعد از انتخابات اخیر مشخصتر شده است. این همه فغان فاطمه خانم از عملکرد مجلس و چوب لای چرخ «جناب آقای دکتر احمدینژاد» گذاشتن از سوی نمایندگانی که «بیش از دویست و ده نفرشان در حمایت از رئیس دولت سازندگی ـ هاشمی رفسنجانی ـ به محکومیت چند طلبه امام صادق به جرم پرسشگری از وی ـ عمامهاش را انداختن و فحش و ناسزا دادن در قاموس فاطمه خانم یعنی پرسشگری ـ برمیخیزد... و با 221 امضا رئیس دانشگاه آزاد را پشتیبانی میکند تا مبادا سیاستهای عدالت خواهانه احمدینژاد در دفاع از حقوق ملت به تعویض وی بعد از 25 سال بینجامد، اما در برابر چند تروریست در دانشگاه امیرکبیر سکوت میکند...» زبان به شکوه میگشاید و در کلفتی و حقارت (بهتر از این دو واژه برای این خانم پیدا نکردم) تا آنجا میرود که فرزندان سربلند ایران را در دانشگاه امیرکبیر که با فریاد خود زنده بودن دانشگاه و بیداری دانشجویان کشور را در برابر تحفه گرمسار اعلام کردند تروریست میخواند، حتی صدا و سیمای ولی فقیه و حاج عزت ضرغامی سردار اسبق را به باد حمله میگیرد، مهدی کروبی رئیس سابق مجلس و صحابه خاص خمینی را به فساد و پول گرفتن متهم میکند و از 300 میلیون تومانی که حاج آقا از شهرام جزایری گرفته بود یاد میکند... آیا فاطمه خانم فقط با حمایت به قول برزو پناهی بلانسبت شوهرش غلامحسین خان میتوانست این چنین در میدان منازعه چوگان وقاحت را برگوی واژگان عاری از حیا بکوبد؟ نه چنین نیست، و من در این هفته باخبر شدم که ایشان نیز چنان خانم فاطمه درّی همسر سعید امامی (در روزگار سروری سعید جان، یعنی آن زمانی که سید علی آقا یک سعیدجان میگفت و صد تا از دهانش میریخت) به ندیمگی خاصه در بیت مبارک خدمتگزاری خانم خجسته را میکند. و روزهای پنجشنبه نیز از پشت پرده در دروس خارج آقا حاضر میشود.
شیخنا در کمین است رفسنجانی اینها را میداند و در مقابل همانگونه که از آغاز انقلاب شاهد بودهایم چگونه وقتی کمین میکند و نقشه میکشد، رقبایش باید حساب کار خود را بکنند چون وقتی ضربه بزند، ضربه حتماً کاری است. اخیراً خبردار شدم طرحی برای ادغام سپاه در ارتش در دست بررسی است. سید علی آقا از ارتش نمیترسد بلکه وحشت او از سپاه است. عملا غیر از یحیی رحیم صفوی همشهریاش و حاج مرتضی رضائی که جای ذوالقدر را گرفت اعتمادی به بقیه فرماندهان سپاه ندارد. در حالی که از همان آغاز انقلاب با شماری از افسران جوان ارتش عهد دوستی بست که امروز فرماندهی نیروهای ارتشی را بر عهده دارند (کسانی مثل سرلشگر صالحی، دریادار سجاد کوچکی، سرتیپ موسوی و...) در مقابل هاشمی نگاه به سپاه دارد. خامنهای برای کنترل سپاه، که روزی قرار بود در برابر ارتش، خاطر خطیر رژیم را نسبت به هر گونه تمردی در ارتش آسوده دارد، به طور ضمنی با طرح ادغام سپاه در ارتش موافقت کرده است اصولا او از ابتدای بر تخت نشستنش از این فکر حمایت میکرد و در راه عملی کردن آن بود که بیش از یکصد تن از فرماندهان سپاه از جمله علی شمخانی و عباس محتاج را به نیروی دریائی ارتش فرستاد و سرتیپ محمد حسین جلالی را از ارتش مامور برپائی نیروی هوائی سپاه نمود. منتها ارتش چنان فرماندهان سپاه را پس زد که خامنهای از ادامۀ این راه منصرف شد. به هر حال کشورمان آبستن حوادث مهمی است و در کنار آن تهدید خارجی که با سیاستهای ضدملی و احمقانه هیأت حاکمه و گسترش سرکوبها و قلع و قمع داخلی، روز به روز جدیتر میشود همینطور هم ضرورت از خواب زمستانی بیدار شدن اپوزیسیون در داخل و خارج کشور و ایجاد یک جبهه گسترده و یا هیأتی از ایرانیان آگاه و کاردان را برای اطمینان دادن به مردم که سقوط رژیم حتما به معنای هرج و مرج و گرفتار شدن ایران به سرنوشت عراق نیست، بلکه هم بدیل وجود دارد و هم جامعه بینالمللی این بدیل را به عنوان نیروئی که میتواند زمینههای انتقال قدرت را به صورت دمکراتیک فراهم کند به رسمیت میشناسد. فردا خیلی دیر است. از هم امروز باید به فکر ایران پس از سید علی بود وگرنه ارثیه او نصیب شیخ علی اکبر و یا فاطمه خانم رجبی و همراهانش خواهد شد.
شنبه 13 تا دوشنبه 15 ژانویه در اربیل چه گذشت به دنبال سخنان روز چهارشنبه پرزیدنت بوش در ساعت 30/5 دقیقه بامداد تهران آشکار شد که بوش از مدارا و تساهل در برابر عملکرد حکومتهای پیاپی عراق ـ منهای حکومت علاوی ـ از زمان سرنگونی صدام حسین در برابر جمهوری اسلامی، خشمگین و عصبانی است. آنچه او در رابطه با سوریه و جمهوری اسلامی عنوان کرد نوعی اعلام جنگ بود و وقتی نیروهای ویژه ارتش آمریکا در ساعت 6 صبح بر بام دفتر اطلاعاتی رژیم در اربیل فرود آمدند و حدود یکصد نظامی با شکستن درها به ساختمان ریختند و شش تن از کارکنان دفتر را به همراه کامپیوترها و دفاتر و نامههای آنها دست بسته به همراه بردند حداقل حسینی افسر اطلاعاتی سپاه که به عنوان رئیس این دفتر به ظاهر در نقش کنسول ظاهر میشد حساب کار دستش آمد و از خانه خود در نزدیکی دفتر با کمک بعضی از دوستان کردش فرار کرد و به سرعت خود را به مرز رساند و داخل کشور شد. رژیم که به دست هر عامل ترور و مامور اطلاعات و افسران سپاه و سپاه قدس گذرنامه سیاسی داده و هر بار که گند کار آنها در میآید و در جاهائی مثل عراق دستگیر میشوند بلافاصله مدعی میشود آنها دیپلمات هستند و مصونیت سیاسی دارند، به فریاد آمد که وا حقوق بینالمللا، وا قانونا، واحصانتا، کنسولگری ما را مورد تجاوز قرار دادند و دیپلماتهای ما را بردند. انگار یادشان رفت که ارباب نخست رژیم تجاوز به سفارت آمریکا و کنسولگریهایش و به گروگان گرفتن 52 دیپلمات رسمی آمریکائی را برای 444 روز انقلاب دوم خوانده بود. آقای محمدعلی حسینی سخنگوی وزارت خارجه که نسبتی با حسینی مامور اربیل ندارد یادش رفت که چگونه برادر احمد موسوی نماینده اطلاعات و سردار مصلح و سردار کنعانی در لبنان طرح حمله به سفارت آمریکا در بیروت و به قتل رساندن 60 دیپلمات و کارمند سفارت را به اجرا درآوردند. آقای حسینی و دیگر مسئولان رژیم فراموش کردند که در سال 1987 چگونه اوباش حزبالله به سفارت عربستان در تهران حمله بردند و بعد از غارت سفارت محمد الغامدی دبیر اول سفارت را در برابر چشمان وحشتزده ساکنان محل، به صورت ذبح اسلامی به قتل رساندند. بله، در عین حال به روی مبارک نیاوردند که ایران در اربیل کنسولگری ندارد. مطابق پروتکل موجود بین دو کشور ایران و عراق کنسولگریهای ما در کربلا و بصره است. عراق نیز دو کنسولگری در ایران دارد. دفتر سپاه در اربیل و سلیمانیه که از سال 1991 بعد از برپائی دو دولت خودمختار طالبانی و بارزانی برپا شد گو اینکه در سالهای اخیر برای مسئولان کرد هنگام دیدار از ایران ویزا صادر میکرد اما کنسولگری نبود. بنابراین دارای مصونیت دیپلماتیک نیز نمیباشد و کارکنان آن حتی اگر گذرنامه سیاسی داشته باشند دیپلمات به حساب نمیآیند. حضور سردار محمد جعفری معاون لاریجانی و یکی از سران اطلاعات سپاه و دو تن از فرماندهان سپاه قدس و نماینده وزارت اطلاعات در جمع دستگیرشدگان تردیدی به جا نمیگذارد که آمریکائیها این بار به هدف زدهاند. به اعتراضهای آبکی کردها توجه نکنید. عملیاتی با وسعتی که در نیمه شبان در اربیل انجام گرفت بدون هماهنگی پیشمرگههای حزب دمکرات و پلیس اربیل نمیتوانست به این سهولت پایان گیرد. برای آقای مسعود بارزانی و برادرزادهاش نیشیروان دفتر اطلاعات رژیم جاسوس خانهای بود که کارش توطئه و این آخریها جاسوسی علیه حزب دمکرات کردستان ایران و نیروهای آمریکائی بود. در هفته آینده بیشتر درباره این دفتر و دفتر سلیمانیه خواهم نوشت
http://www.nourizadeh.com |
|
| |
| جمعه 29 دی ماه سال 1385 |
| یورش مامورین وزارت اطلاعات به یک کلیسای خانگی در شهر رشت |
فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده مامورین وزارت اطلاعات با یورش به یک کلیسای خانگی در شهر رشت سعی در دستگیری رهبران آن کلیسا بر آمدند. در پی یورش به چندین کلیسا به صورت همزمان و بازداشت چندین تن از رهبران کلیساهای تهران ، کرج ، رشت در اواخر سال 2006 مامورین وزارت اطلاعات در یک اقدام جدید با یورش به کلیسای دیگری در شهر رشت قصد دستگیری رهبران آن کلیسا ( یک زوج مسیحی ) را نیز داشته اند که رهبران کلیسا با اقدام به موقع موفق به فرار شدند ، در پی تهدیدات و فشارها از سوی مامورین وزارت اطلاعات ، هموطنان مسیحی بلاجبار مراسم مذهبی خود را در خانه های خود اجرا می کنند آنها از رفتن به کلیسا و برگزاری مراسم منع شده اند ، رهبران کلیساها نیز تهدید شده اند در صورت برگزاری مراسم مذهبی با شدت بیشتری با آنها برخورد خواهند کرد و آنها را به بند 209 زندان اوین منتقل خواهند کرد |
|
| |
| جمعه 29 دی ماه سال 1385 |
| احضار گسترده دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته انضباطی |
خبرنامه امیرکبیر: ۶ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در فصل امتحانات پایان ترم به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شده اند. کلیه دانشجویان احضار شده جزء فعالین دانشجویی این دانشگاه هستند و بعضا پیش از این و در فصل تابستان نیز با احکام سنگین کمیته انضباطی مواجه شده بودند. اسامی دانشجویان احضار شده به کمیته انضباطی به این شرح است: ۱- شاهو رستگاری، مدیر مسوول نشریه دانشجویی خاک. وی برای سومین بار در یک سال اخیر به کمیته انضباطی احضار می شود و پیش از این به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود. ۲- پگاه حمزه ای، مدیر مسئول نشریه دانشجویی گیوتین. وی برای دومین بار در یک سال اخیر به کمیته انضباطی احضار می شود و پیش از این به یک ترم محرومیت تعلیقی از تحصیل محکوم شده بود. ۳- فرید هاشمی، سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران. وی برای سومین بار در یک سال اخیر به کمیته انضباطی احضار می شود و پیش از این به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود. ۴-یاسر مختاری ۵-بهزاد احمد فر ۶- جمشید اسمعیلی بعضی از دانشجویان دانشگاه تهران که به کمیته انضباطی احضار شده اند همینک در حال سپری کردن احکام پیشین خود که از سوی کمیته انضباطی بر علیه ایشان صادر شده بود، هستند. پیش از این نیز در آستانه امتحانات پایان ترم ۷ نفر از فعالین دانشگاه علامه طباطبایی با احکام شدید کمیته انضباطی مواجه شده بودند. همچنین کمیته انضباطی دانشگاه آزاد سنندج برای جمعی از دانشجویان این دانشگاه احکام سنگینی صادر کرده بود. در دانشگاه امیرکبیر نیز جمعی از دانشجویان ورودی جدید که در جلسه سخنرانی احمدی نژاد در این دانشگاه به وی اعتراض می کردند با شکایت بعضی از بسیجیان این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده اند. بسیجیان مدعی شده اند از سوی دانشجویان مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفته اند! |
|
| |
| پنجشنبه 28 دی ماه سال 1385 |
| طومار دانشجویان کشور در حمایت از دانشجویان ستاره دار |
روزنا: دانشجویان سراسر کشور در اعتراض به محرومیت دانشجویان از حق تحصیل، در حال امضای طوماری هستند که در آن خواستار بازگشت دانشجویان ستارهدار به کلاسهای درس شدهاند.این طومار از رییسجمهور, وزیر علوم, رییس سازمان سنجش آموزش و رییس هیات گزینش میخواهد اجازه بازگشت دانشجویان سهستاره به تحصیل را بدهند و به گزینش دانشجویان پایان دهند.
روزبه کریمی، عضو کمیته پیگیری وضعیت دانشجویان ستارهدار با بیان اینکه تاکنون بیش از 4000 امضا جمعآوری شده است، گفت: مجموعه این امضاها به کمیته پیگیری وضعیت دانشجویان ستارهدار فرستاده میشود و امیدواریم بتوانیم با این اقدامات زمینه ادامه تحصیل را برای این دانشجویان فراهم کنیم.
در این طومار که با عنوان «برای دفاع از حق بشری آموزش و ادامه تحصیل برای همه» در دانشگاههای سراسر کشور در حال جمعآوری امضا است، آمده است: «از دو سال پیش هیات گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم، بار دیگر با حربه گزینش سیاسی و عقیدتی دانشجویان، تعدادی از فعالان داشجویی دگراندیش را از تحصیل باز داشت یا با گرفتن تعهدات مختلف با ادامه تحصیل آنها موافقت کرد.
شهریور ماه امسال همزمان با اعلام نام پذیرفتهشدگان نهایی آزمون کارشناسی ارشد، این تبعیض عقیدتی مشهودتر شد. بسیاری از فعالان دانشجویی با گرایشهای مختلف به استناد یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی سال 67 و به بهانههای واهی و بیاساس «ملتزم نبودن به اسلام» یا «عناد با نظام جمهوری اسلامی» که در هیچ مرجع قانونی و صالحی اثبات نشده است، تنها پس از دادن تعهد در محل تحصیل یا در دبیرخانه گزینش وزارت علوم موفق شدند که در دانشگاه ثبت نام کنند.
بنا بر همین رویه ناقض قانون اساسی، حق بشری بر آموزش و ادامه تحصیل و اصول برائت و دادرسی عادلانه، هنوز تنی چند از فعالان دانشجویی سراسر کشور علیرغم کسب رتبههای علمی بسیار خوب در آزمون سال جاری یا سال قبل، به گواهی کارنامههای منتشره در پایگاه اینترنتی سازمان سنجش آموزش کشور، از ادامه تحصیل محرومند که عبارتند از: سعید اردشیر، مهدی امینیزاده، زهرا جانیپور، حامد حسندوست، فرهاد ذاتعلیفر، روزبه ریاضیمقدم، سالار ساکت، غریب سجادی، پیمان عارف، حنان عزیزی بنیطرف، محسن فاتحی، یاشار قاجار، سیامک کریمی و شورش مرادی.
ما امضاءکنندگان این نامه ضمن محکومیت تبعیض روا داشتهشده در حق دوستانمان، از نهادهای ذیربط وزارت علوم، سازمان سنجش آموزش کشور و هیات گزینش استاد و دانشجو و نیز شخص رییسجمهور به عنوان مسوول اجرای قانون اساسی مصرانه میخواهیم زمینه بازگشت فوری و رسمی نامبردگان را به کلاسهای درس فراهم کنند. همچنین نسبت به خطر احیای گزینشهای عقیدتی و سیاسی برای آزادیهای اساسی و آکادمیک، روحیه و انگیزه نسل جوان و بهویژه زندگی و سرنوشت تک تک دانشجویان کشور هشدار میدهیم.»
|
|
| |
| چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385 |
| حمایت حزب موکرات کردستان ایران از روزه سیاسی |
| خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان: دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان ایران طی اطلاعیه ای به تاریخ 26 دی ماه، از فراخوان عمومی فعالان کرد و سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان برای شرکت در روزه اعتراضی- سیاسی مردم در اعتراض به نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در کردستان حمایت کرده و از طرفداران حقوق بشر، همه انسانهای آزاده و تمامی اقشار مختلف و ملت کرد دعوت کرده است به این اعتراض آرام و مدنی بپیوندند. حزب دموکرات کردستان ایران طی همین اطلاعیه نسبت به بازنشستگی اجباری اساتید و کارکنان کرد و اهل سنت دانشگاهها و مراکز آموزشی درکردستان، اعتراض کرده است |
|
| |
| چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385 |
| وضعیت نامعلوم کیوان رفیعی |
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : پرونده کیوان رفیعی فعال حقوق بشر که بیش از 6 ماه است در بازداشت وزارت اطلاعات به سر میبرد، به دلیل وجود ایراداتی، مجددا به بازپرسی بازگردانده شد. کیوان رفیعی در حالی که روند برگزاری دادگاه خود را در شعبه 13 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سادات، غیر قانونی دانست؛ اعلام نمود که این شعبه پرونده را بار دیگر به بازپرسی ارجاع داده است. وی که بر خلاف قانون، بیش از 6 ماه است در بازداشت موقت به سر میبرد، در طی این مدت از داشتن وکیل محروم بوده است و علی رغم اتمام دوران بازجویی اش همچنان در انفرادی بند 209 و در شرایط بلاتکلیفی به سر میبرد. گفتنی است کیوان رفیعی در هنگام بازداشت، به فعالیت در راستای دفاع از زندانیان سیاسی و اطلاع رسانی در مورد آنان ، مشغول بود |
|
| |
| چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385 |
| انتقال دکتر حسام فیروزی ر به بند جانیان و معتادان مواد مخدر |
خبرنامه امیر کبیر : دکتر حسام فیروزی که چندی است از سوی شعبه 14 بازپرسی دادگاه انقلاب قرار بازداشت وی صادر شده و بند 350 اوین منتقل شده بود، از دیروز دوشنبه 25 دی ماه به اندرزگاه 8 ( بند معتادان مواد مخدر و جانیان) منتقل شده است. دکتر حسام فیروزی در تماسی که با خانواده خود داشت به شدت از وضعیت بد اندرزگاه 8 انتقاد کرد. حسام فیروزی گفت در این بند بیش از 500 نفر زندانی وجود دارند و مصرف مواد مخدر از قبیل کراک، حشیش و تریاک از مصرف مواد غذایی راحت تر انجام می گیرد. وی در مورد شلوغی این بند گفت: ازدهام جمعیت در هر اتاق به حدی است که بسیاری از افراد تازه وارد من جمله خودم دم در می خوابیم و در هر اتاق بیش از 50 نفر اسکان دارند. دکتر حسام فیروزی در پایان گفت: وضعیت بهداشت اینجا به شدت نگران کننده است و این موضوع باعث شده که دو روزه دست به غذا نزنم. گفتنی است دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج احمد باطبی و فعال حقوق بشری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده است |
|
| |
| چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385 |
| احمد باطبی دانشجوی زندانی به بند 350 زندان اوین منتقل گشت |
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر: بر اساس اخبار رسیده از زندان اوین، احمد باطبی دانشجوی زندانی به بند 350 زندان اوین منتقل گشت. احمد باطبی که پس از سپری کردن بیش از 4 ماه حبس در بازداشتگاه 209، به اندرزگاه 7 اوین انتقال یافته بود، عصر امروز به بند 350 منتقل شد. در این حال مسئولین زندان، برای جلوگیری از تماس دکتر حسام فیروزی و احمد باطبی،فیروزی را از بند 350 به بندی دیگر انتقال داده اند. به گفته ی مهتا بردبارهمسرحسام فیروزی، مسئولین زندان پس از مقاومت همسرش برای انتقال از بند 350 و اعتراض وی، با برخوردی نامناسب او را به بند معتادین و زندانیان عادی منتقل کرده اند. دکتر فیروزی در تماسی از زندان، وضعیت بند مذکور را بسیار نامناسب توصیف کرد |
|
| |
| چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385 |
| آیت الئه آملی : کشور را«حسین حسین» حفظ کرد نه |
«ای ایران، مرز پر گهر». سند 6 دانگ این کشور به نام سید الشهداء است!
رجا نیوز : روز گذشته حضرت آیت ا... جوادی آملی، در جلسه پایانی درس تفسیر پیش از محرم (25/10/85) در مسجد اعظم قم به تفسیر آیات 43 و 44 سوره نحل پرداختند و در پایان این درس اهمیت حضور علماء و روحانیان حوزه در مساجد و محافل مذهبی و تبلیغ امور دینی توسط آنان را یادآور شدند. به گزارش خبرنگار رجانیوز، وی با بیان این که این کشور را نوای «حسین حسین» حفظ کرد، نه «ای ایران، مرز پر گهر» فرمدند: شرف این مملکت با حسین بن علی تأمین شد. همه میدانید بدنه ارتش ایران در آغاز جنگ که متلاشی بود، اگر نبود شوق و اشتیاق عاشورایی سپاهی و بسیجی همه چیز از دست رفته بود. وقتی خدا بخواهد دین خودش را حفظ کند، اینگونه آن را حفظ میکند. این است الان اگر کسی بخواهد بداند سند 6 دانگ این کشور به نام کیست، باید گفت سید الشهداء |
|
| |
| چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385 |
| استفاده از دستگاههای صوتی و تصویری CD و DVD |
در خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی کردستان ممنوع شد
خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان: براساس مصوبه شورای فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی کردستان و بخشنامه های مدیریت فرهنگی و معاونت دانسجویی این دانشگاه، استفاده از دستگاههای صوتی و تصویری CD و DVD در خوابگاهها ممنوع شد. به دانشجویان بویژه دانشجویان مستقر در خوابگاه توحید یک هفته فرصت داده شد تا وسابل تصویری خود را جمع آوری نمایند در غیر این صورت، در صورت مشاهده هرگونه وسایل تصویری، خاطیان به کمیته های انظباطی معرفی شده و وسایل ممنوعه ضبط خواهد شد. گفته می شود نیروهای امنیتی موسوم به "حراستیها" در راستای اجرای مصوبه شورای فرهنگی، اخیرا با ورود به خوابگاهها نسبت به جمع آوری وسایل صوتی و تصویری دانشجویان اقدام نموده و چند داشجو را به کمیته های انظباطی معرفی کرده اند |
|
| |
| سه شنبه 26 دی ماه سال 1385 |
| همراه با دکتر علیرضا نوری زاده در یکهفته با خبر |
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
یکهفته باخبر nourizadeh@hotmail.com www.nourizadeh.com سه شنبه 2 تا جمعه 5 ژانویه حکایت بیماری سیّد
پیشدرآمد: در طول چند هفته گذشته و به ویژه در روزهای نخست سال جدید میلادی، شایعات مربوط به بیماری آیت الله سید علی خامنه ای چنان قوت و گسترشی پیدا کرد که یک خبرگزاری و نشریه ایتالیائی از مرگ او سخن گفتند و رادیو اسرائیل نیز که معمولا مورد وثوق بخش بزرگی از رادیوبازهای حرفه ای در ایران است در اخبار روز جمعه خود، با لحنی از این خبر یاد کرد که خیلیها از ایران به من زنگ زدند تا با شادمانی خبر به لقاءالله پیوستن رهبر را اعلام کنند. ماه پیش البته آقای «مایکل لدین» معروف در سایت اینترنتی خود، از درگذشت آیت الله خامنه ای یاد کرده بود ولی دو روز بعد با حضور سیدعلی آقا در اجتماعی از ذوب شدگان در ولایت جهل و جور و فساد آشکار شد که جناب مایکل خان، منابع درستی در اختیار ندارد. به هر حال قصد من از مطرح کردن موضوع بیماری رهبر نخست پرداختن به وضع او و بررسی صحت و سقم اخبار و شایعات منتشره در هفته های اخیر و سپس نظرانداختن به دوران پس از خامنه ای است. ...
فرض کنیم فردا اراده الهی بر این قرار گرفت که علی بن الجواد الحسینی خامنه ای دار فانی را وداع گوید. در این صورت سرنوشت اهل ولایت فقیه چه خواهد بود.
سید و گل کوکنار دلبستگی رهبر جمهوری اسلامی به «افیون» کار امروز و دیروز نیست. در آن سالها که ایشان ظهرها خدمت اخوی کهتر حاج حسن آقای قمی مرجع کهنسال میرسید و پس از صرف ناهار، آن هم دست پخت عمه خانم که دیرسالی با اخوی در خانه 70 متری شرق تهران زندگی میکرد، دل به آتش سرخ میداد و معجون افلاطونی را تفسیر میکرد. یکی از مشکلاتی که سید گرفتارش بود نداشتن حد و اندازه در استفاده از گل کوکنار بود. یادم هست مرحوم بهاری استاد برجسته کمانچه به دلیل ابتلا به چند بیماری از جمله تنگی نفس قادر به آتش افروزی در کنار منقل نبود. گوشه ای دراز میکشید و نگاری را بر آتش میگرفت. هر بار سید علی آقا در فاصله تبعیدها و زندان در جائی حاضر بود که بهاری نیز بدانجا راه داشت (ازجمله بیت امیرالشعراء امیری فیروزکوهی و یا دولتسرای مرحوم حاج حبیب ستایشگر) درنگ نمیکرد و بلافاصله دراز به دراز در کنار چراغ بهاری ولو میشد و لب نگاری را هم چون لبان زیباترین پریچه ها میمکید. کار گرفتاری سید علی آقا با گل کوکنار به جائی رسیده بود که هنگام بازگشت آیت الله خمینی به ایران در آن چند روزی که حضرتش برای به دست گرفتن کامل قدرت در مدرسه علوی و مدرسه رفاه در آمد و شد بود، علی بن الجواد آرد گل کوکنار را در توتون «آمفارو»ی پیپ قاطی میکرد و اغلب او را میدیدم که بر پلکان مدرسه علوی، دود معطر توتون آمریکائی را با سوز دل کوکنار به آسمان میفرستاد. در دوران ریاست جمهوری گاهی سید به رفیق قدیمی اش در منزل عمه خانم سر میزد. همان سفره و همان بساط برپا بود و اخوی مرجع سرشناس مقیم مشهد، از او پذیرائی میکرد. مصیبت سید از آنجا آغاز شد که شیخ علی اکبر بهرمانی در پی درگذشت آقای خمینی، او را بر کرسی رهبری نشاند. حالا دیگر وضع فرق میکرد. دیگر امکان سر زدن به خانه عمه خانم و اخویش وجود نداشت. در عین حال سید علی آقا در مقام رهبر جمهوری اسلامی مجبور به پذیرش قید و بندهائی بود که گریز از آن امکان نداشت. چهار پاسدار ملازمان دائمی او حتی در خلوت بودند. از سوی دیگر سید به علت کمبودهای گوناگون از جمله نداشتن جایگاه یک مجتهد، ناچار برای حفظ خود، دو مامور امنیتی سرشناس از بنیان گذاران وزارت اطلاعات (محمدی گلپایگانی و اصغر حجازی) را به دفترش آورده، یکی را به ریاست دفتر و دومی را به ریاست دفتر ویژه اطلاعات رهبری منصوب کرده بود. بنابراین با آنها نیز نمیتوانست صادقانه سخن گوید. چنین بود که روز به روز جایگاه دکتر علی اکبر خان ولایتی بالاتر شد، چون دکتر میتوانست شربت شفنتوس را تهیه و تقدیم ارباب فقیه کند تا دردهای شدید استخوانش فروکش کند و هر بار که در مجلسی رسمی پایوران رژیمش را ملاقات میکند گرفتار خمیازه و درد نشود. شش سال پیش که سید پس از بحث و فحص تیم ویژه پزشکی چین، دریافت به سرطان پروستات دچار شده است، تعلق و وابستگی اش به شربت مرحمتی میرزا علی اکبرخان طبیب حضور بیشتر شد. همان زمان سید بعد از مدتی که پس از عمل جراحی و سه هفته درمان گیاهی و شیمیائی چینی، راهی نوشهر شد (کاخ سابق شاه در نوشهر مدتی است به استراحتگاه و خلوت سید علی آقا تبدیل شده است. حضرتش در لواسان و دربند و نیز در شمشک نیز استراحتگاههائی دارد. در جمکران نیز اخیرا جهت چله نشینی های مقام معظم رهبری، اتراق گاهی مجلل بر پا کردهاند.) اقامت در نوشهر که 20 روز طول کشید به شایعاتی که پیرامون وخامت حال او بود دامن زد. اما سید قبراقتر از گذشته از پس پرده خلوت بیرون آمد. این بار نیز چنین خواهد شد. و با آنکه سید در مراسم سردوشی دادن به فارغ التحصیلان دانشکده افسری حال و روز خوشی نداشت و دو سه نوبت مجبور به جلوس و جرعه نوشی از شیشه شربت شفنتوس شد اما سه هفته استراحت و داروهای تقویت کننده کارساز بود و همین روزهاست که آقا مجدداً با درفشانی حضور خود در بالای سر اهل ولایت فقیه اثبات کند. با این همه سید وارد سرازیری شده است. گرفتاریهای او یکی دو تا نیست، از یک سو دردهای ناشی از سوءقصد به او در مسجد راه آهن چند روزی پیش از انفجار بزرگ در حزب جمهوری اسلامی و به قتل رسیدن سید محمد بهشتی و یکصد تن از بزرگان رژیم، علیرغم همه معالجات شدت گرفته است. حالا فقط دست راست حضرت ولی فقیه ثانی وبال گردنش نیست بلکه بازو و شانه او نیز گرفتار دردهای جانگداز است. این نفرتی که سید نسبت به مجاهدین دارد بیدلیل نیست. آنها بودند که سید را در بیست و شش سال اخیر دچار دردهائی طاقت فرسا کردهاند. آقای خامنه ای در عین حال به علت افراط در مصرف گل کوکنار به شدت عصبی و وحشتزده است. شبها جدا از دیگران و در پناه یک دوجین پاسدار که نیمی از آنها لبنانی و عراقی هستند به خواب میرود. پس از کشف کپسولهای سمی که در دستگاه تهویه کتابخانه اش کار گذاشته شده بود، سید به همه کس و همه چیز مشکوک است. در جریان انتخابات ریاست جمهوری وقتی که محافظانش از رفسنجانی خواستند پیش از ورود به دفتر مقام معظم رهبری مورد تفحص کامل قرار گیرد، مردی که سازنده سید علی آقای رهبر بود، با عصبانیت کاخ آقا را ترک گفته و از آن پس در ملاقاتهائی که با یکدیگر داشتند، رفسنجانی حاضر به وارسی بدنی نشده بود. باری در کنار این مصائب چشمهای سید پس از عمل آب مروارید، به دردهای شدید مبتلا شده است، با این همه رهبر جمهوری اسلامی که درواقع قویترین مسکن عالم را مصرف میکند، گاهی نیز پس از قوروق تکه هائی از پس قلعه، به کوهنوردی میپردازد. معمولا غلامعلی حداد عادل، اصغر حجازی، علی اکبر ولایتی، در این کوهپیمائی ها در رکاب حضرتش هستند... سال گذشته تیم پزشکی رهبر به او اطمینان داده بود آثار سرطان پروستات در جسم او کاملا محو شده و با دعای امت همیشه در صحنه به ویژه در عراق و فسطین و لبنان، انشاءالله یکصد و بیست سال سایه مبارکشان بر سر امت سنگینی خواهد کرد. اما در اردیبهشت ماه گذشته، هنگامی که آقا در سفری به مشهد دچار دل درد شدید شد و بلافاصله تیم پزشکی را بر بالینش حاضر کردند، معلوم شد مثانه مبارک نیز دچار مشکل شده و غده خوشخیم، بدخیم از آب درآمده است. چند هفته ای بعد سید اعضای اتاق فکرش را در خلوت پذیرا شد. در این دیدار سید با لحنی پر از اندوه و مظلومانه تأکید کرد با آنکه عمر به دست خداست اما با توجه به مسئولیت سنگینی که رهبر امت در برابر رعایای خود دارد و نیز ضرورت استمرار جمهوری ولایت فقیه تا لحظه ظهور حضرت، لازم است از هم اکنون برای روزهای پس از او فکری کرد. (لازم به توضیح است که در آغاز کار دوره دوم خبرگان رهبری، سید علی آقا به شماری از نمایندگان محرم خود توصیه کرده بود در اولین فرصت مناسب موضوع نامزدی سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه را برای جانشینی مطرح کنند. این کار صورت گرفت اما هاشمی رفسنجانی چنان در برابر این پیشنهاد موضع گرفت که حکایت تعیین قائم مقام خیلی زود از دستور جلسات خبرگان خارج و به بایگانی سپرده شد. بار دیگر در آخرین اجلاس خبرگان پیش از برگذاری انتخابات اخیر، دری نجف آبادی منشی مجلس خبرگان و دادستان کل، با اشاره به وضعیت حساس کشور و موقعیت نظام یادآور شده بود که آقای شاهرودی همه گونه مورد اعتماد مقام رهبری است و اگر خبرگان ایشان را بدون سر و صدا و انتشار خبر به قائم مقامی غیررسمی رهبر برگزیند، هیچ نگرانی در صورت هر نوع اتفاق غیرمنتظره وجود نخواهد داشت و امت همیشه در صحنه نیز آسوده بال خواهد بود که اگر روزی بعد از 120 سال رهبر معظم انقلاب به لقاءالله پیوستند معضلی در امر گزینش رهبری در میان نخواهد بود. این بار علاوه بر هاشمی، شخص مشکینی و ابراهیم امینی و موسوی تبریزی و مجید انصاری نیز به شدت با گزینش نامزد جانشینی رهبر مخالفت کرده بودند. (بهای این کار را امینی با کنار کشیدن در انتخابات اخیر خبرگان و مجید انصاری با رد صلاحیت شدنش پرداخت کردند.)
ولایت فقیه پس از سید اینکه ولایت فقیه پس از خروج خامنه ای از صحنه (چه با اوج گرفتن بیماریاش و چه با مرگ او) ادامه یابد جای سئوال دارد. اصولا به قول مهندس بازرگان ولایت فقیه جامهای بود که آن را تنها برای قامت خمینی دوخته بودند. این جامه به تن سیدعلی آقا زار میزد. و هنوز هم بعد از هفده سال، حتی در درون قلعه قدرت نیز ولایت علی ابن الجواد را خیلیها نپذیرفته اند. من بر این باورم که زمزمه های رفسنجانی در مورد قانونمند کردن نهاد ولایت، محدود کردن زمان رهبری به دو دوره پنج یا شش ساله و انتخاب مستقیم رهبر توسط مردم، همه و همه بیانگر اعتقادی است که روز به روز در جمع ارکان نظام مقبولیت بیشتری پیدا میکند. در عین حال تبدیل کردن مقام رهبری به یک مقام نمادین (شاه مشروطه به قول حجاریان) و حتی شورائی کردن رهبری از جمله مسائلی است که پیرامون آن بحثهای داغی در خلوت ارکان نظام از مدتها پیش جریان داشته است. با توجه به این نکات حال باید دید چند سناریو برای دوران پس از خامنهای در دست است و کدامیک از این سناریوها امکان بیشتری برای تحقق یافتن دارد. الف: مرگ آیت الله خامنه ای در شرایط کنونی و سریع رخ دهد. به معنای دیگر برخلاف سلفش، کارش به بیمارستان و بستری شدن نکشد و ناگهان اعلام شود رهبر معظم دیشب در خواب به دیدار جدش شتافت. در این صورت سپاه که اهرمهای قدرت را یکی پس از دیگری تصاحب کرده است، کنترل مراکز مهم را در پایتخت در دست خواهد گرفت و سران سپاه و اعضای اتاق فکر رهبری آن عده از اعضای خبرگان را که تحت کنترل دارند وادار خواهند کرد سید محمود هاشمی شاهرودی را به عنوان رهبر جدید انتخاب کنند. (در نگاه بسیاری از فرماندهان سپاه رئیس قوه قضائیه با توجه به اینکه نیمه عراقی است میتواند ولایت فقیه را تا عراق امتداد دهد. در عین حال آدم ضعیف و حرف شنوی است که میتواند برای سپاه یک شاه سلطان حسین مطیع و گوش به فرمان باشد). ب: در صورت بستری شدن و طول کشیدن دوران بیماری، به جز سپاه، دیگر مراکز قدرت نیز بیکار نمینشینند و خیلی طبیعی است که هر کدام به دنبال گزینههای خود خواهند رفت. این گزینهها در شرایط فعلی از این قرارند: 1 ـ گزینه هاشمی رفسنجانی، حداقل سی تن از خبرگان، بخش بزرگی از پایوران نظام، گروهی نه چندان بزرگ اما قدرتمند در سپاه و اطلاعات سپاه، قدرتهای خارجی صاحب نفوذ در ایران و بخشهائی از جامعه از این گزینه حمایت خواهند کرد. با آنکه در قانون اساسی و شرح و تفسیر آن هیچ تمایزی برای سادات در رسیدن به مقام ولایت قائل نشدهاند اما، یکی از موانع رسیدن هاشمی رفسنجانی به مقام ولی فقیه با اختیارات مطلق عدم سیادت اوست. 2 ـ گزینه مصباح یزدی، این گزینه کمترین بخت را دارد. مصباح نزد مردم بسیار منفور است، پایگاه محکمی در حوزه و خبرگان ندارد. حامیان او در سپاه و دستگاههای امنیتی رژیم بسیار معدود و حوزه نفوذ آنها محدود است. با این همه دور نیست که احمدینژاد و حامیانش بکوشند با بخشی از سپاه و ارگانهای امنیتی و لاتهای حوزه (عنوانی که یکی از مراجع قم بر مصباح و دار و دسته او و آخوندهای خودفروش گذاشته است) کنار بیایند و زمینه را برای رهبری مصباح فراهم کنند. این گزینه از نظر من بهترین است چون سرنگونی رژیم در صورت تحقق این گزینه قطعی است. 3 ـ گزینه شورای رهبری. شورا میتواند در صورت عدم توفیق گزینههای فردی توسط خبرگان مطرح شود. شکل شورا بدون شک ثلاثی خواهد بود. یعنی اینکه شورائی با حضور سه تن تشکیل خواهد شد. گزینهها برای شورا آنگونه که در بحثهای داخلی سران نظام مطرح است از این قرار میباشد: :A فاضل لنکرانی + هاشمی شاهرودی + هاشمی رفسنجانی :B ناصر مکارم شیرازی + سید احمد خاتمی + مصباح یزدی :C هاشمی رفسنجانی + سید محمد خاتمی + هاشمی شاهرودی :D احمد جنتی + علی مشکینی (اگر زنده بماند) + صافی گلپایگانی :E هاشمی شاهرودی + ناصر مکارم شیرازی + سید کاظم حائری :F آیت الله مومن + صافی گلپایگانی + علی مشکینی و در صورت مرگ او احمد جنتی بر این گزینه ها البته باید یک گزینه دیگر را اضافه کرد که در بیت خمینی هم پیرامون آن بحث شده است. آیت الله موسوی بجنوردی (پدرزن حسن خمینی) بهاضافه حسن خمینی و سید محمد خاتمی. در دفتر خامنه ای اصغر حجازی و محمدی گلپایگانی نیز مدتی است روی یک بدیل کار میکنند و این بدیل کسی جز سید مجتبی خامنهای نیست که با وجود جوانی میتواند در کنار دو تن از نوکران دست به سینه رهبر مثل سید احمد خاتمی و آیتالله خرازی برادر وزیر خارجه سابق جمهوری ولایت فقیه مثلثی را تشکیل دهد. اینها را داشته باشید تا در هفتههای آینده با روشن شدن ابعاد بیماری خامنهای آن را دنبال کنیم. |
|
| |
| سه شنبه 26 دی ماه سال 1385 |
|
بیانیه جمعی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی کردستان دراعتراض به دستگیری و بازداشتهای اخیر در این استان
متن بیانیه : حقیقت مهم آن است که تنها از طریق تشریک سیاسی و همکاری میان قدرت و جامعه می توان حقیقت را به جامعه بازنمایاند و از طریق مدنیت عقلانی, به مشخصه های کیفی دست یافت. سرشت حیات سیاسی و در کنار آن, اقتدار سیاسی در عصر کنونی ,مشروعیت به بند کشیدن انسان ها به خاطر اندیشه های ایشان را نپدیرفته است و نخواهد پذیرفت و اداره نظام ها نیز بر این بنیان, تنها ناظر به مفهوم خاصی از مهار و نه حاکمیت خواهد بود.
ما بر این باور هستیم که اگر بتوان علل رویداد را یافت می توان بر ماهیت رویداد نیز شناخت پیدا کرد و این بدان معناست که مفهوم فهمیدن, ارتباط تنگاتنگی با مفهوم تعامل دارد و امکان این تعامل نیز عنصری بنیادین در ساخت قدرت سیاسی است. بنابراین باید با عقلانی نمودن حلقه های رابط مفهومی میان قدرت و جامعه, معیارهایی برای یک تبیین معتبر و معناپذیر از حقیقت ارایه نمود.
به باور ما اگر برای ساختن و یا بهبود هر ساختی شیوه ی درستی وجود دارد در امور اجتماعی و سیاسی نیز شیوه ی درستی هست که در ذات موضوع مورد نظر و در سرشت آن وجود دارد. در این میان, طلب کردن اهدافی که به اقتضای طبیعت امور مطلوب نیستند ممکن است منبع آغازین برای تعارض و ناسازگاری در جامعه باشند و آرزوی نیل به اهداف انحصاری نیز در کنار آن, جامعه ای را با تهدید از دست رفتن نظم موجود روبرو خواهد نمود.
استفاده از ابزارهای از پیش آزموده, خواسته و ناخواسته, دانسته و نادانسته و اختیاری و غیراختیاری, جامعه را به سوی آینده ای نامعلوم و رها از تدبیر خواهد راند و به ظهور آینده ای خواهد انجامید که داوری درباره ی ارزش ها و شایستگی ها را در آن دشوار و بعضا غیر ممکن خواهد نمود.
از نگاه ما با رشد و بلوغ انسان ها, حقیقت با غلبه بر جهل و تنگ نظری و منفعت طلبی ها, نهایتا بر تصمیماتی که در ذات آن, قدرت و زور وجود دارد غلبه خواهد کرد و بخش اعظم حیات سیاسی, به عقلانیتی مبدل خواهد گشت که در آن سیاست بر مبنای معیار صریح و واقعی و بیطرفانه ی کارایی و توانایی, بنیاد گذارده خواهد شد.
از این منظر مدعی هستیم که بازداشت و محکومیت و تشدید فشارها بر فعالان سیاسی و مدنی, هرگز یک راه حل قطعی برای بازگشت تندرستی سیاسی و اجتماعی به جامعه نبوده و نخواهد بود. تلقی ما از بازداشت های اخیر نویسندگان, روزنامه نگاران, فعالان سیاسی و مدنی و ارزیابی آن در کنار تشدید فشارها, موید این باور است که هیات حاکمه در کردستان, اکنون با مواضعی ارزشی مواجه است که ناسازگار و بعضا متضاد نیز هستند. موج گسترده ی بازداشت ها و
تشدید فشارهای اخیر از نگاه ما تنها مبتنی بر یک حکم ارزشی مورد ادعای یک طرف و نه مساله ی تعیین راهکار بهینه برای دستیابی به هدفی معین و مبتنی بر حقیقت و واقعیت است.
بازداشت و محکومیت نویسندگان, روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی در مناطق کردنشین, هرگز یک راه حل قطعی برای مسایل سیاسی و اجتماعی کردستان نبوده است و نخواهد بود بنابراین به مانند استدلال های علمی, در استدلال های سیاسی نیز باید به دنبال معیارهای معتبر و حقایق تحقق پذیر بود.
ما امضا کنندگان این بیانیه,دگرباره و دوصد باره یادآوری می کنیم که اگرچه دور انسان ها را می توان حصار کشید اما هرگز نمی توان دور اندیشه ها را حصارکشی کرد. بازداشت انسان ها به خاطر اندیشه های ایشان برای نیل به اهدافی عاری از ارزش, دیر زمانی است قابلیت خود را از دست داده و تنها بازتاب ارزش های انحصارگرایی است که آن اهداف را تعیین کرده است. باشد تا با ارزش گذاری به خرد و پرهیز از قالب اندیشی های هنجاری, به استقرار نظام حقیقت یاری رسانیم (۶۸ امضا ) |
|
| |
| سه شنبه 26 دی ماه سال 1385 |
| نشریه دانشجویی «طعم آزادی» توقیف شد |
خبر نامه امیرکبیر: نشریه دانشجویی «طعم آزادی» به مدیر مسئولی علی کارگر توقیف شد. این نشریه دانشجویی که در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) منتشر می شد، پیش از این و در ابتدای مهر ماه به اتهام انکار ولایت فقیه و توهین به احمدی نژاد از سوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی، حکم «توقیف موقت به مدت سه ماه» دریافت کرده بود. هر چند طبق قانون، پس از صدور و تایید این حکم، توقیف نشریه دانشجویی «طعم آزادی» در دی ماه به پایان می رسید، اما پیش از انتشار مجدد این نشریه به دستور روزبهانی، مدیر کل فرهنگی دانشگاه، به طور دایم توقیف شد. به نظر می رسد توقیف مجدد نشریه دانشجویی طعم آزادی به علت وصول شکایتی جدید به کمیته ناظر بر نشریات و عدم حضور مدیرمسئول این نشریه برای دفاع از خود باشد. این در حالی که به گزارش خبرنگار خبرنامه امیرکبیر، علی کارگر، مدیر مسئول این نشریه و عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، چندی پیش بر اثر حادثه رانندگی شدیدا مصدوم شده و هم اکنون نیز در دوران نقاحت به سر می برد. علی کارگر به علت مصدومیت شدید، امکان حضور در دانشگاه و دفاع از اتهامات وارده را ندارد. گفتنی است که نشریه دانشجویی «طعم آزادی» در حوزه های مرتبط با دموکراسی، حقوق بشر و پیگیری مطالبات صنفی و سیاسی دانشجویان منتشر می شد. مدیریت دانشگاه صنعتی امیرکبیر که چندی پیش با شکست در انتخابات نمایندگان نشریات دانشجویی، در اجرای پروژه ای دیگر برای محدودیت فعالیت های دانشجویی ناکام مانده بود، اکنون به نظر می رسد با ایجاد سیاست توقیف نشریات دانشجویی، تلاش وافری را برای جلوگیری از انعکاس اخبار واقعی در دانشگاه بکار بسته است |
|
| |
| سه شنبه 26 دی ماه سال 1385 |
| سایت کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بسته شد |
در طی چند روز گذشته سایت اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که بر روی "میهن بلاگ" قرار داشت به صورت کامل از روی این سایت سرویس دهنده پاک شد. سایت اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، ابتدا بر روی "بلاگفا" ایجاد شده بود که پس از مدتی فیلتر شد. واحد اطلاع رسانی کمیته، مجددا سایتی دیگر را بر روی میهن بلاگ احیا کرد اما این سایت توسط مرکز سانسور ایران در مخابرات و نیز خود میهن بلاگ فیلتر شد و در ظرف چند روز گذشته به صورت کامل از فضای این سرویس دهنده پاک شد. طبق بخشنامه ای، سایت میهن بلاگ موظف شده تا تعدادی از سایتهای غیرمجاز را مسدود و تعدادی را فیلتر کند. با این حال واحد اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در صدد است سایت جدیدی را بدون استفاده از فضای سرویس دهنده های داخلی راه اندازی نماید |
|
| |
| دوشنبه 25 دی ماه سال 1385 |
| 10هزار هیئت مذهبی مسجد وحسینیه تجهیز می شوند! |
هزار مسجد، هیئت مذهبی و حسینیه به مناسبت ماه محرم و با برگزاری نمایشگاه عطر سیب به محصولات فرهنگی و تدارکات تجهیز می شوند. دبیر نمایشگاه عطر سیب با بیان مطلب فوق افزود: هیئت های مذهبی که دارای شناسنامه از سازمان تبلیغات اسلامی هستند، با به همراه داشتن مهر هیئت می توانند ضمن مراجعه به چهارمین نمایشگاه عطر سیب و دریافت کارت اعتباری ویژه، اقلام فرهنگی مورد نیازشان را تهیه کنند. فرزاد هوشیار اضافه کرد: راه اندازی 10 غرفه فرهنگی و ارایه الواح فشرده مذهبی، اهدای عکس هایی از بیت الحرمین و حرم امام حسین(ع) و انتشار کتابچه های فرهنگی از دیگر برنامه های این نمایشگاه است. نمایشگاه عطر سیب به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از 25 دی تا 2 بهمن در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار می شود |
|
| |
| دوشنبه 25 دی ماه سال 1385 |
| شکایت نامه به وزن یک تن و 600 کیلوگرم |
در سفر رئیس جمهور به استان کرمانشاه، مردم 218 هزار نامه تقدیم رئیس جمهور کردند. دکتر عبدالرحیم بنکدار مدیرکل دفتر ارزشیابی و پاسخگویی به شکایت های مردمی استان گفت: بررسی نامه ها با حضور نمایندگانی از نهاد ریاست جمهوری طی چهار مرحله بازگشایی، تلخیص، پالایش و ثبت در رایانه صورت گرفت. وی افزود: در نامه های بررسی شده 36 درصد از درخواست ها مساعدت مالی بود، 21 درصد تسهیلات بانکی و حدود 22 درصد از نامه ها بحث اشتغال را به دنبال داشت. وی افزود: وزن نامه های تقدیمی به رئیس جمهوری یک تن و 600 کیوگرم بود و طی مدت 12 شبانه روز بازگشایی و بررسی و در 180 رایانه ثبت شد
|